امیل دورکیم، یکی از بزرگترین جامعهشناسان قرن بیستم، همزمان با بزرگ شدن شهرها و سست شدن پیوندهای محلی و قومی و بومی متوجه شد که در جهان صنعتی و شهری مدرن چیزی که میتواند موجب همبستگی شود و بنیان اخلاقی جامعه را شکل دهد دیگر نه پیوندهای محلی قدیم بلکه پیوندهای شغلی و ناشی از تقسیم کار اجتماعیاند. او همبستگی قدیم جوامع سنتی را که بر اساس شباهتها و باورهای مشترک بود «همبستگی» مکانیکی نامید. همبستگی جدید جوامع مدرن اما بر اساس وابستگی متقابل ناشی از تقسیم کار شکل میگیرد و نامش را «همبستگی ارگانیک» میگذارد. وقتی یک بازنشسته در جنوب، در کنار یک راننده در استان دیگر میایستد؛ وقتی صدای یک دانشجو با فریاد معلمان یکی میشود، ما با نوعی همبستگی مواجهیم که از دل رنج مشترک و رؤیای مشترک زاده شده است.
این همان وجدان جمعی است که دورکیم آن را شالودهٔ وحدت اجتماعی میدانست. در جامعهای که نظام سیاسی آن از تحقق وظایف اخلاقیاش ناتوان شده، این مردماند که بار اخلاق را بر دوش میکشند. و همانطور که دورکیم در فصلهای پایانی کتابش میگوید، هرجا نظام رسمی از انجام کارکردش باز میماند، جامعه بهناچار خودش، ساختارهای جایگزین را میسازد، و این اعتصابها، نه فقط اعتراض، بلکه آمادهسازی همان ساختارهای جایگزیناند.
مردم ایران، در یک کنش عظیم جمعی، دارند از نو «همبسته» میشوند. نه فقط علیه بیعدالتی، که برای بازسازی پیوندهای اخلاقی و انسانیای که سالها است گسسته شدهاند.
و اینجا به یاد جملهی ماندگار دورکیم میافتیم که «تقسیم کار، چون سرچشمهی عالی همبستگی اجتماعی است، بنیان نظم اخلاقی را نیز تشکیل میدهد». شبکهی بزرگ همبستگیهای متقابل بین گروههای شغلی و اصناف و تشکلها روابط انسانی نوینی ایجاد میکنند برای حفظ پیوندهای اجتماعی که به ما یاد میدهند همیشه به هم نیاز داریم و همیشه در هر وضعیتی باید کنار هم باشیم تا بتوانیم نظام اجتماعی و سیاسی را شکل دهیم یا پاسخگو کنیم یا مهار بزنیم و در کنار تمام اینها پیوندهای انسانی و اخلاقی جامعه احیا میشوند. این همان تقسیم انسانی درد و مسئولیت است. این اعتصابها و همبستگیها نه فروپاشی نظم بلکه تولد یک نظم اخلاقی جدید از دل جامعه است. و امروز مردم ایران، با تقسیم درد، خشم، و امیدشان، دارند نظم اخلاقی را از نو میسازند، بینیاز از تجویز قدرت، بلکه با جوشش وجدان جمعی. این شرایط به ما یاد میدهد که به هم نیاز داریم و رسیدن به یاری همدیگر یعنی بیداری وجدان اخلاقی جمعی و این نوید طلوع جامعهای جدید است در دل تمام تفرقهها و واگراییهایی که سعی دارند به اسم هویت قومی و جناحبندی ایدئولوژیک به ما القا کنند، نیازهای متقابل ناشی از نقشهای تخصصی و شغلی مهر باطلی بر تمام توطئهها برای فروپاشی همبستگی ما است. به یاد داشته باشیم:
نیاز متقابل، پیوند زنده و رو در رو، لمس واقعی رنج مشترک.
به همدیگر پناه ببریم که پناه انسان همیشه انسان بوده است.
رضا یعقوبی