مروری بر روند طی شده در سالهای اخیر نشان میدهد که حکومت توانسته پروژه تضعیف ساختاری جریان صنفی معلمان را در سه فاز پیش ببرد:
▫️ سرکوب و بازداشت گسترده شاخصترین فعالان صنفی در بهار ۱۴۰۱ و طرح اتهامات امنیتی علیه آنها
▫️ اجرای قانون رتبهبندی به صورت تبعیض آمیز با هدف شکاف میان بدنه معلمان از طریق محروم کردن صدها فعالان صنفی از مزایای اجرای رتبهبندی
▫️ تداوم افزایش هزینههای فعالیت صنفی از طریق تشدید محرومیتهای اداری همچون اخراج، تعلیق و بازنشستگی زودهنگام
در این میان البته مقاومتهایی از سوی چهرههای شاخص جریان صنفی معلمان صورت گرفته اما این مقاومتهای فردی، همچون گذشته منجر به تقویت سازمانیافتگی جریان صنفی معلمان نشده و نتوانسته به احیای تشکلها و سازمانهای صنفی منجر شود.
داوطلب برای مقابله با سرکوب فعالان صنفی معلمان میتوان دستکم شش راهبرد را پیشنهاد کرده است.
یکی از این راهبردها توسعه شبکه های غیرمتمرکز است، یعنی گذار از ساختارهای سلسله مراتبی سنتی به سازمان های غیرمتمرکز. این امر خطرهای مرتبط با شناسایی رهبران و فعالان را به حداقل میرساند و تداوم را تضمین میکند.
پنج راهبرد دیگر را در گزارش مرور کنید و برای دیگران نیز بفرستید تا بیشتر دیده شود و گفتگو شکل بگیرد.
@davtalaborg