۴۶ سال پیش در چنین روزی، مردم ایران کمتر از ۲۴ ساعت با پیروزی انقلابی که نتیجهی هزینههای بسیار و حضور خیابانی و سازماندهی گسترده آنها بود، فاصله داشتند. از امید بسیار در آن ایام و ناامیدی بزرگ در روزهای بعد از آن زیاد گفتهاند. با روشن شدن وضعیت و بلایی که روحانیون با رهبری روحالله خمینی داشتند بر سر کشور میآوردند، همان زمان تصمیم گرفتم از صف انقلابیون جدا شوم. شاید زنان اولین کسانی بودند که فهمیدند کسانی که حالا قدرت را در دست گرفتهاند، باوری به برابری و ارزشهای انسانی ندارند. خمینی اما با زیرکی سرکوب را مرحله به مرحله انجام داد. ابتدا کردستان و ترکمن صحرا و خوزستان را سرکوب کرد. بعد سراغ چپ ها رفت. آنجا هم همه را از ابتدا حذف نکرد، جریان های مخالف را با همدیگر دشمن کرد. بعد سراغ نیروهای مسلمان مخالف خودش رفت. همه را قلع و قمع کرد. دهه سیاه شصت، آغشته به جنایتی است که تا امروز تنها قسمتهای بسیار کوتاهی از آن افشا شده است.
من از قضاوت خلع شدم. به خاطر قهر حکومت، سالها طول کشید تا بتوانم وارد حرفه وکالت شوم. در این میان سراغ فعالیت در حوزه نشر با هدف آگاهی رسانی و همچنین دفاع از حقوق کودکان رفتم. جمهوری اسلامی در هر دهه به نحوی شکل و نقاب عوض کرد تا مشروعیتش را از دست ندهد. اما بعد از نقاب «سازندگی» و بعد از آن «إصلاحات» جنبش سبز نشان داد که با دروغ و تزویر نمیتوان مردم را تا ابد فریب داد. بعد نقاب «اعتدال» آمد. اما دی ۹۶ و آبان خونین ۹۸ پاسخ جامعهای خشمگین به حکومت بود و جنبش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱ دستآخر تیر خلاص را به مشروعیت جمهوری اسلامی وارد کرد.
برای گذار از حکومت جهل و استبداد، همانطور که پیشتر گفته ام به مسئولیت پذیری اخلاقی و اتحاد منسجم و سازماندهی نیاز دارد. به نوبه خودم در سال ۹۸، بابت حضورم در انقلابی که نتیجهی آن رنج مضاعف برای مردم و آیندهای تاریک برای جوانان امروز شد عذرخواهی کردم. من نه قانون اساسی جمهوری اسلامی را نوشتم و نه حتی یک روز در جمهوری اسلامی در مشاغل دولتی کار کردم؛ اما می دانم انقلابی با آن عظمت، بدون حضور أمثال من ممکن نمیشد. از دیگران هم میخواهم به نقش و جایگاه خود توجه کنند و مسئولیت خود را در آنچه امروز ایران با آن مواجه است بپذیرند.
@ShirinEbadiofficial