رضا رضائی
آیا اگر دیپلماسی فعال شد، باید مردم و مطالبات آنها غیرفعال شود؟
مقدمه: این روزها شاهد دیپلماسیِ دیدار، گفتگو، مذاکره، ارسال پیام، سفرهای ناگهانی، توافقات پُشت پرده، نرمش قهرمانانه، چرخشهای ناگهانی در صحنه ی سیاسی از یک سو و سکوت مردمِ منتظر و رئیس جمهورِ غایب از سوی دیگر هستیم.
یکم:ملتِ گرفتار در انبوه مشکلات و خبرهای ضدونقیض از منابع مختلف، به امید دور شدن سایه ی جنگ، گشایش اقتصادی و صلح با دنیاست.
دوم: کنشگران مدنی، عدالتخواهان، جنبش سبز، جنبش مهسا، اصلاحطلبان، اصولگرایان، ارزشیهاو نظامیان، همگی در انتظار قرائن و شواهدی برای تغییرِ خوب یا بد هستند.
سوم:نشانه هایی از تغییر راهبردها، اهداف و فعالیتهای حاکمیت به سوی تحقق خواسته های مردم در افق های دور قابل مشاهده است.
چهارم:راهبردهایی مانند تصرف خیابان، مقاومت مدنی، نافرمانی مدنی، استفاده از اپوزیسیون داخلی و خارجی، و اعتراض های توأم با تجمع، اعتصاب و تحصن، از دستور کار مردم خارج شده است.
به اعتقاد این کنشگر مدنی:
۱-به نظر می رسد صحنه های سقوط حاکمیت، فرار مختلسان و فاسدان، مصادره ی اموال به غارت رفته ی ملت، دستگیری فاسدان، تشکیل دادگاه مردمی، همه پرسی و تدوین قانون اساسی جدید، به محاق رفته و همچون آتشی زیر خاکستر است.
۲- به نظر میرسد حداقل های صلح، سازش، توافق و گشایش اقتصادی جایگزین مطالباتی چون آزادی خواهی، عدالتخواهی، رفع استبداد، پایان حصرها، و آزادی زندانیان سیاسی و خبرنگاران شده است.
۳- به نظر میرسد متصرفان صداوسیما، برخی خبرگزاریها، روزنامه ها و سایت های معلوم الحال،در حال تغییر موضع و همسویی با فرمانِ فرمانفرمایان هستند.
۴- به نظر میرسد حاکمیت در ظاهر و مردم در باطن به درکی خردمندانه از واقعیات جهانِ نو در سایه ی تعامل و تفاهم همه جانبه رسیده اند.
فراموش نمی کنیم که نهضت بیداری و خیزش خردورزی، از این فراز و نشیب ها بسیار دیده و همواره بر استراتژی فعال اعتراضی، کنشگری و مطالبهگری برای حفظ منافع ملی و تمامیت
ارضی کشور باقی مانده است.
این جنبش، هرچند از زایش امید و شادی مردم خرسند است، اما همچنان مراقب دستهای آلوده به خون ملت و سیاست بازان چندچهره است.
به خاطر داشته باشیم که سراب صلح و رفاه همیشه پشتِ غفلت پنهان است. باید هوشیارانه دیپلماسی فعال کنونی را دنبال کنیم و مجالی برای فریبِ دو دوزه بازان و کاسبان تحریم، فقر و فلاکت مردم باقی نگذاریم؛ چراکه شاید با یک فریب و غفلت، این بار نیز یکصد سال به عقب بازگردیم.