در کشورهایی که از دیکتاتوری به دموکراسی گذار کرده‌اند، چه بر سر هیئت حاکمه‌ و صاحبان نفوذ و قدرت در نظام استبدادی آمده است؟

خاویر پادییا، پژوهشگر علوم سیاسی دانشگاه شهر نیویورک، و نویسندگان همکارش برای پاسخ دادن به این پرسش به‌طور مشخص بر مورد گذار اسپانیا از یک دیکتاتوری چهل‌ساله‌ به دموکراسی متمرکز شده‌اند: فرایندی که با مرگ ژنرال فرانسیسکو فرانکو در سال ۱۹۷۵ آغاز شد.

اگر طی حدود یک قرن گذشته به موارد گذار مسالمت‌آمیز از حکومت‌های اقتدارگرا به دموکراسی‌ بنگریم، می‌بینیم که نهادهای دموکراتیک این کشورها را اغلب اعضای هیئت حاکمه‌ی نظام پیشین طراحی کرده‌اند. نخبگان نظام‌های دیکتاتوری در مسیر گذار به دموکراسی کوشیده‌اند کاری کنند که در حکومت بعدی جای خودشان امن باشد، به‌دلیل جنایت‌هایشان تحت تعقیب قرار نگیرند و تا حد ممکن امتیازاتشان را هم از دست ندهند. این همان چیزی است که به گذار از بالا موسوم است.

اما طی گذار به دموکراسی دقیقاً چه اتفاقی برای کلیت حاکمان چنین کشورهایی می‌افتد؟ پژوهشگران پرونده‌ی زندگی ۶۱۴ نفر از کسانی را که مناصب بالای سیاسی، اقتصادی، نظامی، مذهبی و فرهنگی را در ۱۰سال آخر دوران فرانکو عهده‌دار بودند بررسی کردند تا ببینند این افراد در دموکراسی اسپانیا چه وضعی پیدا کردند. آدم‌هایی نظیر وزرا و رؤسای نهادهای دولتی، مدیرکل‌های بزرگ‌ترین شرکت‌های اقتصادی، روحانیون عالی‌رتبه و فرماندهان کل نظامی، استانداران، شهرداران شهرهای بزرگ، رؤسای دانشگاه‌ها، نمایندگان سنا، سفرای کشورها، استادان دانشگاه‌های مشهور، رؤسای بانک‌ها و غیره.

با بررسی داده‌ها یک فرضیه‌ی مهم تأیید می‌شود: چون فرایند گذار اسپانیا به دموکراسی فرایندی از بالا به پایین بوده است، هر چه فرد در دوران دیکتاتوری فرانکو اهمیت بیشتری داشت، موقعیتی که در دوران دموکراسی کسب کرد هم مهمتر بود.

نخبگان اقتصادی دوران فرانکو در دوران دموکراسی در قیاس با دیگر نخبگان دوران دیکتاتوری بیشتر صاحب نفوذ باقی ماندند. افول قدرت آنها سال‌ها بعد شروع شد و آن‌هم ناشی از کهولت و بازنشستگی و یا مرگ بود. بسیاری از نخبگان اقتصادی دوران فرانکو در دوران گذار به دموکراسی، خصوصاً در سال‌های حساس اولیه اغلب متصدی مشاغل سیاسی مهمی بودند؛ یعنی اهمیتشان در این دوره افزایش یافته بود و روی شکل‌گیری قانون اساسی و دموکراسی اسپانیا تأثیرگذار بودند.

نخبگان سیاسی هم توانستند تا حدی موقعیت خود را در دوران گذار حفظ کنند. مانوئل فراگا، بنیان‌گذار «حزب همبستگی مردمی» که حزبی محافظه‌کار و مسیحی بود در دوران فرانکو وزیر اطلاعات و گردشگری بود؛ آدولفو سوارز، که  برجسته‌ترین چهره‌ی گذار و اولین نخست‌وزیر منتخب در دموکراسی هم بود، در دوران فرانکو یک «فالانژ» (معادل اسپانیایی فاشیست) و مدیر تلویزیون دولتی بود.

کسانی که فرایند گذار را هدایت می‌کردند با این استدلال که باید از شورش و کودتا جلوگیری کرد، درصدد برآمدند تا تغییرات اقتصادی شدیدی به‌وجود نیاورند و عامدانه از برهم‌زدن ترکیب نخبگان اقتصادی و همچنین تعقیب و پاکسازی نخبگان نظامی، سیاسی و همچنین روحانیون کلیسا که حامیان رژیم فرانکو بودند خودداری کردند.

@TahlilZamane