در آستانه یک تصمیم تاریخی: یا تن در دادن به استحاله‌ ای نرم ،یا چشم در چشم با شمشیری سخت

احسان نگارچی

سیاست  بیش از هر زمان دیگر، در کسوت اقتصاد و منطق حسابگری ظاهر شده است، خواستِ رئیس‌جمهور  ایالات متحده،  ترامپ، را نیز باید در همین تراز دید.

او جنگ‌طلب نیست، لااقل نه از جنس آنانی که عطش خون دارند و از طنین گلوله لذت می‌برند. بلکه سوداگر است و به سود می‌اندیشد، نه به سرباز.
خویشتن را با دلار و دیپلماسی وزن می‌کند، نه با موشک و دود.

اما آنچه او می‌طلبد، نه کمتر از یک دگرگونی بنیادین در جمهوری اسلامی است؛ دگرگونی‌ای که از جنس تغییر رفتار نیست، بلکه عینِ استحاله و استبدالِ هویت است.
باید با مصر و سعودی همراه شوند.

تغییراتِ مطلوبِ واشنگتن، خاصه در حوزه‌ی سیاست منطقه‌ای و ترکِ حمایت از نیروهای نیابتی، در ظاهر شاید جز تعدیل نباشد، اما در باطن، بنیاد برانداز است؛ چرا که همین بازوهای نیابتی‌اند که نظام با آن‌ها برای خود عمق استراتژیک دست‌وپا کرده و تصویر تهدید‌آفرینی خویش را به رخ کشیده است. و اگر این ابزارها به کناری نهند، دیگر آن هیبت سابق نخواهد ماند.

به بیانی روشن‌تر، خواست ترامپ چیزی نیست جز آنکه ایران به اردوگاه متحدان آمریکا ، از سعودی  تا مصر  بپیوندد و چه بسا به صلح ابراهیم نیز مهر تأیید نهد.

آنان‌که از مذاکرات جاری سخن به میان می‌آورند و در بابِ پیشرفتِ آن بانگ خوش‌خیالی می‌زنند، شاید یادشان رفته است که در عهد بایدن نیز همین نغمه‌ها نواخته شد و سرانجام در میانه‌ی بندهای تحریمی چون قانون کاتسا، به بن‌بست رسید.

اکنون، نه‌تنها آن تحریم‌ها برقرارند، بلکه فهرست مطالبات واشنگتن طویل‌تر شده و زبانِ آن، صریح‌تر و صلابت‌آمیزتر.
از جمله‌ی این مطالبات، دعوتِ گسترده به حضور شرکت‌های آمریکایی در بازار ایران است، و در پی آن، بازگشایی سفارت آمریکا در تهران هم خواهد آمد، گرچه آن را به صراحت نگویند.

این امر اگر تحقق پذیرد، نه فقط نشانه‌ی مصالحه، بلکه گشودنِ باب نفوذ عمیق و دیرپا خواهد بود؛ نفوذی که دستگاه  نظام  را مهار خواهد کرد، و دیگر نخواهد توانست چون گذشته مردمان را به گلوله ببندد.

بدین‌سان، مذاکرات جاری، اگر به ثمر رسد، فرجامش نه یک توافق معمول دیپلماتیک، که نوعی تسلیم و خروج بی‌سروصدا از منظومه‌ی فکری انقلاب خمینی ست.

و اگر این مسیر پیموده نشود، راه دیگر، نه آرامش که آشوب است؛ نه سازش که ستیز. آن‌هم ستیزی که ممکن است نه در پهنه‌ی خاک، که در رأس هرم قدرت حادث شود.

این است آن دوراهی خطیر که نظام را در برابرِ خویش می‌بیند؛ یا تن در دادن به استحاله‌ ای نرم ،یا چشم در چشم باشمشیری سخت .
https://www.instagram.com/p/DIqg5kJRjCF/?igsh=MXd3NWw0a3JlM3A3YQ==

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»