مهشید معراجی، روزنامه نگار و تحلیل گر سیاسی
چکیده
جنبش اخوان المسلمین به عنوان یکی از برجستهترین جریانهای اسلامگرای سنی در قرن بیستم، نقش مهمی در شکل دهی گفتمان اسلام سیاسی ایفا کرده است. ایران اسلامی نیز با رهبری آیت الله خمینی، الگویی متفاوت و متفاوت بر فقه شیعی برای حکومت اسلامی ارائه نمود. این مقاله با تطبیقی، تفکرات اخوان المسلمین بر جمهوری اسلامی را در سطح نظری، فرهنگی، سیاسی و بینالمللی تحلیل میکند. یافتهها نشان میدهد که الگوی اکثر جمهوری اسلامی بومی و شیعی خود را دارد، اما تأثیرات غیرمستقیم و همزمان با تمایزهای بنیادین، از اخوان المسلمین اسلامی گرفته شده است.
۱. مقدمه
در دهههای سیاسی اخیر یکی، اسلامگرایی سیاسی به عنوان مهمترین جریانهای فکری و در جهان اسلام مطرح شده است. دو جریان اصلی در این عرصه، اخوان المسلمین به عنوان برجسته ترین گروه اسلامگرای سنی و جمهوری اسلامی ایران به عنوان مدل شیعی و انقلابی از حکومت اسلامی، تأثیرات فراوانی بر سیاست و جامعه اسلامی منتشر شده است. همه این دو جریان در اصول مذهبی و خصوصیات سیاسی تفاوت های قابل توجهی دارند، اما هر دو تلاش کرده اند با استفاده از آموزه های اسلامی، مدل های حکومتی مبتنی بر شریعت و هویت اسلامی را ایجاد کنند. در این زمینه، بررسی رابطه و تأثیرات متقابل این دو جریان، به ویژه در زمینههای نظری، جامعهسازی و سیاستهای خارجی، میتواند روندهای اسلام سیاسی را در کمک کند.
۲. مرور ادبیات
۲.۱ اسلام سیاسی و ظهور اخوان المسلمین
اسلام سیاسی به عنوان پاسخی به چالشهای مدرنیته، سکولاریسم و استعمار، در قرن بیستم رشد کرد. اخوانالمسلمین به عنوان اولین و شناختهشدهترین جریان اسلامگرای سنی توسط حسن البنا در سال ۱۹۲۸ در مصر ارسال شد. این جنبش بر اصلاح فردی و اجتماعی، مقابله با نفوذ استعمار و ایجاد ساختار اسلامی دارد (Mitchell, 1993). مطالعات مختلف به نقش اخوان المسلمین در دهی گفتمان سیاسی شکل اسلام ساختهاند (Gerges, 2013).
۲.۲ انقلاب اسلامی ایران و نظریه ولایت فقیه
انقلاب اسلامی ایران که در سال ۱۹۷۹ به رهبری آیتالله خمینی شکل گرفت، به عنوان مدلی متفاوت از اسلام سیاسی شناخته میشود. نظریه ولایت فقیه که بر حاکمیت فقهای جامع الشرایط است، حاکمیت نظریه حکومت اسلامی را در شکل ایران داده است (Khomeini, 1970). پژوهشها نشان دادند که این مدل، اخوان المسلمین، بیشتر بر انقلاب و ساختارها، در سال 1994 وجود دارد.
۲.۳ مطالعات طبیقی اسلام سیاسی
تحقیقات تطبیقی میان جریانهای اسلامگرا، به ویژه بین اخوان المسلمین و جمهوری اسلامی، بیشتر بر اساس تفاوتها و شباهتهای تحقیقاتی ایدئولوژیک و سیاسی داخلی کردهاند (Esposito, 1998؛ Lustick, 1997). این مطالعات نشان میدهند که دارای اهداف نهایی مشابه هستند، اما روشها، ساختارهای سازمانی و تحقیقات سیاسی تفاوتهای بنیادین دارند.
۳. بنیانهای نظریه و تاریخی
۳.۱ اخوان المسلمین: اصلاحی و جامعهسازی
اخوان المسلمین با پیروی از «اصلاح فرد و جامعه» و تشکیل نهادهای فرهنگی و تربیتی، به ایجاد زمینههای لازم برای تشکیل حکومت اسلامی است (Mitchell, 1993). حسن البنا در این باره معتقد بود که «هدف ما حکومت نیست، دین و جامعه است» (Mitchell, 1993, p. 45).
۳.۲ انقلاب اسلامی و نظریه ولایت فقیه
آیتالله خمینی در کتاب ولایت فقیه میکند که «اگر ولی فقیه وجود ندارد، مردم در سرگردانی خواهند ماند و حکومت دینی نمیشود» (خمینی، 1970، ص 123). انقلاب اسلامی ایران، ویژه، تغییرات سریع و بنیادی را هدف داد.
۴. حکومت اسلامی: شباهتها و تفاوتها
۴.۱ اشتراکات
هر دو جریان، تشکیل بر شریعت را هدف نهایی میدانند.
