ابوالفضل رحیمی شاد
مقاومت مدنی یک استراتژی در مبارزات مدنی اعم از سیاسی و غیر سیاسی است که در آن افراد یا جنبش های مردمی از تاکتیک های مختلف مانند اعتصاب، بایکوت، تحریم، راهپیمایی، عدم همکاری، نقض قوانین و صدها تاکتیک دیگر بشرط عدم استفاده از خشونت برای مطالبه گری و مبارزه با ظلم و ستم و بی عدالتی در برابر سازمان ها و دولتهای سلطه گر(داخلی و خارجی) استفاده می کنند. به زبان ساده تر مقاومت مدنی ایستادگی فردی یا گروهی بدون اعمال خشونت در مقابل سلطه و قدرت استبدادی با هدف تغییر یا از بین بردن آنچه دولتهای سلطه گر داخلی برخلاف خواست تمامی، اکثریت و یا حتی اقلیتی کوچک اعمال می کنند و یا مجبور کردن دولت ها به انجام وظایفی است که در آن کوتاهی می کنند. این روش در طول تاریخ در بسیاری از موارد نظیر جنبش برابری حقوق سیاه پوستان با سفید پوستان در ایالات متحده، جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی و انقلابهای رنگی در اروپای شرقی موفقیت آمیز بوده است.
یکی از نقدهایی که به مقاومت مدنی می شود این است که این راهبرد در برابر حکومت های اقتدارگرا، تمامیت خواه و سرکوبگر راه بجایی نمی برد. اما برخلاف تصور این منتقدان اتفاقا در این حکومت ها مبارزه مبتنی بر مقاومت مدنی هم ضروری تر، هم امکان پذیرتر و هم احتمال موفقیت بیشتری دارد. زیرا در این حکومت ها به دلیل مداخله گری حکومت در تمام شئونات زندگی امکان خلق، طرح و بکارگیری تاکتیک های مقاومت مدنی بسیار زیاد است و گزافه نیست که بگوییم برای مردمی که تحت این حکومت ها زندگی می کنند مقاومت مدنی به مثابه زندگی است. به بیان دیگر مقاومت مدنی در این کشورها فقط یک تاکتیک یا استراتژی سیاسی برای شرایط خاص نیست.
مقاومت مدنی به مثابه زندگی رویکردی جامع به تغییر مستمر و بنیادین اجتماعی است. این ایده فراتر از شرکت در اعتراضات یا تظاهرات گاهبهگاه است. این مفهوم، مقاومت را به عنوان جزء جداییناپذیر از زندگی روزمره ما در نظر میگیرد،جایی که انتخابها و عمل ما به طور مداوم در راستای ارزشهای عدالت، برابری و آزادی است.
مقاومت دربرابر حجاب اجباری نمونه ای شاخص از مقاومت مدنی موفق در ایران است. مقاومتی که همچنان در زندگی روزمره توسط دختران نوجوان و زنان در سراسر ایران در حال انجام است. اتفاقا در همین زمینه پسران و مردان نیز می توانند علاوه بر حمایت از دختران و زنان با کارهایی چون دوچرخه سواری های جمعی، پیاده روی و کوه پیمایی گروهی، رقص و شادی و ورزش و بازی های گروهی در میادین و پارکها، که همه بخشی از زندگی است با دختران و زنان همراهی نمایند.علاوه بر این مقاومت مدنی در زمینه های دیگر جایی که تبعیض وجود دارد، حقوق شهروندان لگدمال می شود، محیط زیست تخریب می شود، فسادهای اداری و سیستماتیک وجود دارد، دستمزدها منصفانه نیست و بسیاری نقض حقوق دیگر به سادگی قابل اجراست.شهروندان می توانند در گام اول با همراهی نکردن با متخلفان و درگام دوم با بی توجهی به قوانینی که عرف و خرد جمعی آنرا نادرست می دانند و ایستادگی در مقابل آن (همان زیستن در دایره حقیقت واتسلاو هاول) حکومت را مجبور به عقب نشینی کنند.
از کسانی که می گویند مقاومت در مقابل حکومت ایران ممکن نیست باید پرسید که اگر کارمندان و کارگران در بخشهای مختلف بویژه انرژی، حمل و نقل و آموزش حداکثر یک ماه در محل کار خود حاضر نشوند چه نتیجه ای خواهد داشت؟ اگر این مهم تاکنون محقق نشده است آیا مشکل فقط در سرکوب است یا عدم شناخت ما از مقاومت مدنی و عدم تلاش در ایجاد مقدمات لازم برای اجرایی شدن آن؟ آیا گردهمایی های از پیش تعیین شده در روزهای تعطیل در پارکهای شهر یا تفرج گاه های بیرون شهر در سراسر کشور ناشدنی و قابل جلوگیری و سرکوب است؟ تصور ناکارآمدی مقاومت مدنی در حکومت های اقتدارگرا، تمامیت خواه و سرکوبگر بیش از همه ناشی از عدم شناخت و آگاهی از مقاومت مدنی و بکارگیری تاکتیکهای موثر آن است. تلاش دائم توام با خلاقیت و نوآوری در خلق تاکتیک های مقاومت مدنی و اجرای بی کم و کاست آن با صرف کمترین هزینه ما را به مقصود خواهد رساند. مقاومت مدنی به مثابه زندگی مانند نهرهای کوچکی است که در یک جا به هم متصل می شوند و به رودخانه ای خروشان تبدیل می شوند. مقاومت مدنی به مثابه زندگی همیشه نیاز به اقدامات بزرگ و قهرمانانه ندارد فقط باید آنرا آموخت، باور کرد و به اجرا گذاشت آنوقت قطعا شاهد پیروزی بزرگ خواهیم بود.