وضعیت روانی جامعه در روزهای پس از آتش‌‏بس!

اتحادیه آزاد کارگران ایران: “وضعیت روانی جامعه در روزهای پس از آتش‌‏بس” تلخیص روایتی است  از نسیم سلطان بیگی، خبرنگار روزنامه هم میهن که ما در اینجا نظر خوانندگان محترم را به گوشه هایی از این روایت جلب میکنیم. علاقه مندان میتوانند روایت کامل آنرا در لینک ریز، بر گرفته از روزنامه ایران امروز، بخوانند.
آویشن از همان شبی که جنگ شروع شد از حرف‌زدن افتاد. یک هفته از آتش‌بس می‌گذرد اما همچنان آویشن ۹ ساله نتوانسته حرف بزند. برسام سه‌ساله شب‌ها پتو را روی سرش می‌کشد، دیگر تنهایی نمی‌خوابد و روزها، از صدای اذان می‌ترسد و از دویدن پسربچه همسایه در طبقه بالا. سهیلای ۴۰ ساله نمی‌تواند تصویری از آینده در ذهن‌اش بسازد چون «ممکن است همه‌چیز خراب شود».

اضطراب در چهره مهسا چنان جا خوش کرده که با اینکه می‌خندد و تلاش می‌کند عادی باشد، مدیرش به او می‌گوید: «از ظاهرت مشخص است که مضطربی و حال خوبی نداری.» زیر پاهای مهسا سست است و او انگار در آسمان معلق مانده است. رابعه موحد، روانشناس اجتماعی است و به «هم‌میهن» می‌گوید: «آذوقه روانی مردم ما تمام شده و الان در وضعیت قحطی روانی هستیم.»

……مهسا می‌گوید دلیل اضطراب‌های او که به برسام هم منتقل شده، احساس نادیده گرفته‌شدن است: «من در دوره دبیرستان، جوانی، ازدواج، تهیه مسکن و بچه‌دار شدن، همین حس نادیده گرفته‌شدن و پس‌زدن را داشتم و همه این موارد ما را به جایی کشاند که الان هستیم.» او می‌خواهد در کشوری صلح‌طلب زندگی کند تا نگاه جهان به ایرانی بودنش منفی نباشد: «زمانی که کشوری را تهدید اتمی کنیم، هر روز و هر روز این تهدید را تکرار کنیم و آنها هر روز با این ترس مواجه‌ باشند و مدام فکر ‌کنند اگر آنها بمب اتم داشته باشد، ما را با خاک یکسان می‌کنند، معلوم است زمانی که بفهمند این ماجرا پیش آمده، سمت ما می‌آیند و این کاری است که حاکمیت با ما کرده است.» او پیشینه اسرائیل را هم یکی دیگر از دلایل اضطرابش می‌داند: «آن کشور، وقتی می‌گوید آتش‌بس باز جنگ را تکرار کرده و در گذشته هم این اتفاق افتاده است. رزومه این کشور برای من اذیت‌کننده است و از سوی دیگر حکومت ما هم نمی‌خواهد کوتاه بیاید.»
……

جنگ وقتی بر سر ما آوار شد که آدم‌های تازه‌نفسی نبودیم. نبود امنیت مالی، شغلی، آسایش، تعادل در زندگی و کمبود دارو همه آن چیزهایی است که رابعه موحد، روانشناس اجتماعی از آنها به عنوان عواملی یاد می‌کند که باعث شدند ما در حالت «نرمال» زندگی نکنیم. او به «هم‌میهن» می‌گوید: «ما مردمی که راحت زندگی کردند و امنیت و آسایش داشتند، نبودیم. اگر چنین بود، می‌توانستیم از اندوخته‌مان استفاده کنیم و با مسئله جنگ مواجه شویم. مانند کسانی که انباری پر از آذوقه دارند. اما ما اندوخته‌مان را خورده بودیم.» ناامنی مالی در نگاه او یعنی مردمی که سال‌ها کار می‌کنند، پول جمع می‌کنند که چیزی بخرند و وقتی به آن نقطه می‌رسند، قیمت‌ها تغییر کرده و بیشتر شده است: «ناامنی قسمت جنگ یا فرار مغز را فعال می‌کند.»
…..واحدی به روان جمعی زخم‌خورده مردم اشاره می‌کند و می‌گوید: «ما مجموعه‌ای از تروماها را در چندسال اخیر داشتیم و اگر اینها نبود تاب‌آوری و ظرفیت روانی

ما بسیار متفاوت با چیزی بود که الان با آن مواجهیم و اتفاقات به شکل دیگری می‌افتاد.» او معتقد است، مردم زخم‌های قبلی را کنار گذاشتند و خودشان را برای مواجهه با ترومایی که زور بیشتری دارد آماده کردند: «گاهی این جنگ را با کرونا مقایسه می‌کردند ولی تفاوت بسیاری داشت. در دوران کوید هم ازدست‌دادن و وحشت زیادی را تجربه کردیم اما به این شکل نبود. جنگ بسیار هولناک‌تر بود و احساسات مشترک آدم‌ها را پیوند داده بود و همین موضوع برای ما ظرفیت‌سازی کرده بود.»
…..
وحید شریعت،  رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران در نامه‌ای به رئیس جمهور ایران درباره تبعات جنگ ۱۲ روزه نوشت: «ملت ایران در سال‌های اخیر، به سبب تجربه‌ بحران‌های پی‌درپی اقتصادی، اجتماعی و روانی، دوره‌ای دشوار و فرساینده را از سر گذرانده‌ است……از نگاه ما، شرایط کنونی، فرصتی است برای بازاندیشی در رابطه‌ دولت و ملت، احیای سرمایه‌ اجتماعی و تقویت انسجام ملی. آن‌چه در روزهای اخیر رخ داد – از بروز نمودهایی ممتاز از همبستگی‌ مردمی تا روایت‌های تازه از وطن‌دوستی – گواه ظرفیت‌های پنهان جامعه‌ ایرانی است که می‌تواند به پشتوانه‌ای برای ترمیم وضعیت روانی-اجتماعی جامعه بدل شود.»

لینک کامل روایت وضعیت روانی جامعه در روزهای پس از آتش‌‏بس!

https://www.iran-emrooz.net/index.php/news1/more/121917/

@ettehad