مخالفت با سکولاریسم و نفوذ فرهنگی غرب (Tibi, 2012).
بر مقاومت در برابر استعمار و حفظ هویت اسلامی.
۴.۲ تفاوتها
اخوان المسلمین تدرجی و فرهنگی دارد؛ جمهوری اسلامی انقلابی و فوری.
جمهوری اسلامی بر ولایت فقیه و فقه شیعی دارد. اخوان بر جماعات و سنت اهل سنت (نصر، 1373).
۵. جامعهسازی و نهادسازی
هر دو جریان جامعهسازی را در ایجاد حکومت اسلامی برجسته کردهاند. اخوان با ایجاد مدارس، مراکز فرهنگی و انجمنهای خیریه زمینهساز تغییرات اجتماعی است (Mitchell, 1993). جمهوری اسلامی نیز با تشکیل نهادهای مانند بسیج، سپاه پاسداران و سازمان تبلیغات اسلامی، در راستای تثبیت حکومت اسلامی گام برداشته است.
۶. سیاست خارجی و امتگرایی
اخوانسلمین بر اتحاد امتداد و مقابله با استعمارگری اسلامی دارد و در برخی مواقع از مقاومت مسلحانه حمایت کرده است (Gerges, 2013). ایران نیز سیاست صدور انقلاب را در پیش گرفته و از گروههای مقاومت حمایت میکند، اما اختلافات مذهبی و سیاسی مانند بحران سوریه مانع همکاری نزدیک شده است (Lustick, 1997; Pollock, 2012).
۷. گفتمان ضد سکولاریسم
هر دو جریان سکولاریسم را تهدیدی جدی میدانند و به مقابله با فرهنگی و سیاسی با نفوذ غرب پرداختهاند (Esposito, 1998).
۸. بحث
اخوان المسلمین و جمهوری اسلامی هر کدام از دیدگاه های متفاوت، مدل حکومت اسلامی ارائه دهنده را جستجو می کنند. در حالی که جمهوری اسلامی با انقلاب رادیکل و نظریه ولایت فقیه، ساختار سیاسی ویژهای ایجاد کرده است، بر اصلاح و اجتماعی است. این دو جریان در منطقهای گاهی همپوشانیهایی داشتهاند، مانند حمایت از مقاومت اسلامی، اما اختلافات مذهبی و سیاسی باعث ایجاد و تقابل نیز میشوند. نمونه بارز این تفاوتها را میتوان در بحران سوریه مشاهده کرد (Pollock, 2012).
۹. جمعبندی نخست:
تحلیل نشان می دهد که گرچه جمهوری اسلامی مدل شیعی و انقلابی خاص خود را دارد، اما تأثیرات فکری اخوان المسلمین در گفتمان اسلام و جامعه غیرقابل انکار است. این دو جریان سیاست های منطقه ای و بین المللی است. شناخت این پیچیدگیها میتواند به گفتوگوهای بینفرقهای و سیاستهای منطقهای صلحآمیز کمک کند.
۱۰. تحلیل های تکمیلی
۱۰.۱ نقش رهبری و ساختار سازمانی
یکی از مهمترین عوامل تمایز میان اخوان المسلمین و جمهوری اسلامی، مدیریت مدیریت و سازمانی آنهاست. اخوان المسلمین دارای ساختاری نسبتاً غیرمتمرکز است که به صورت شبکهای از شاخهها و سلولهای فعالیتهای محلی میکند (Mitchell, 1993). این امر باعث میشود که حرکت آنها بیشتر در مقابل سرکوب داشته باشد، اما در عین حال، هماهنگی و تصمیم گیری در تصمیم گیری کلان را محدود میکند. جمهوری اسلامی، برعکس، دارای رهبری نظام با ولایت فقیه به عنوان قدرتی است که در ایجاد سیاست های داخلی و خارجی نقش تعیین کننده دارد. این قدرت، ثباتی را ارائه کرده است ولیها بر مشارکت سیاسی و حقوق مدنی وارد شده است.
۱۰.۲ دین، سیاست و هویت جمعی
هر دو جریان جستجو کردهاند هویت جمعی را از طریق گفتمان دینی شکل دهند، اما با دیدگاههای اسلامی متفاوت. اخوان بر وحدت امت و به سنت سنت سنتی و بر انسجام فرهنگی می، در حالی که جمهوری اسلامی شیعی با ولایت فقیه به دنبال حمایت شیعهگری و جایگاه ویژه شیعه در سیاست است (نصر، 1994). این دوگانگی هویتی، علاوه بر اختلافات مذهبی، بر تنشهای سیاسی و منطقهای نیز اثرگذار بوده است.
