اکبر دانش سرارودی
به جهت اینکه رهبری تصمیم گرفته دائماً حرف خود را تکرار کرده و قصدی جهت رعایت احوال ناخوش ایران و ایرانیان نیز ندارد و از همگان [همچون مزدوران سپاه سایبری اش جهت مهندسی افکار عمومی!!] میخواهد فقط بازتاب دهنده و تبیینگر نظرات او باشند تا اگر میگوید پیروز شدیم، یا زدیم! یا مقاوم اول تولید علم هستیم یا تحریم نعمت است و در همین شرایط نیز رشد مثلاً ۸ درصدی در دسترس مدیران جامعه است و دشمن نفس های آخر را میکشد و آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند و… نه تنها باید همگی همین ها را تکرار کنند که مثل برخی ائمه جمعه و منصوبانش در نهادهای مختلف باید بگوئیم رهبر ما مقتدرترین، آگاه ترین، شجاعترین و مدبرترین رهبر جهان است و مثل مردم کره شمالی با لبخندش رودهِ بُر شویم و با اخمش زار بزنیم و هر که منتقد بود را مرعوب و دلباخته دشمن بدانیم و اگر کسی بازتاب دهندهٔ حقایق میدانیِ عریانی شد که با گوشت و پوست مان درک میشود، دستگاه قضاء و سازمانهای اطلاعاتی امنیتی باید بلایی سرش بیاورند که کسی روی حرف رهبری حرف نزند و اگر پرسیدند ۲×۲ چند میشود فقط بگوید هر چه شما بفرمائید، الآن شب است یا روز؟ باز هم بگوید هر چه شما بفرمائید
حقیقتاً از ایشان و توجیهات بلاوجهش ناامید شده ایم و توجه به ۵ سخنرانی اخیرش، در قلب واقعیات سوریه و جبهه مقاومت و تبیین شرایط داخلی نیز بکلی ناامیدترمان کرد و مذاکره گریزی عجیب اش در ردّ هرگونه گفتگویی برای حل اختلافات فیمابین نیز پتک ویرانگری بود که ضمن بهم ریختن امنیت روانی بازار و تخریب ته مانده امید به این زندگی نکبت بار، جدای از خرسند ساختن روسیه و اسرائیل و چین، کاسبان تحریمی را ذوقزده و خوشحال کرد که عمدتاً جزء اعوان و الیگارش های فاسد حکومتی اند
کاش رهبری و سایر به صدرآمدگان هم مثل مردم به بازار میرفتند تا ببینند روند صعودی قیمت دلار و بیارزش شدن آن به آنِ پول ملی، چگونه گرگ درون فرصت طلبان را فعال نموده تا بجای مقابله با ظلم و استبدادِ حاکم، بجان همنوعان مظلومشان افتاده و در نبود هر گونه نظارت و مدیریتی، بصورت لحظه ای قیمت ها را جابجا کرده و هر جور دلشان بخواهد کلاه دیگری را بر دارند
کاش در این شرایط اسف انگیز، رهبری و سایر مسئولین مان، مثل مردم عادی به بیمارستان ها و داروخانهها مراجعه میکردند تا آه و نفرین مردم در گرانی و کمبود و بی کیفیتی دارو و درمان را بشنوند و علت نوشتن امروزم نیز شنیدن حرف های تلخی بود که از انبوه مردم سرگردان در یکی از داروخانه های شهر شنیدم
حرف عمده مردم این است، خیری که از ایشان (رهبری) به مردم نمیرسد و دغدغه ای جز جبهه مقاومت و مبارزه با آمریکا و اسرائیل ندارد (مبارزه و ستیزی بی منطق، پرهزینه و بی فایده) پس لااقل ایکاش سکوت میکرد و با حرف زدنش دائماً آتشِ افتاده به جان ملت را شعله ور نمیساخت
اگر بناست دستی نگیرد ایکاش با اصرار بر سیاستگذاریهای غلط و سخنرانی های تهی از خِرد و تقوا، آزارمان نمیداد و با هر موضعگیری بی منطقش لگد دیگری به بخت این ملت رنجور و اسیر در دست فقهاء حاکم نمیزد.