بندرعباس، بی پناه در دادخواهی… صدرا عبدالهی

انفجار بندر عباس ،نه نخستین انفجار، و نه آخرین سوگواریست.
ما همیشه با پیکرهای سوخته، با اجساد بی‌نام، با اعدام ها، با زخم‌هایی که هرگز التیام نیافتند، به جهانیان معرفی می‌شویم.
این انفجار، تنها یک حادثه نبود؛
این یک امضا بود، زیر ورقه‌ای که جمهوری اسلامی سال‌هاست بر کشتار و ویرانی خود نهاده است.

این انفجار ادامه‌ی همان خط خونی است؛که از جنگ طولانی هشت ساله می گذرد.
از اعدام‌های ۶۷ می‌گذرد.
از آبان ۹۸ می‌گذرد.
از سرنگونی هواپیمای اوکراینی، از آوار پلاسکو، متروپل آبادان و از سرکوب زن، زندگی، آزادی می‌گذرد.

انفجار بندرعباس یک رویداد طبیعی یا تراژدی بی‌دلیل نیست؛
این منطق ساختاری یک نظام معیوب است که بقای خود را در دروغ، تهدید، سرکوب، سانسور و حذف مردم جستجو می‌کند.

ما مدت هاست با حکومت و حاکمانی طرف هستیم که بارها چون بیگانگان، فاتحانِ اشغال گر، با مردمان این سرزمین رفتار کرده اند.
حاکمیتی که فقط با سرکوب و خشونت و زندان و تهدید و تحقیر و فرسوده کردن ملت دوام یافته، و به لحظه‌ای مشروعیت از مردم وابسته نبوده است.

در این سال های طولانی آنچه این ملت را فرسوده کرده، تحریم یا ترد شدن از طرف بیگانه نبوده؛ بلکه تحقیر و بی‌اعتنایی سیستماتیک حاکمان داخلی به درد و رنج مردم، و نفی حق حیات سیاسی و انسانی آن‌ها بوده است.
این حکومت از ابتدا تاکنون، در قبال فجایع اینچنینی تنها یک سیاست ثابت داشته است:تهدید،پنهان‌کاری، تحریف، و فراموشی اجباری…

ما ملتی هستیم که به تلخ‌ترین تجربه‌ی ممکن رسیده‌ایم: حتی در سوگ‌ها، تنهای تنها هستیم.بی پناه در رنج، بی پناه در مرگ، بی پناه در دادخواهی…
مصیبت بندرعباس، محصول یک شکست سیاسی موقت برای حکومت نیست؛
محصول یک ساختار معیوب و فاسد و سرگوبگر آلیگارشی نظامی اقتصادی است که ادامه‌ی حیاتش را در بیگانگی با جامعه می‌جوید.
در چنین شرایطی، سوگواری دیگر یک امر شخصی یا احساسی نیست.
سوگواری، به یک عمل سیاسی بدل شده است:
سوگواری یعنی ایستادگی بر حقیقت.
سوگواری یعنی عدم پذیرش روایت رسمی.
سوگواری یعنی اصرار بر یادآوری و بودن آنچه حاکمیت می‌خواهد محو شود.
برای مردمان این سرزمین که سال هاست در صف زندگی ایستاده‌اند، وظیفه روشن است:
نه فراموش کردن، و نه عادی سازی این فاجعه‌ی پیوسته. این ملت، سوگوار و وارث یک خشم تاریخی ست. وقت رهایی این ملت، پایان این حکمرانی جابرانه است.
باید به روشنی بگوییم:
مسئله، مسئله‌ی مشروعیت این نظام نیست؛ مسئله، مسئله‌ی موجودیت یک ملت است.