اصلاح‌طلبان همواره مردم را ترسانده‌اند، مصطفی مهرآئین

اصلاح‌طلبان از ابتدای شکل گیری تا امروز چه در قالب تقابلی با نظم موجود و بیان اینکه ما اصلاح‌طلب رادیکال هستیم، چه در قالب اعتدال و وفاق که تبدیل به اصلاح‌طلبان همراه با کلیت نظام شدند، تا امروز که آقای خاتمی حرف‌های عجیب و غریب میزند و می‌گوید مردم با براندازان همراهی می‌کنند و در وصف مخالفان از کلمه برانداز استفاده می‌کند، همواره ما را ترسانده‌اند

برخی نیروهای اصلاح‌طلب می‌گویند که ما با اصلاحات جزئی و آرام آرام جامعه را اصلاح می‌کنیم، هیچ آدم عاقلی در جامعه ما مخالف با این ایده نبود که امر ولایی آرام آرام خود را به مردم واگذار کند و نظم دموکراتیک در جامعه ایجاد شود. و بدون خشونت و کشته شدن و آسیب به تغییر و اصلاح دست پیدا کند.

در ۴۵ سال گذشته، مردم به هر زبانی و با حاکمیت سخن گفتند، نه تنها از ایده‌های خود دست برنداشت، بلکه پله پله عقب‌تر رفت.

این نظام سیاسی دیگر پیر، فرسوده، خالی، ناتوان و بدون اندیشه شده است، مانند یک انسان پیر ناتوان که دچار آلزایمر شده است و قادر به فهم جامعه و موقعیت خود نیست.

این نظام سیاسی برای توجیه کارهای نادرست خود، آرام آرام به سمت اضمحلال در درون خود پیش میرود.

نکته دیگر اینکه مردم ما چه با اعتراض و چه با سکوت، سعی کردند به حاکمیت حالی کنند که راه نادرست میرود و در هر دو صورت این به ضرر حاکمیت تمام میشود. مردم حتی با سکوت خود به این نظام سیاسی آسیب وارد می‌کنند چرا که هیچ ‌پروژه‌ای پیش نمیرود. مردم حیات ساده و خاص خود را دارند و در ظاهر دیده می‌شود که مردم از مشارکت محروم شده‌اند، اما این زندگی را برای نظام سیاسی منتفی می‌کند. کل سیستم با این نظام بسته، عبوس، پیر و خشمگین با نگاه ‌پدرسالار، عملا از کار افتاده است. و البته بازنده این ماجرا، کلیت جامعه ایران است.

در کل جامعه از اصولگرا، اصلاح‌طلب و تمام صداها گذر کرده است و خواهان یک نظم اجتماعی کاملا مدرن و مبتنی بر روابط عاطفی گرم، نظم سیاسی دموکراتیک و نظم فرهنگی مبتنی بر آزادی بیان است. اگر کسی بخواهد جامعه را در این حدود نگه دارد، جامعه آن را طرد می‌کند.

در جواب علیزاده که میگفت امثال مهرآئین مانند راننده تاکسی‌ها حرف میزنند و سوار بر خشم مردم شده‌اند باید بگویم: اولا راننده تاکسی به وجود بسیاری از روشنفکران ما شرف دارد. دوما راننده تاکسی‌ها و امثال ایشان مردمان ما هستند. و سوم اینکه مردمان ما کاملا سیاست‌زدایی شده‌اند.

اینکه مردم گرفتار بی‌برقی، بی آبی، بی‌پولی و… شدند، به معنای سیاسی بودن ایشان نیست، به معنای سیاست‌زدایی کردن مردم است. مردم نباید شبانه روز دغدغه نان داشته باشند.

مردم ما جامعه نشینان جامعه ما هستند و جامعه شناسان دانش خود را از سنجش جمعیت نمونه حاصل می‌کند. ما تحقیق با مردم داریم و مردم همکار تحقیقات ما هستند.

مصطفی مهرآئین در گفت‌وگو با حسین رزاق/ پارت سوم

🔗فیلم کامل را در کانال یوتیوب ما ببینید