چتر عربی بر سر سوریه، لبنان و عراق!!

رستم شجاعی مقدم

از آغاز کاملا آشکار بود که راهبرد منطقه‌ای ایران صرفا فرقه‌پرور، به دور از عقلانیت و بدون کمترین پیوندی با منافع ملی ایران تدوین و اجرا می‌شد، علاوه بر بطلان بنیادین این راهبردها هزینه‌های سنگین آن عملا بحران داخلی ایران را عمیق و گسترده ساخت و شرایط بغرنج امروزی را پدید آورد.

آنچه فاجعه را بر دو طرف ایران و جهان عرب تشدید نمود خواب و غفلت برخی پادشاهان و حکام عربی و چشم‌پوشی برخی از آنان در مقابل دریافت زیرمیزی ایرانی که به تأسیس و تشکیل این فرقه های تابع حکومت ایران رضایت دادند یا نادیده گرفتند تا بالاخره کار به جایی کشید که انفجارها موجب بیداری و هوشیاری دیرهنگام آنان شد و خسارت‌های دوجانبه و چندجانبه هم بر ایران و هم بر اعراب تحمیل گردید.

حملات حماس به اسراییل که با هدف اولیه مانع سازی در روند صلح و آشتی اعراب با اسراییل آغار شد بالاخره به سرانجامی نزدیک شده که نخست یکپارچگی جامعه عرب (اتحادیه عرب) و به دنبال آن آشتی عربی، عبری بزرگترین محصول آن خواهد بود.

این روزها دمشق فعالترین پایتخت عربی منطقه در پذیرش رهبران جهان عرب از عربستان و قطر تا عراق و لبنان است، پل هوایی که یک پای آن در دمشق است در حقیقت حوزه دریای پارس را به کرانه‌های مدیترانه وصل نموده است.
دره‌ای که گروههای مسلح مواجب بگیر ایران در جهان عرب ایجاد کرده بود در حال پر شدن و هموار شدن به نفع اتحادیه عرب است.

کمتر سیاستمدار یا تحلیل‌گری می‌توانست تصور کند که چنین تحولاتی ظرف یک سال منطقه خاورمیانه را در آغوش بگیرد، و دست ایران از آنچه طی نیم قرن و با صرف هزینه‌ها و توهمات افسانه‌ای باز کرده بود کوتاه شود، و غلط مبنایی که مداحان و مدعیان حکومتی تحت عنوان ورود هوشیارانه ایران به بازی قدرت در منطقه ذاتا منازعه‌خیز خاورمیانه ترویج میکردند یک باره برملا شود.

آنچه تحلیلگران حکومتی و مداحان آن ندیده بودند دو‌ ضرورت بزرگ در روابط بین‌الملل بود:

۱- نخست ضرورت وجود پیوند منافع و هویت مشترک در اتحادها و نفوذ استراتژیک بود، گروههای عرب که توسط حکومت ایران مسلح شدند هیچ منافع مشترکی با ایران نداشتند و هویت آنان نیز کماکان عربی و‌ ضد ایرانی بود.

۲- مشارکت با چند فرقه و گروه مسلح هیچ گاه نتوانسته و نخواهد توانست که در نظام بین‌الملل نقش تعیین کننده ایفا کند بلکه موجب افت و تنزل شأن کشور و دولت ایران و حتی تبدیل آن به یک عنصر ناهنجار و سوژه امنیتی میشوند، چه بسا این فرقه‌ها فاقد اعتبار حقوقی بوده و حتی تحت تعقیب جهانی قرار گیرند.

بالاخره خشکه چینی ایران در منطقه عربی فروریخت، هزینه‌ها هدر رفت و جهان عرب بسیار جدی‌تر و منسجم تر از گذشته حلقه اتحاد خود را تکمیل کرد، فرقه‌ها به دامن برداران خود بازگشتند و اتحادیه عرب چتر خود را بر سر اعضای قدیمی خود گشود!

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»