اجماع لیبرالی؛ شرط گذار از اقتدارگرایی در ایران

مهدی کاظمی زمهریر

سیستم‌های سیاسی در دنیا به دو دسته کلی قابل تقسیم هستند: جمهوری لیبرال و اقتدارگرا. تمام رژیم‌های سیاسی در قالب ریاست جمهوری یا سلطنت، به یکی از این دو دسته وابسته هستند. بطور مثال، گرچه سیستم حکومت در انگلستان پادشاهی مشروطه هست اما مناسبات درونی آن از حیث ایدئولوژیک، مبتنی بر اصل جمهوریت و لیبرالیسم سیاسیست.

منظور از رژیم جمهوری لیبرال، حکومتی است که بر مبنای اصل مشارکت همگانی در امور بعلاوه اصول لیبرالیسم سیاسی مانند تفکیک قوا، حاکمیت قانون، محدودیت دوره تصدی مقامات سیاسی و ‌‌.‌‌‌.. سازمان یافته‌است.

لیبرالیسم سیاسی، متفاوت از لیبرالیسم فلسفی و اقتصادی است. افراد و جریان‌های سیاسی می‌توانند لیبرالیسم اقتصادی و فلسفی را به صورت تمام عیار نپذیرند، اما به رویکرد لیبرالیسم سیاسی برای بازسازی نهادهای حقوقی و سیاسی متعهد باشند.

اگر همه رژیم‌های سیاسی آزاد در دنیا، لیبرال هستند، پس کثرت سیاسی  چگونه پدیدار می‌گردد؟ تنوع موجود در احزاب سیاسی در کشورهای غربی به چه معناست؟

علت طرح این پرسش‌ها، عدم تمایزگذاری میان دو مرحله حیات سیاسی سیستم‌ها و دو گونه کنش است: کنش تاسیسی و بازتولیدی. در کنش تاسیسی، سیستم‌های سیاسی پدیدار می‌شوند، در کنش بازتولیدی، مشارکت افراد و جریان‌های سیاسی در زندگی سیاسی روزمره و فعالیت در سیاست‌گذاری، به بازتولید نظام سیاسی می‌انجامد.

حکومت‌های باز و دموکراتیک غربی، در لحظه تاسیس محصول یک “اجماع لیبرالی” هستند. اجماعی که برآمده از اصول جمهوریت و لیبرالیسم سیاسی است. پس از تاسیس، در درون نهادهای سیاسی برآمده از اجماع لیبرالی، شاهد کثرت گرایش‌ها بر سر سیاست‌گذاری هستیم. آنچه به عنوان دموکراسی غربی خوانده می‌شود و احزاب متفاوت چپ و راست در آن مشارکت دارند، در لایه سیاست گذاری رخ می‌دهد نه لایه تاسیس نهادهای دموکراتیک. بطور مثال، در کشور آلمان احزاب نازی ممنوع هستند، چون به اجماع لیبرالی باور ندارند. در مقابل، احزاب راست به کنشگری در اجماع لیبرالی تن داده‌اند، و آزاد هستند.

رژیم سیاسی در ایران در آینده یا “جمهوری لیبرال” خواهد شد یا اقتدارگرا ( چه نوع ولایی یا سلطانی). اگر احزاب و جریان‌های مختلف چپ، راست و دینی، به نوعی اجماع لیبرالی درباره نحوه سازماندهی نهادهای سیاسی دست یابند، ما شاهد گذار به جامعه باز خواهیم بود. در صورتی که چنین اجماعی رخ ندهد، رژیم سیاسی کنونی در وضعیت انحطاطی تداوم خواهد یافت، یا یک رژیم سیاسی جدید اقتدارگرا جانشین آن خواهد شد.

پدیدار شدن جامعه آزاد در ایران منوط به پذیرش اصول جمهوریت و لیبرالیسم سیاسی به‌مثابه مبنای بازسازی نهادهای سیاسی و حقوقی توسط همه جریانهاست. توافق یا اجماع میان احزاب اپوزیسیون برای گذار از وضع فعلی به وضع دموکراتیک، تنها اجماعی لیبرالی است. این رخداد محصول ظهور جریان‌های سیاسی است که در لحظه تاسیس به نوعی اجماع لیبرالی درباره سازماندهی سیاسی تن داده‌اند، در عین حال، در میدان سیاست پدیدار شده، بر سر سیاست‌های روزمره به کنش‌ورزی و رقابت روی آورده‌اند.

ما نیازمند جریان‌های سیاسی هستیم که در عین وابستگی به نحله‌های مختلف سوسیالیستی، اسلام‌گرا، محافظه‌کار، ناسیونالیست و نئولیبرال، در پذیرش اصل جمهوریت و لیبرالیسم سیاسی با هم اتفاق نظر دارند.بنابراین، نقطه اشتراکی که باید در میان جریان‌های سیاسی برای هم زبانی برای تاسیس یک جامعه آزاد پدیدار گردد، ماهیتی لیبرالی دارد.

در نهایت باید توجه داشت که حکومت کره شمالی و چین هم سکولار هستند و هم دارای نوعی نظام انتخاباتی نمایشی، اما از درون آن جامعه باز پدیدار نشده‌است.
سکولاریسم، دموکراسی (نظام‌های انتخاباتی) و ناسیونالیسم می‌توانند با اقتدارگرایی جمع گردند؛ تنها اصول لیبرالیسم سیاسی است که در ستیزش با اقتدارگرایی و استبداد دینی قرار دارد.

۱۰ دی ۱۴۰۳

فرهیختگان

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»