بازنشستگان و سرکوب معیشت با نمایش “تعیین حداقل مزد”!

دولت به کمک شورای عالی کار این نهاد سرکوب دستمزد، جلسات “کمیته مزد” را با تاخیر و بی‌ علاقگی و بدون پرداختن به افزایش مزد شروع کرد، حکومتی  که بوضوح نشان داده اراده ای برای تامین حداقل‌های زندگی مردم ندارد. نه معیشت، نه درمان، و نه آب و هوا و انرژی.

روند وقایع نشان می‌دهد که حکومت  فشار بیشتر به معیشت و زندگی کارگران و مزدبگیران را بنام افزایش حقوق اما در حقیقت با ارزان کردن بیشتر نیروی کار به پیش برده و کل سطح زندگی از جمله سلامت، رفاه، حق حیات، و شادی و امید را کاهش داده است تا سرکوب عمومی جامعه را با شرایط گرسنگی تکمیل کرده باشند.

تعیین حداقل دستمزد مهمترین کشمکش بین کارگران و حکومت سرمایه است، دولت و کارفرمایان بیشترین تلاش را در پائین نگهداشتن آن داشته زیرا اصلی ترین رکن تداوم انباشت سودسرمایه است و حکومت تمام قد از منافع کارفرمایان که خود بخش اصلی آنست دفاع میکند.

تحمیل چنین شرایط مزدی برای کارگران و همچنین بازنشستگان کارگری که از مصوبات شورای عالی کار تاثیر میپذیرند،  به منظور عقب راندن بیشتر جامعه و پایین آوردن بیش از پیش سطح زندگی و تعرض به منافع آنان است.
مزد تنها یک عدد و رقم نیست، بلکه جنگی علیه زندگی و هستی یک جامعه است. با این تصمیم ، بخش حداقل بگیران در  طبقه بزرگ نیروی کار دیگر حداقل بگیر هم نیستند بلکه به ورطه خردکننده فقر مطلق رانده شده اند.

اراده حکومت در سرکوب مزد و تعرض به زندگی معیشتی اکثریت مردم، ادامه سیاست سرکوب جامعه در اشکال سیاسی، اقتصادی ، امنیتی-قضایی، اجتماعی و فرهنگی است.

تشدید فضای التهاب و تنش جامعه ناشی از کشمکش سیاسی و نظامی کنونی با خارج نمی‌تواند شرایط و فرصتی برای صاحبان قدرت و ثروت در به عقب راندن مطالبات ما باشد.

مصوبات تحقیرکننده شورای عالی کار در سال‌های گذشته که با زیرپا گذاشتن قوانین  حداقلی خودشان هم صورت گرفته ،  موجی‌گسترده از اعتراضات کارگران شاغل و بازنشسته را  به همراه داشته و هم اکنون هم  خیابانها هر روزه شاهد مقابله با این سیاستهای سرکوبگرانه هست و خواهد بود.

تقابل حکومت با نیروی کار شاغل و بازنشسته  آنچنان تشدید شده است که بجز با تغییر اساسی و ریشه ای این مناسبات  راهی دیگر در پیش رو میسر نیست.
نیروی اجتماعی این تغییر ، کارگران شاغل و بازنشسته، زنان و همه مردمی اند که آشکار و پنهان در تلاش برای حذف همه عرصه های استثمار و تبعیض اند . همان نیروهای عظیمی که علیرغم بگیر و ببندها، احکام زندانها ،  اعدامهاو اخراجها همچنان به حل این تقابل بنفع خود در حال مبارزه و پیشروی است.

شعارهایی که کف خیابان را از آن خود کرده  نماد تعمیق و رشد این مبارزات است.
چنانکه به صراحت فریاد زده میشود” زیر بار ستم نمی‌کنیم زندگی، مرگ بر این بندگی”

شورای بازنشستگان ایران