از ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی و پس از انقلاب ۱۳۵۷، سیاست خارجی حکومت بر پایهی مبارزه با «استکبار» آمریکا و بیرون راندن ایالات متحده از منطقه و محو و نابودی اسرائیل تعیین شد. این سیاست به شیوههای مختلف دنبال میشد. حتی در برخی از سخنرانیهای رسمی حکومت مسئولان برای محو اسرائیل، تاریخ تعیین کرده بودند! این ادامه همان رویکردی بود که در جریان جنگ ایران و عراق بر طبل شعارهایی همچون «راه قدس از کربلا میگذرد» میکوبید.
حکومت ایران باکی نداشت از این که به جهانیان بگوید جنگ با عراق در نهایت به جنگ با اسرائیل، نابودی آن و فتح اورشلیم خواهد انجامید. برای رسیدن به چنین توهمی، تروریستهای منطقه با هزینه ایران تجهیز شدند و نیروهای نیابتی با سرمایهای که حق مردم بود، شکل گرفتند. نتیجه این روش، چیزی جز گسترش فقر و فلاکت، و کوچکتر شدن سفرههای مردم نبود.
ایران امروز با داشتن معادن و منابع گسترده نفت و گاز و طلا و … دچار کمبود برق، گاز و انواع ابربحرانهای اجتماعی و اقتصادی است. با وجود تمام اینها حکومت حاضر نشد در سیاست غلط خود تجدیدنظر کند و شعار محو اسرائیل را که سرلوحه شعارهای دولتی و حکومت بود تغییر دهد. نتیجه این رفتارها و سیاستهای اشتباه، امروز تمام آرزوهای حکومت را نه تنها در ماجراجوییهای منطقهای بلکه در آرزوی داشتن تسلیحات اتمی و غنیسازی بیحساب و کتاب، بر باد داد.
مردم ایران! این جنگ ما نیست. این جنگ جمهوری اسلامی و نتیجهی جاهطلبیهای بیپایانش است. جوانان غیور میهن، جان شما برای آبادی و آزادی ایران ضرورت دارد. در جنگی که به شما تحمیل شده دخالت نکنید. شما بسیار زودتر از اینها صف خود را از حکومت جدا کرده بودید و بدانید که در پیشگاه تاریخ از شما به نیکی یاد خواهد شد؛ ملتی که در بزنگاه تاریخ در سمت درست ایستاد.
جنگ حکومت ایران با مردم بسیار پیشتر از اینها آغاز شده بود. امروز مانند گذشته باید نگران زندانیان سیاسی و به ویژه محکومین به اعدام باشیم. جمهوری اسلامی که توان مقابله با قدرت های بزرگتر را ندارد همواره از مردم و مخالفان بیسلاح و بیگناه انتقام میگیرد.