فیلتر و رفع فیلتر نمونه کوچکی از نحوه حکمرانی در نظام ویلایی است؛ سه مولفه معنادار: نمادی از دیوانه‌ای که سنگی در چاه می‌اندازد، نمادی از سودجویی و رانت‌خواری و نمادی از ریاکاری و فرصت‌طلبی!

گفتگوی رضا علیجانی با ایران اینترنشنال

ریشه‌های رفع فلیترینگ قطره‌چکانی دو تاست: هراس امنیتی(نظام ولایی خفاش‌وار از نور آگاهی می‌ترسد) و دیگری جزمیت فرهنگی مردسالارانه(که حضرات را از فضای مجازی دچار استرس و نگرانی می‌کند).

ترکیب شورای عالی فضای مجازی را ببینید؛ آن‌قدر مسئولین نظام را دور هم جمع کرده‌اند که گویی می‌خواهند در باره اعلام جنگ و صلح نسبت به یک کشور دیگر تصمیم بگیرند: سران سه قوه، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، فرمانده سپاه، فرمانده نیروی انتظامی، وزیر اطلاعات، دادستان کل کشور و…!

این نوع رفع فیلتر هم‌چنین نشانی است از این‌که اگر بخواهد در گوشه کوچکی از این نظام کوچک‌ترین اصلاحی صورت بگیرد، چقدر با تأخیر، تضاد منافع، مقاومت، کشمکش و مچ‌اندازی همراه است.

به همین به تعبیر علی ربیعی«رفع فیلترِ قطره چکانی» هم، اگر سماجت پزشکیان و فشار نیروهای حامی به او و نیز ترس از سرنگونی اسد(ناشی از فاصله بین حکومت او و مردمش) نبود، باز تن در نمی‌دادند.

می‌گویند یک دیوانه سنگی را در چاهی می‌اندازد که صد عاقل نمی‌توانند در بیاورند. مشکل اما اینجاست که در ج.ا این دیوانه در رأس مملکت نشسته است.

فردی به نام رسول جلیلی از یک طرف شرکت فروش فیلترشکن دارد و از طرفی عضو شورای عالی فضای مجازی است که در باره فیلترینگ تصمیم می‌گیرد!

رضا تقی‌پور عضو دیگر این شورا، شب در تلویزیون مصاحبه می‌کند و می‌گوید در شورای عالی فضای مجازی هیچ‌کس مخالف رفع فیلتر نیست. اما صبح در مجلس با عده‌ای امضا جمع می‌کند که این شورا نباید فیلترینگ را بردارد!( نامه ۱۳۶ به اصطلاح نماینده به شورای عالی فضای مجازی برای تداوم فیلترینگ)

دهه شصت بازجوها می‌گفتند اوین مثل قیف می‌ماند؛ زیاد زیاد دستگیرتان می‌کنیم، اما از آن طرف تک تک آزادتان می‌کنیم. حالا هم حضرات ده تا، ده تا فیلتر می‌کنند و تک تک رفع فیلتر!

احتمالا رفع فیلترهای بعدی نیز بدنبال همین کشمکش‌ها اتفاق خواهد افتاد (که شاید هم دیگر نوشداروی بعد از مرگ سهراب باشد!).

گره معضل آزادی و توسعه در ایران باید توسط خود مردم ایران باز شود.