چند پرسش و مطالبه مهم عمومی در وضعیت کنونی

فریبا نظری

یکی از سیاست های محوری و بنیادی گفتمان انقلاب اسلامی از ابتدا تاکنون، امت‌گرایی و مبارزه با اسرائیل به عنوان رژیم اشغال‌گر فلسطین بوده است. در دوران جنگ هشت ساله ایران و عراق نیز یکی از شعارهای پرتکرار و مهم این بود: راه قدس از کربلا می‌گذرد.

یادآوری این مطلب از این روست که بدانیم وضعیت پیچیده و آشفته جنگی که امروز بر سرمان آوار شده و زندگی روزمره شهروندان ایران را با مشکلات جدی مواجه  کرده است، به هیچ روی ناگهانی نیست بلکه نظام حکمرانی در قالب گفتمان انقلاب اسلامی دهه‌هاست بدان اندیشیده‌ و رویای عملیاتی شدن آن را داشته‌اند.

این انتظار و اشتیاق چند دهه اخیر لزوما باید با آمادگی و برنامه‌ریزی سیاست‌گذاران ارشد کشور، همراه باشد اما متاسفانه در چند روز گذشته و آغاز جنگ نظامی و تجاوز اسرائیل به این سرزمین، شاهد چنین آمادگی و برنامه‌ریزی نیستیم. چرا این‌گونه است؟

این پرسش مهمی است، بیایید برخی از ابعاد این نبود آمادگی را از منظر حوزه عمومی با هم مرور کنیم:

۱- آسیب پذیری عمیق و گسترده نیروی نظامی ایدئولوک گفتمان انقلاب اسلامی از نخستین ساعات تجاوز اسرائیل به ایران و کشته شدن غافلگیرانه سطوح عالی فرماندهی آن

۲- نبود ستاد بحران مرکزی و مقتدر و در پی آن نبود آمادگی مدیریت بحران جنگ از سوی متولیان نظامی، امنیتی و سیاسی به منظور پیشبرد جنگ در منظر عموم جامعه به‌عنوان امر واقعی به‌ویژه با توجه به روایات نامعتبر و شایعات خبری

۳- ناپیدایی، غیبت عینی و نبود همراهی آشکار و فیزیکی مداوم مسئولین عالی نظام در میان مردم برای توضیح و پاسخگویی وضعیت بحرانی جنگ در کشور

۴- عدم تزریق آرامش روانی عمومی و جبران احساس ناامنی باتوجه به اخطارها و اطلاع‌رسانی های نیروی انتظامی مبنی بر وجود شبکه‌های پیچیده و گسترده نفوذ متجاوز به کشوربه شکل عینی در جامعه

۵- رهاسازی مردم مناطق مختلف در شرایط بحرانی جنگ بدون اعلان حمله‌های هوایی مستمر اسرائیل به شهرهای مختلف، نبود پیش‌بینی برای آماده‌سازی اسکان مردم با خدمات زیستی اولیه با هدف ادامه بقا و حیات، نبود گزارش دهی شفاف، مستند و لحظه‌ای به مردم مبتنی بر حق آگاهی ایشان و حفظ سلامت روان آنان

۶- تمرکز یک سویه بر تولید روایات تبلیغی و رسانه‌ای از گزارش آسیب پذیری نیروهای متجاوز در اسرائیل و کم توجهی به حجم و ابعاد فاجعه آسیب‌های غافلگیرکننده جنگ در داخل کشور

۷- نبود مدیریت جابجایی و تغییر سکونت موقت شهروندان به‌ویژه در پایتخت باتوجه به جمعیت و اهمیت ژئوپلیتیک و چگونگی و دفعات حمله اسرائیل در چند شبانه روز گذشته

۸- مشخص نبودن شرایط زیستی در روزهای آینده درصورت تداوم جنگ، مانند: تامین سوخت و انرژی، نان به‌عنوان خوراک ضروری و غالب مردم، دارو و خدمات بهداشتی و درمانی، بازگشت به اشتغال عادی افراد در کسب و کارهای روزمزد، آزاد و غیررسمی

جنگ، شوخی و بازی کامپیوتری نیست که در نهایت برنده و بازنده‌ای داشته باشد.

جنگ آن‌هم در دوران تکنولوژی‌های جدید، پدیده‌ای به غایت پیچیده و برهم زننده‌‌ی سلامت روان انسان‌ها پیش از ستاندن جان آن‌هاست. اکنون باید پرسید آیا برای این پدیده‌ی مورد تاکید گفتمان انقلاب اسلامی، بجز حمله موشکی به اسرائیل، تدبیری اندیشیده شده است؟
آیا قرار است تاوان این بی‌تدبیری و ناکارآمدی سیاست‌گذاران را ملت و سرزمین ایران با سرمایه‌های انسانی و اقتصادی و زیست محیطی خود بپردازند؟

این مطالبه و پرسش مهم امروز ماست.