حمیدآصفی
سیاست خارجی ایران وارد مرحلهای از بازتعریف ناگزیر شده است. در همین بستر، مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا که ابتدا در مسقط و سپس در رم انجام شد و قرار است بار دیگر از فردا به عمان بازگردد، نشانهای از یک چرخش معنادار است، چرخشی که نه از موضع قدرت، بلکه از منطق بقا شکل گرفته است.
اما آنچه در سطح دیپلماتیک بهمثابه یک توافق استراتژیک برای پایان تنش و عبور از تحریمها در حال پیشرفت است، در فضای داخلی با روایتی متفاوت و حتی متضاد ارائه میشود. این چرخش باید به گونهای بازتعریف شود که نه موجب ریزش در پایگاه ایدئولوژیک نظام شود، نه باعث انفجار معنا در میان حواریونی که سالها با شعار «نه سازش، نه تسلیم» زیستهاند.
اینجاست که مفهوم “صلح امام حسن” به ابزاری حیاتی بدل میشود. این مفهوم، که ریشه در تاریخ و سنت شیعه دارد، نه برای فریب واشنگتن، بلکه برای توجیه و آرامسازی پایگاه درونی نظام مورد استفاده قرار میگیرد. بهویژه در میان نیروهای موسوم به حزبالله، پایداریها، طلاب و بسیجیانی که هویتشان با «مبارزه با آمریکا» گره خورده است.
و این تقابل دقیقاً از همینجا دردناک میشود: پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ با عراق، “جام زهر” بود در برابر صدام حسین؛ اما اکنون، این “صلح” در برابر آمریکاییست که کل دستگاه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، هویت خود را در تقابل با او تعریف کرده است. به همین دلیل، عبور از تنش با آمریکا برای بدنه سنتی نظام، نه فقط یک چالش سیاسی، بلکه یک بحران معنایی و روانی عمیق است.
به بیان دیگر، اینبار حاکمیت نه تنها باید در سطح بینالمللی از صلح دفاع کند، بلکه باید در داخل، هویتی را تغییر دهد که سالها بر طبل تقابل کوبیده است. و برای آن، دو روایت موازی را همزمان پیش میبرد:
به دولت ترامپ میگوید: این توافق استراتژیک است؛ فرصتی برای ثبات منطقهای و برداشتن تحریمها.
به پایگاه داخلیاش میگوید: این تنها یک تاکتیک موقت است؛ شبیه صلح امام حسن، برای حفظ نظام در مقطع حساس.
در واقع، حاکمیت تلاش میکند توافق را در خارج بهمثابه استراتژی عملیاتی کند اما در داخل، آن را بهعنوان تاکتیک جا بزند.
این دوگانهسازی تنها بهدلیل الزامات ژئوپلیتیک نیست، بلکه ناشی از تضاد ریشهداریست میان واقعیتهای بینالمللی امروز و ساختار هویتی نظامی که هنوز خود را پرچمدار مبارزه با امپریالیسم میداند.
مسئله دیگر این است که واکنش حواریون صرفاً نظری نیست. اگر این دوگانهسازی در روایت موفق نباشد، ممکن است با واکنشهای عملی، تخریبگر یا مزاحم در مسیر مذاکرات همراه شود. به همین دلیل است که ادبیات رسمی به سراغ مفاهیمی چون «مصلحت»، «نفسکش» و «صلح تاکتیکی» رفته تا آنچه در واقعیت نوعی سازش استراتژیک است، در ظاهر بهعنوان یک تصمیم اضطراری و موقتی جلوه کند.