۱۰.۳ تاثیرات منطقهای و جهانیشدن اسلام سیاسی
با گسترش جهانیشدن و فناوریهای نوین ارتباطی، اسلام سیاسی وارد مرحلهای تازه شده است که در آن شبکههای اجتماعی و رسانههای دیجیتال نقش تعیینکنندهای در شکلدهی جنبشها و ایدئولوژیکها دارند. اخوان المسلمین و جمهوری اسلامی هر دو از این ظرفیتها برای گسترش نفوذ خود بهرهبرداری میکنند، اما در شرایط متفاوتی عمل کردهاند. جمهوری اسلامی از شبکههای دولتی و شبهدولتی برای استفاده از اهداف خود، در حالی که بیشتر از فضای مدنی و رسانههای مستقل بهره میبرد (روی، 2017).
۱۱. تحولات نوین اسلامی سیاسی
۱۱.۱ پس از بهار عربی و بازتعریف نقش اخوان المسلمین
جنبش اخوان المسلمین پس از بهار عربی (۲۰۱۰-۲۰۱۲) وارد مرحله شد که در آن قدرت سیاسی به صورت موقت به دست گرفت اما با سرکوبهای شدید شد. شکست اخوان در مصر و تعطیلی فعالیتهای آن، نشاندهنده آسیبهای اسلام سیاسی در مقابله با نهادهای نظامی و اقتدارگرایی مدرن است (Brown, 2013).
این باعث شد که برخی از اعضای اخوان المسلمین به میانهروتر و مشارکت سیاسی سوق پیدا کنند، در حالی که برخی دیگر به مقاومت و فعالیتهای زیرزمینی میپردازند. این تحولات خود، همچنین با توجه به تغییرات نواحی تعلیم و برخی موارد برای نفوذ منطقهای از طریق حمایت از گروههای مختلف مقاومت نشان میدهد، میشود.
۱۱.۲ ظهور گروههای جدید و بازتعریف اسلام سیاسی
ظهور گروههای جدید مانند داعش و القاعده که تفاسیر رادیکالتر و خشونتآمیزتر از اسلام ارائه میدهند، چالشهای تازهای برای اخوان المسلمین و جمهوری اسلامی ایجاد کردهاند. در که اخوان المسلمین بیشتر به سیاستهای سازمانیافته و میانهرو متعهد مانده است، جمهوری اسلامی نیز به دلیل رقابتهای ایدئولوژیک و جغرافیایی با این گروهها و نگرانیها از افراطی گریآمیز، سیاستهای امنیتی و منطقهای خود را به شدت افزایش داده است (روی، 2017).
۱۱.۳ آینده اسلام سیاسی در ایران و جهان اسلام
با توجه به تغییرات اجتماعی، فناوریهای نوین و فشارهای داخلی و خارجی، اسلام سیاسی چه در قالب اخوان المسلمین و چه در قالب جمهوری اسلامی نیازمند بازنگری و تطبیق با شرایط جدید است. روندهایی مانند افزایش آگاهیهای جوانان، خواستهای دموکراتیک و فشارهای جهانی میتوانند زمینه ساز تغییرات بنیادی در شکلگیری سیاسی و عمل این دو جریان باشند.
۱۲. نتیجهگیری نهایی
اسلام به عنوان یک پدیده پیچیده و چندوجهی، در چارچوب دو جریان اصلی اخوان المسلمین و جمهوری اسلامی ایران، نمونه هایی از تفاوت ها و شباهت های فرهنگی، مذهبی و سیاسی را به نمایش می گذارند. با وجود تمایزهای بنیادین، این دو جریان در تلاش برای بازسازی هویت اسلامی و ایجاد حکومتی بر شریعت اسلامی اشتراک دارند. تحولات نوین منطقهای و جهانی، شرایط تازهای را برای هر دو جریان رقم زده و نیاز به تطبیق و بازتعریف سیاستهای آنها را برجسته کردهاند. در نهایت، مطالعه تطبیقی این دو جریان میتوان کلید فهم بهتر دینامیکهای اسلام سیاسی و چشمانداز آینده سیاسی-مذهبی منطقه باشد.
منابع
Brown, N. J. (2013). When Victory Is Not an Option: Islamist Movements in Arab Politics. Cornell University Press.
Esposito, J. L. (1998). Islam and Politics. Syracuse University Press.
Gerges, F. A. (2013). The Rise and Fall of the Muslim Brotherhood. Oxford University Press.
Katzman, K. (2020). Iran: Internal Politics and U.S. Policy and Options. Congressional Research Service.
Khomeini, R. (1970). Velayat-e Faqih (Guardianship of the Islamic Jurist).
Lustick, I. S. (1997). The Islamist Response to the Iranian Revolution. Middle East Journal, 51(3), 380-398.
Mendelsohn, B. (2018). Islamism, Violence, and Reform in Egypt. Oxford University Press.
Mitchell, R. P. (1993). The Society of the Muslim Brothers. Oxford University Press.
Nasr, V. (1994). The Shia Revival: How Conflicts within Islam Will Shape the Future. W.W. Norton & Company.
Pollock, D. (2012). The Sunni-Shia Divide: Understanding Sectarian Conflict in the Middle East. Palgrave Macmillan.
Roy, O. (2017). Jihad and Death: The Global Appeal of Islamic State. Oxford University Press.
Tibi, B. (2012). Islamism and Islam. Yale University Press.