ورشکستگی برند”مرگ بر امریکا” و آینده ناروشن

سعید پیوندی

چرا جمهوری اسلامی با آن که آقای خامنه ای در ۱۹ بهمن ۱۴۰۳ گفته بود “مذاکره با چنین دولتی غیرعاقلانه، غیرهوشمندانه و غیرشرافتمندانه است.” در زمان کوتاهی ناچار شد حرفش را پس بگیرد؟

در حقیقت، رفتن پای میز مذاکره برای صلح با امریکا شاید تنها گزینه‌ برای فرار ازجنگ و تحریم‌های شدیدتر در برابر نهادهای قدرت است. این کار اما چرا در همه سال‌های گذشته انجام نشد و این همه دشمنی چه آورده‌ای برای ایران داشت؟

برند “مرگ بر امریکا” که 45 سال پیش با اشغال سفارت امریکا تاسیس شد به سرعت در گرانیگاه استراتژی نظام اسلامی نوپا قرار گرفت. کارکرد اولیه این برند تنش‌آفرین هم در سپهر سیاست داخلی بود.

اشغال سفارت امریکا یا “انقلاب دوم” و خوانش ستیزجویانه از استقلال، راه اسلام‌گرایان انقلابی را برای اجرای پروژه “انقلاب فرهنگی”، دستیابی به قدرت انحصاری و کنار زدن رقبای “سازشکار” از بازرگان تا بنی‌صدر گشود.

امریکا‌ستیزی هویتی و تولید دیگر این ماشین ایدئولوژیک ویران‌گر، یعنی “نابودی اسرائیل”، با وجود خسارات‌های بزرگ در هر مرحله از حیات جمهوری اسلامی براساس مصلحت نظام به شکلی بازسازی شد و در خدمت سیاست خارجی و داخلی و رقابت میان فرقه‌های در قدرت قرار گرفت.

نظام‌های ایدئولوژیک نیاز به “بی‌ثباتی دایمی” دارند برای مشروعیت‌بخشی هویتی به سیاست‌ها و سمتگیری‌های خود. “بی ثباتی دایمی” به این معناست که “نظام” باید در ستیز با دشمن آشتی‌ناپذیر باشد. تبدیل شدن به یک حکومت متعارف نظام سیاسی را در برابر الزامات توسعه، رفاه وتوجه به نیازهای جامعه قرار می‌دهد. دشمن هم به رفرانس اصلی هویتی تبدیل می‌شود (اسلام در برابر غرب، مسلمانان در برابر یهودیان، صهیونیسم جهانی، استکبار…)  و هم پاسخی است برای کسانی که به جای جنگ”تمدنی” می‌خواهند به توسعه و رفاه بپردازند و مانند بقیه دنیا زندگی کنند.

زمانی هاشمی رفسنجانی به این نتیجه رسیده بود که انزواطلبی و دشمنی کور با امریکا به سود جمهوری اسلامی نیست اما زورش به “نظام” که بیشتر دغدغه رهبری امت اسلامی، تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای و شکل دادن به “گام دوم انقلاب” را داشت نرسید.
این هدف‌ها نه از طریق تعامل با جهان که با تنش و درگیری هویتی می‌توانستند معنا پیدا کنند. سرنوشت رفسنجانی در انتظار محمد خاتمی و حسن روحانی هم بود.

در این ۴۵ سال فرقه‌های گوناگون درون حکومت با چشمان بسته، از روی اعتقاد یا ریاکارانه، هر چه فریاد داشتند بر سر امریکا کشیدند. حکومت حتا به سیاست “مرگ بر امریکا” جامه قدسی هم پوشاند و آقای خامنه‌ای رابطه عادی با امریکا را به صورت خط قرمز خود درآورد.
بخشی از سکولارهای خارج از حکومت هم، دل‌ به سراب ضد امپریالیستی نظام دینی دادند و با این رهیافت شوم اسلام سیاسی همساز شدند.

پس از سال‌ها ماجراجویی، ادعا و شعار واقعیت‌های سخت ژئوپولتیکی،سیاسی و اقتصادی به سراغ “نظام” آمدند. سپاه قدس بخش اصلی پایگاه‌های خود منطقه را از دست داد و در داخل نیز حکومت از سر و سامان دادن به اقتصاد، زندگی مردم و برپایی “ام‌القرای” موعود ناکام ماند.

آن‌چه کمر حکومت را شکست بی‌کفایتی و ناکارایی آسیب‌شناسانه، فروپاشی اعتماد عمومی، فساد فراگیر، بلندپروازی‌های ماجراحویانه ژئوپولتیکی، هدف‌های نابجا، کم بها دادن به چالش توسعه و رفاه و یا الزامات مدیریت عقلانی بود.

ایران نه تنها فرصت توسعه موزون و پایدار را از دست داد که گرفتار گرداب هولناک بحران‌های ترکیبی شد که نمادی‌ترین نشانه آن بحران
کنونی آب و برق است.

امروز ایران به کشور فرسوده، تنها و درمانده منطقه تبدیل شده است. روزگارخوشی که سرداران سپاه با غرور از تهران تا مرز اسرائیل رفت و آمد می‌کردند به سر
آمده و وعده‌های طلایی مانند استقلال، خودکفایی و “تمدن نوین اسلامی” چون حباب ترکیده‌اند و حنای روایت حکومت لخت و عریان دیگر برای مردم رنگی ندارد.

حالا جمهوری اسلامی مانده و یک صورت‌حساب سنگین و جماعتی انگشت به دهان که این چرخش قهرمانه را نمی‌فهمند و از خود می‌پرسند چگونه یک شبه ناچار به صلح از جنس “امام حسن” و “بیعت با یزید” شدیم. اکنون جمهوری اسلامی ناچار است دست کم برای پیروانش تعریفی دوباره از کیستی خود ارائه کند.

نظام اسلامی در یک دوره ۴۵ ساله هدف‌های فرقه‌ای و ایدئولوژیک را جایگزین عقلانیت، خیر و مصلحت عمومی و منافع ملی کرد.
برند مرگ بر امریکا و نابودی اسرائیل، ضد توسعه بر پایه منافع ملی و ضد ایران بود و کشور ما و مردم بهای بسیار سنگینی برای آن پرداختند.

استقلال بدون دشمنی با دیگران هم کسب می‌شود. ورشکستگی این برند، با وجود دیرکرد زیاد، خبر خوبی برای مردم ماست اما هنوز به معنای بیرون آمدن از تونل تاریک زمانه نظام اسلامی نیست.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»