صبحگاه اعدام جنایتکاران، سیروس فیروزیان

جنایتکاران رژیم اسلامی در صبحگاهی ناگاه به سزای وحشیگری های خود رسیدند؛ اما نه در دادگاه ملت. به هر روی، آنها هلاک شدند؛ و اما کشور را با بحرانی تحقیر کننده به حال خود گذاشتند. ایران امروز در پیچ سهمناک تاریخ گیر افتاده است. من این وضعیت را از خیلی پیشتر دیده بودم و به اندازه فهم خودم تحلیل کردم و پیرامون گمانه ها و گزینه ها گفتم و نوشتم. دیگر اکنون فراتر از خطر کوبایی شدن، کشور دارد می رود به سوی عراقی شدن؛ اگر نجنبیم و یک دست و هم آوا نشویم!

بگذریم که روزی جلوتر از کره و هند و چین و سوئد بودیم. بگذریم که می خواستیم ژاپن و یا دست کم مالزی باشیم. آن آرزوها اکنون در خیال خام هم نمی گنجد. باری، اگر با هزار فوریت و ضرورت نجنبیم چه بسا به سرنوشت عراق دچار شویم؛ و شاید بدتر از آن به روزگار افغانستان، و یا بسی بدتر، شاهد تجزیه ایران بشویم.

امروز، همه دیدیم که رژیم ببر کاغذی هم‌ نبود. آنروز که امام خود را مقوا ساختند و جلوی آن نماد ‘هیچ’ رژه رفتند، روشن شد که سیاست و قدرت آنها یکسره پشمکی و کشککی و الکی بوده است. این فرومایگان تا آنجا بی عرضه بودند و هستند که نتوانستند سرداران و دانشمندان خود را آنهم در اوج تنش و در آستانه درگیری پاسداری کنند. پس، ملت، چگونه آنها از شما و از دارایی های ملی شما پاسداری خواهند کرد! آنها نتوانستند وضعیت خطرناک و ریسک رفتار نابخردانه و غیر مسؤلانه خود را ارزیابی و خطر مقدر را شناسایی کنند. آنها پیام های روشن و گویا را از دوست و دشمن خود نتوانستند درک کنند. بسان روز روشن بود که جنگ خواهد شد و اعتبار و اقتدار آنها به دَرَک، آبروی کشور آسیب خواهد دید. افسوس، غرور و داشته های یک ملت دستخوش ماجراجویی چهل ساله یک گَلّه وحشی شد.

آنها، وحشی های حاکم بر ایران، خاطره بدی را در حافظه تاریخی دو ملت کهن و دوست برجای گذاشتند. فرزندان ایران، فردا باید خون دل بخورند تا عقبه رفتار حاکمان ما گریبانگیرشان نشود؛ تا چگونه از شرمندگی این خاطره تلخ رها شوند.

ما مردم باید بدانیم که این جانیان، امروز هم نمی توانند بفهمند که کشور را در چه بحرانی گرفتار کردند و اینکه چگونه باید شرّ این بحران را از سر کشور بزدایند.

اسرائیل، اکنون، بغض چهل و شش ساله خود را به این رژیم می فروشد و تا آنجا پیش خواهد رفت که سرمایه بی اندازه پرهزینه نظامی و فنی کشور بغایت آسیب پذیر و زمینگیر بشود. می توان فهمید که اسرائیل حق دارد هر خطر مقدر را از پیشاپیش ملتش برکند. اما، ویران ساختن زندگی و خانه های مردم و کشتن مردم بیگناه و نیز حذف مردان علمی ایران، اگر هیچ دستی در دشمنی بین دو کشور نداشتند و تنها به اعتبار فنی و اعتلای ملی کشورشان می اندیشیدند، هیچ توجیه اخلاقی، انسانی، منطقی، سیاسی و حقوقی ندارد و فراتر از آن هیچ بهانه جنگی نیز نمی تواند پشت این مقابله جویی باشد. آدم عاقل و منصف و سیاستمدار آینده بین، نباید خود و کشورش را درگیر احساسات و تعصبات و عصبانیت مقطعی و دوره ای بکند. حرکت بر بال خشم و بغض جامعه و سیاست ورزی بر پایه عصبانیت، در روابط سیاسی بویژه بین همسایگان، همیشه اثر بد و ماندگار در خاطر مردمان می گذارد و پیامدهای ناخواسته و بد ببار می آورد. مشفقانه می گویم، شایسته است دولت دست راستی نخست وزیر نتانیاهو به دورنمای روابط خوب و منطقی دو ملت تاریخی ایران و یهود با دقت بیاندیشد! پر روشن است که ما خواهان بهترین دوستی پایدار و ماندگار بین دو ملت هستیم.

یک حساب سرانگشتی از توان آبگوشتی رژیم در حفاظت و حراست از مرزهای بی پناه کشور می گوید به صلاح کشور است که رژیم دستش را بالا ببرد و تسلیم شود. رژیم از همان روز که نیابتی ها را نتوانست برای خودش نگه دارد قافیه را باخته بود.

