با سلام خدمت همکاران محترم
کارگری که دیگر تاب نمیآورد؛ زخمهایی بر تن بیصدا
در سرزمینی که تورم بیمحابا میتازد و هر روز سفرهها کوچکتر میشوند، کارگر همان کسیست که نه تنها در صف اول تولید ایستاده، بلکه همیشه در صف آخر توجه و احترام است. وعدههایی که قرار بود حقوق کارگر را متناسب با تورم افزایش دهند، حالا به ابزاری برای تبلیغ و فریب تبدیل شدهاند. و این، چهره تلخ واقعیت است؛ واقعیتی که در شرکت گروه ملی فولاد اهواز از هر جای دیگری آشکارتر و دردناکتر است.
مدیران این مجموعه، به جای آنکه تدبیر و مسئولیتپذیری را سرلوحه کار قرار دهند، در سایه بیکفایتی خود به سراغ سادهترین راه رفتهاند: فشار بیشتر بر کارگر. کاهش حدود ۵۰ هزار تومان از پایه حقوق و ۸۰ هزار تومان از نرخ هر ساعت اضافهکاری در نخستین فیش حقوقی سال ۱۴۰۴، تنها بخشی از سیاستهای ضدکارگری این مجموعه است. آنهم در شرایطی که همین اضافهکاری برای بسیاری از کارگران، تنها راه تأمین حداقلی نیازهای زندگیست.
مدیرانی که در جلسات خود لبخند میزنند و پشت میزهای شیک، از بهرهوری و توسعه حرف میزنند، هرگز با دردِ نان آشنا نبودهاند. آنها قانون را هم به میل خود تفسیر میکنند؛ هرگاه بحث مطالبات کارگران مانند بدی آبوهوا، مزایای مناطق جنگی یا تبدیل وضعیت ایثارگران مطرح میشود، شرکت ناگهان خصوصی میشود و حقوق کارگر نادیده گرفته میشود. اما زمانیکه وقت کاهش اضافهکار یا مزایا میرسد، همان شرکت به سرعت دولتی اعلام میشود تا بهانهای برای محدودیت در پرداختها فراهم گردد. این تناقض آشکار، چیزی جز بیعدالتی و سوءاستفاده از قانون نیست.
و این پایان کار نیست. کارگرانی که با سالها تلاش و تعهد، حالا به سن بازنشستگی رسیدهاند، همچنان میان بیمه، اداره کار و شرکت بلاتکلیفاند. انسانهایی که بهترین سالهای عمرشان را وقف این صنعت کردهاند، امروز در بیخبری کامل مسئولان و در سکوت دردناک سیستم اداری رها شدهاند. هیچ سازوکاری برای رسیدگی به وضعیت این عزیزان تعریف نشده و اعتراضها نیز تنها با وعدههای بینتیجه پاسخ داده شده است.
در برابر این همه بیتفاوتی و بیعدالتی، کارگران گروه ملی فولاد اهواز تصمیم گرفتهاند که فریاد خود را در سکوتی معنادار به گوش همگان برسانند. اعتصابی که دیگر فقط برای حقوق و مزایا نیست، بلکه فریادی است برای کرامت، برای احترام، برای دیده شدن.
و اگر کسانی بخواهند این حرکت اعتراضی را کمرنگ جلوه دهند یا بشکنند، با واکنش قاطع و هماهنگ کارگران مواجه خواهند شد. این اعتصاب، نتیجه سالها تحمل و صبر است؛ نتیجه سالها شنیده نشدن.
جناب آقای بهکار مرام، مدیرعامل محترم شرکت، انتظار میرفت با توجه به پیشینه و عنوانی که به همراه دارید، منشأ تحول باشید. اما عملکرد شما تنها ادامه راه مدیران نالایق گذشته بوده است؛ با همان نمایشهای تکراری، همان معاونان ضعیف و همان سیاستهایی که فقط وضعیت را وخیمتر کردهاند.
امروز کارگران بهوضوح میدانند که وعدهها، بدون عمل، صرفاً ابزاری برای فراموشی دردها هستند. اما این بار قرار نیست صدایشان خاموش بماند. صدای اعتراض کارگران فولاد، پژواکی است از رنج همه کارگرانی که در این کشور، دیده نمیشوند اما ستونهای اصلی تولید و توسعهاند.
اعتصاب غذا:
یکشنبه ۲۱ اردیبهشت در تمامی رستورانهای شرکت بمدت یک روز
جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۴