ترامپ رسماً قدرت را بدست گرفت؛ آیا گام‌های پایان تنش ۴۶ ساله ایران و آمریکا آغاز می‌شود؟

حمید آصفی

در بیش از چهار دهه‌ای که از انقلاب اسلامی گذشته است، ایران با چالش‌های زیادی مواجه شده است که بسیاری از آن‌ها ریشه در سیاست‌های خارجی و به‌ویژه تنش‌های طولانی‌مدت با ایالات متحده دارد.
در این مدت، جمهوری اسلامی با اتکا به گفتمان ضدآمریکایی و دشمن‌سازی، مسیرهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود را از دنیای آزاد و روابط بین‌المللی جدا کرده است.
اما در این شرایط، نگاه به آینده و تغییر در این سیاست‌ها می‌تواند به نفع جامعه ایران و به سود جنبش‌های دموکراتیک، اقتصادی و اجتماعی باشد.

پایان تنش‌ها؛ آغاز مسیر دموکراتیک و نوین
یکی از مهم‌ترین فواید برقراری رابطه عادی با آمریکا، پایان دادن به فضای خصمانه و دموکراتیک‌سازی فضا است. جمهوری اسلامی در شرایط کنونی، به شدت تحت فشار قرار دارد و مجبور است که به یک دگرگونی جدی دست بزند. زمانی که تنش‌ها به پایان برسند، هیچ‌گونه ابزار و بهانه‌ای برای ایجاد دشمن‌سازی و سرکوب مخالفان داخلی نخواهد داشت.
این امر به نیروهای دموکراتیک، ترقی‌خواه و جامعه مدنی این امکان را می‌دهد که به‌طور آزادانه صدای خود را مطرح کنند و در جهت تحقق خواسته‌های قانونی و حقوقی خود گام بردارند.

در شرایط کنونی، مخالفان داخلی حکومت همچنان با برچسب‌های مختلف مانند “سازش‌کار” یا “دشمن‌پرست” سرکوب می‌شوند، اما این گفتمان می‌تواند با برقراری رابطه عادی با آمریکا به طور اساسی تغییر کند.
به‌عبارت دیگر، پایان تنش‌ها با آمریکا به معنی خاتمه استفاده از برچسب‌های خصمانه و سرکوبگرانه علیه مخالفان داخلی است که از سال‌ها پیش در جهت حفظ سلطه سیاسی موجود به کار گرفته شده است. این امر باعث تقویت فضای باز سیاسی و اجتماعی در داخل ایران می‌شود.

تأثیر بر توسعه اقتصادی و اجتماعی
رابطه عادی با آمریکا می‌تواند باعث تسهیل در روابط اقتصادی ایران با کشورهای مختلف و به‌ویژه غرب شود. تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی که به‌طور عمده تحت تأثیر سیاست‌های ضدآمریکایی جمهوری اسلامی قرار دارند، بخش زیادی از اقتصاد ایران را تحت فشار گذاشته‌اند. ایران در این شرایط از سرمایه‌گذاری خارجی، دسترسی به بازارهای جهانی، و همکاری‌های اقتصادی و فنی محروم است.
در این چارچوب، برقراری رابطه عادی با آمریکا می‌تواند راه را برای برقراری ارتباطات اقتصادی مفید هموار کرده و به بازسازی و بهبود اقتصاد داخلی کمک کند.

علاوه بر این، جامعه ایران به یک دوره جدید از تعاملات فرهنگی، علمی و سیاسی نیاز دارد تا شکاف‌های اجتماعی و اقتصادی را کاهش دهد. این تغییر در روابط بین‌المللی به سود توسعه نهادهای جامعه مدنی، ایجاد فرصت‌های شغلی جدید، بهبود وضعیت معیشتی و تحقق عدالت اجتماعی خواهد بود.
در نتیجه، این رابطه عادی می‌تواند به‌طور مؤثری برای افزایش رفاه عمومی و اجتماعی ایران منجر شود.

نقطه عطفی در تاریخ ایران
اگر این تنش ۴۶ ساله با آمریکا به پایان برسد، مردم ایران می‌توانند با مبارزات خود و تحمیل تغییرات ساختاری و بنیادین گامی در جهت آینده‌ای بردارند که در آن آزادی، دموکراسی، رفاه و صلح در اولویت قرار دارند.
این پایان تنش‌ها می‌تواند فرصتی طلایی برای تحول‌خواهی و دموکراتیزه کردن نظام سیاسی ایران فراهم کند. ایران در این دوران می‌تواند به یک کشور پیشرفته، آزاد و با روابط دوستانه و مبتنی بر احترام متقابل در سطح بین‌المللی تبدیل شود.

نتیجه‌گیری
در نهایت، برقراری رابطه عادی با آمریکا نه‌تنها به سود مردم ایران و جامعه مدنی است، بلکه به‌طور مستقیم به تقویت دموکراسی و رفاه در کشور منتهی خواهد شد.
این تغییر می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات عمیق در سیاست‌های داخلی و خارجی کشور شود و فرصتی بی‌سابقه برای رسیدن به یک ایران دموکراتیک، مستقل و در مسیر پیشرفت اقتصادی و اجتماعی فراهم آورد.
ایران باید به این نتیجه برسد که به جای گفتمان‌های گذشته که بر پایه دشمن‌سازی و رویارویی با غرب استوار بود، به دنبال مسیری باشد که در آن رفاه، امنیت و آزادی برای تمامی مردم فراهم شود.

مبارزات مردم ایران می‌تواند تغییرات عمیق و بنیادینی را در حاکمیت تحمیل کند و در نتیجه، این روند به تقویت دموکراسی و رفاه در کشور منتهی خواهد شد.
پایان تنش‌ها با آمریکا، در صورتی که به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند دروازه‌ای برای برقراری عدالت اجتماعی، تقویت اقتصاد و ایجاد یک آینده روشن برای ایران باشد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»