دموکراسی، نسبی اما برتر | نقدی بر نگاه‌های مطلق‌گرا و انکارگرایانه

در فضای سیاسی و اجتماعی امروز، گاه با دیدگاه‌هایی مواجه می‌شویم که با لحنی قطعی و صفر و صدی، کل نظام‌های دموکراتیک را نفی می‌کنند و حتی از اساس، مفهوم «جهان آزاد» را زیر سوال می‌برند. این رویکرد، به‌ظاهر انتقادی، اما در باطن هم‌راستا با منافع جریاناتی است که از فروپاشی ارزش‌های آزادی‌خواهانه سود می‌برند: از جریان‌های بنیادگرای دینی و نظام‌های استبدادی، تا ایدئولوژی‌های توتالیتر چپ و راست.

این نوع نگاه، چه آگاهانه و چه ناخودآگاه، خدمت به اهداف کسانی است که با تحقیر آزادی‌های نسبی، در پی توجیه سلطه‌گری خود هستند. در چنین فضایی، نقد منصفانه‌ی دموکراسی جای خود را به انکار مطلق می‌دهد؛ و این همان چیزی است که استبداد می‌خواهد.

هیچ چیز در دنیای انسان‌ها مطلق نیست

مطلق‌انگاری، صرف‌نظر از خاستگاه آن، چه دینی باشد و چه مارکسیستی، محصول تفکر آرمان‌گرایانه‌ای است که به دنبال ساختن «مدینه‌فاضله» با حذف «دیگری» است. این مدل ذهنی، با فرض دست‌یافتن به کمال، در عمل به سرکوب حق حیات، آزادی و تنوع منجر می‌شود. از این رو، تاکید بر اینکه «هیچ دموکراسی واقعی‌ای در جهان وجود ندارد» نه‌تنها خطای منطقی است، بلکه بازتولید ادبیات رژیم‌های سرکوبگر نیز هست.

دموکراسی هیچ‌گاه به معنای کمال و بی‌نقصی نبوده است، بلکه به معنای مشارکت نسبی شهروندان در اداره جامعه، و تضمین حداقلی از حقوق و آزادی‌های فردی و جمعی است. مقایسه‌ی نظام‌های حکومتی مختلف، نه با شعار، بلکه با مراجعه به آمار، داده‌ها و شاخص‌های علمی میسر است.

نظام‌های مختلف حکومتی در جهان امروز

امروزه بیش از پنجاه کشور در جهان، دارای نظام‌هایی هستند که در آن‌ها رأی‌گیری آزاد، گردش قدرت، آزادی احزاب، مطبوعات، و نهادهای منتخب مردمی وجود دارد. در این کشورها، اداره امور عمومی بر پایه انتخاب آزاد مردم و نظارت بر قدرت شکل می‌گیرد. نمونه‌هایی از این کشورها عبارت‌اند از سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند، سوئیس، نیوزیلند و ژاپن. در این جوامع، با وجود وجود فساد و مشکلات ساختاری، امکان پاسخ‌گویی، شفافیت و مشارکت عمومی به نسبت بالاست.

در مقابل، کشورهایی همچون روسیه و چین تحت سلطه‌ی الیگارشی‌ها یا حزب واحد قرار دارند؛ جایی که یک اقلیت صاحب قدرت، برای اکثریت تصمیم می‌گیرد. در مرحله‌ای افراطی‌تر، ما با دیکتاتوری‌های فردی مطلقه روبه‌رو هستیم، نظیر کره شمالی، جمهوری اسلامی، ترکمنستان یا افغانستانِ طالبان، که در آن‌ها یک فرد، بدون پاسخ‌گویی، اختیار تام بر سرنوشت میلیون‌ها انسان دارد.

دموکراسی، با همه کاستی‌هایش، برتر است

دموکراسی نسخه‌ی ایده‌آل نیست، اما تنها الگویی است که تاکنون توانسته ترکیبی از مشارکت، آزادی و حقوق انسانی را در مقیاسی گسترده محقق کند. اصرار بر ایده‌آل‌سازی نظام‌ها، همان چیزی است که به فاجعه‌های تاریخی چون توتالیتاریسم منجر شد؛ فاشیسم، استالینیسم و حکومت‌های دینی تمامیت‌خواه همگی خود را ناجی انسان معرفی می‌کردند، اما در عمل، فجایع انسانی آفریدند.

همان‌گونه که همه وسایل نقلیه، وظیفه حمل انسان را دارند، اما کیفیت آن‌ها از نیسان آبی تا بنز تفاوت دارد، نظام‌های سیاسی نیز با وجود اشتراک در «اداره کشور»، تفاوت‌های عظیمی در سطح امنیت، رفاه، کرامت و آزادی ایجاد می‌کنند. انتخاب با ماست: مشارکت عمومی با همه‌ی چالش‌هایش، یا سلطه‌ی فرد یا گروهی معدود با پیامدهای ویرانگرش.

سخن پایانی

در جهانی که بیش از همیشه به داده و عقلانیت نیاز دارد، باید مراقب بود تا با افتادن در دام گزاره‌های مطلق، راه را برای بازگشت استبداد هموار نکنیم. دموکراسی نه یک بهشت است و نه یک شعار؛ بلکه تنها میدان قابل دفاعی است که در آن، انسان می‌تواند علیه ظلم بایستد و برای بهبود جامعه خود تلاش کند.

نادر ایرانی

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»