راستی، آن اسلامیست های معرّب و اعراب مقرّب درگاه ولایت کجایند که به داد سیّد بی دست و پای خود برسند؟! چه سرنوشت محتوم برای بخت برگشته ای که تنها مانده! چرا، چون ملت را از خودش راند و امروز بی کس و بی پناه تنها ماند.

بگذریم از خوب و بد شخصیت پرزیدنت ترامپ، او مشفقانه و مصرانه با زبان بی زبانی از رژیم خواست که بهانه کشتن سردار زورگیر، سلیمانی، را فراموش کند و با او به تفاهم برسد. درباره ایران، پرزیدنت ترامپ نیّت خیر نشان داد. او جنگ را برای ایران نمی پسندید. پرزیدنت ترامپ می خواست و می توانست پیک نجات کشور باشد. تفاهم با او شاید روند آرام گذار مدنی را فراهم می ساخت تا از دل آن، گذار سیاسی و ساختاری بروز یابد. رژیم این شانس تاریخی را از دست داد. لجاجت و سخت سری رهبر دیوانه و سرداران فناتیک و فاشیست او که مردند و دیگر نمی توانند بلای جان ملت شوند، فرصت بازگشت کشور به تعامل با دنیا را به بن بست کشاند.

امروز، اگر رژیم باخت را نپذیرد و به روال پیشین خود دیرتر و در بدترین زمان کوتاه بیاید، کشور را در آتشی سوزاننده تر خواهد انداخت؛ و زیر ساخت های مدنی و اقتصادی کشور داغان خواهد شد. رژیم دهن گشاد عربده کش اگر می خواست قداره کشی کند می بایست به توان عملیاتی اتمی دست می یافت؛ که نتوانست؛ و به سود ملت هم بود که نتوانست.

در این زمان و در وضعیتی که حاکمیت فشل و نیز اپوزوسیون معطل است، نمی توان گمان داشت که آمریکا و اسرائیل بخواهند روی گزینه براندازی رژیم ریسک کنند. فاکتور روسیه نیز بسیار کلیدی است که بنظر نمی آید بخواهد روی تغییر رژیم در ازای هر امتیازی از آمریکا قمار کند. در این وضعیت، اسرائیل در توان و مصلحت خود نمی بیند که در ایران بیشتر از یک رژیم زمین خورده تحقیر شده بخواهد. اما اعراب، هر چند بیرون گود، اگر به ورای معرکه، به دورتر، چند سال آنسو تر نگاه کنند، در این بازی، بازنده استراتژیک خواهند بود. آش نخورده و دهن سوخته!

در پایان، ما بعنوان اپوزوسیون و کنشگران سیاسی در کشور و در غرب چه باید بکنیم؟ خیلی ساده، ما می توانیم عزم و اراده خود را با توان اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا و اسرائیل  درآمیزیم. چگونه، اینگونه که چهره های برجسته و شناخته شده ملی ما در یک جریان ائتلافی- نمی گویم دولت ائتلافی که هنوز برای آن زود است، گرد آمده و پرچم ائتلاف انقلابی گذار را در پیشگاه ملت بزرگ ایران و در برابر جهان بویژه آمریکا و روسیه بلند کنند. آنگاه، اسرائیل و اعراب خریدار و همکار این ابتکار خواهند بود.

می دانم، به من خواهند گفت، به خواب و خیال می ماند. اما، من اینگونه نمی بینم. ساده انگار هم نیستم. در نهایت، چنین خواهد شد. پس چرا وقت را یکی پس از دیگری بکشیم. چرا ضرورت امروز را به فوریت درنیابیم؟!!!

از عزیزان ما در زندان بزرگ ایران اسلامی، تا شورای گذار و پیمان همبستگی، تا احزاب کردی ما و تا مشروطه خواهان و شخص شخیص شاهزاده گرامی، این کار وظیفه ملی است.

باید از هواداران خشک مغز سست عنصر بی مصرف که جمهوریت، مشروطیت، شخصیت، قومیت و ملیت را دستاویز ساخته و با سبک سری و غرغر و فحاشی چوب لای چرخ روند همگرایی می اندازند دوری کرد. این آدم های هواشناس موج سوار تنها بدنبال نردبان ساختن شخص و یا حزب هستند تا سر برآورند و در فردای ایران به نام و مقام و مال و منال برسند و به جان ملت بیچاره بیافتند. اینها آن روی سکه سیاه حاکمان امروز ایران هستند. نگذاریم فرومایگان سد راه انقلاب ملت بشوند.

ایکاش، کردهای ما که غرور و غیرتشان فخر ملت ایران است؛ پیشقدم شوند و بین جمهوری خواهان عاقل و مشروطه خواهان متعادل میانداری کنند. بنام یک شهروند از شهروند نامی ایران، شاهزاده عزیز که در چشم بسیاری مردم و اهل سیاست سرمایه ملی است؛ می خواهم قاطعانه بر مرام پیمان نوین پافشاری کنند تا فضای سیاسی اپوزوسیون قطبی نشود و همگرایی مجال یابد که جای واگرایی بنشیند.

آروز بر میانسالان هم عیب نیست!