در روزگاری که مردم از گرانی و تحقیر و بیافقی جان به لب شدهاند، رهبر جمهوری اسلامی ترجیح میدهد همچنان در متون صدر اسلام دنبال توجیهی برای امروز بگردد.
یک روز خود را امام حسین میداند، روز دیگر امام حسن. اما هیچگاه خود را در موقعیت یک حاکم پاسخگو در برابر ملتی مدرن تصور نمیکند. این نه فقط یک بحران سیاسی، که یک انحراف خطرناک در شیوه تفکر و رهبریست.
وقتی رهبری کشوری با تاریخ، جغرافیا، تنوع و عقلانیت قرن بیستویکم، سیاستورزی را با شبیهسازی از وقایع هزار و چهارصد سال پیش تعریف میکند، اساساً دیگر مردم برای او «مردم» نیستند؛ بلکه امت مفروض اویند که باید یا در رکاب بجنگند، یا در سکوت کنار بکشند، یا لااقل مانع نشوند.
چنین نگاهی، به جای درک واقعیت امروز، در حال بازسازی روایتهاییست که نه تاریخاند و نه راهحل؛ فقط ابزارند، برای «تکلیفسازی» و «مشروعیتسازی».
رهبر جمهوری اسلامی وقتی از «صلح موقت» دم میزند، آن هم با اشاراتی تلویحی به رفتار امام حسن، در واقع نه از سر ضعف، که از سر حسابگری سخن میگوید. این «موقت بودن» فقط یک پیام دارد: ما به عهد خود پایبند نیستیم، بلکه منتظریم تا شرایط تغییر کند، قدرت برگردد، و ما برگردیم به مسیر اصلیمان. این یعنی گفتوگو، مذاکره و عقبنشینی برایش نه ابزار صلح، بلکه نقاب قدرت است.
اما واقعیت تلختر از اینهاست: این صلح، برخلاف صلح امام حسن، نه برای حفظ جان مردم است، نه برای حفظ اسلام، نه برای جلوگیری از تفرقه. بلکه برای حفظ یک ساختار متورم از قدرت، یک پروژه شکستخوردهی ایدئولوژیک، و یک دستگاه امنیتی فربهشده از رعب است. «صلح موقت» در قاموس جمهوری اسلامی یعنی: «اجازه بدهید دوباره نفس بگیریم، بعد دوباره سرتان را ببُریم.»
مسئله دقیقاً همینجاست: وقتی حاکم یک کشور، تاریخ را به صورت گزینشی، ایدئولوژیک و ابزاری میخواند، آینده را هم با همان عینک خواهد نوشت. و تا زمانی که «رهبر»، خود را امام معصوم بداند و «مردم» را سربازان بیچونوچرای حماسههای خیالی، از دل این رابطه نه صلح بیرون میآید، نه اصلاح، نه حتی ثبات.
وقت آن رسیده تاریخ را بفهمیم، نه اسطوره کنیم. مردم را ببینیم، نه شبیهسازی کنیم. و کشوری را بسازیم که رهبرش، نه خود را ولیامر الهی، بلکه کارمند جمهور مردم بداند. و این، نه آرزو، بلکه حداقل چیزیست که یک ملت زنده سزاوار آن است.
سهام نیوز