سیروس فیروزیان
“عظما” یا مرده است و یا در انتظار احتضار!
امروز، امور کشور در دست رهبر نیست. رهبر دیگر سر کار نیست؛ او یک زنده بی مقدار، یک لولوی سرکاری است. این است سرانجام دیکتاتورهای ضد ملی! وقتی مردم را با خود نداری، هیچ چیز و هیچ کس و هیچ شانس نخواهی داشت!!!
رهبر رژیم که عمود خیمه ولایت فقهی و ام القرای شیعی بود خودش را در پناهگاه حبس و حصر کرده است. این حصر سه هفته ای همان کارماست که قهر طبیعت و سنت به بدترین شکل بر “مقام عظما” بار کرد. کسی که بی پروا مردم را به حصر می برد، اکنون به چنان حصر حقیرانه خود خواسته درافتاد که تاریخ مانند آن را ندید.
آیا مقام “حاکمیت” از این پس مانند آن شیطانک، آن بختک که به جان ملت ما افتاده بود، نصرالله بی شرم، می خواهد گه گاه روی پرده تلویزیون دیده شود. آیا او به سرنوشت نصرالله دچار شده و در همان دخمه، زیر خروارها خاک دفن خواهد شد. آیا این غیبت صغری دارد غیبت کبری می شود. آیا مرده او را قاب کرده و مانند مسعود به پیروانش غالب می کنند. آیا او مرده است و یا زنده مرده؟
من چندی پیش گفتم که زندگی سیاسی رهبر رژیم با شتاب در سراشیب پاشیدگی و تلاشی است. خدا می داند، شاید کار او به اسرائیل و عزرائیل نکشد، و سید علی به دستِ دست پروردگانش، در ژرفای گور فردو، زیر گل شود؛ تا بوی گند دهانش دوباره در کشور بلند نگردد. تا مبادا توهم جنون آمیز و زیاده گویی قهر آمیز او کیان کشور را با خطر موجودیتی روبرو سازد.
به هر روی، من دلم نمی خواهد رهبر کشور که حلقه کلیدی از تاریخ شوم دوره ماست، بدون آنکه به ملت پاسخگو شود بمیرد. مرگ حقیرانه او در خفا، بهای نپرداخته رژیم به تاریخ ما خواهد شد. چاره چیست، زندگی نکبت این “حاکمیت” ادامه یک ننگ تاریخی است.
ایکاش، او دست کم برای آبروی خودش کمی ارزش می گذاشت تا در دادگاه عادلانه و منصفانه ملت پاسخگو باشد. حیف که او نمی خواهد این مجال را به خود و به ملت بدهد. آری، مرگ خفت بار رهبر سربار، نزدیک تر از او به خودش می نماید.
پر روشن است که ما مرگ نظام را می خواهیم؛ اما، “آقای نظام” چگونه مردنی برای خود می خواهد، نمی دانیم. امروز، اما، مرده “عظما” بهتر از زنده مردار وار اوست. این را همه باور داریم. گویا، خود او نیز اینگونه می خواهد. مرگ سید علی خامنه ای، مرگ کلیت و هویت رژیم ولایت است.
پایان سخن، اگر امروز گزینه جایگزین ج. ا. در توان ملت و اپوزوسیون نباشد، دست کم در میان مدت، ناگزیر باید جابجایی در بدنه قدرت و تغییر رفتاری و شاید شِبهِ ساختاری را چشم داشت. تا آن روز که مترسک و یا بختک دیگر پیدا شود، کشور رهبر مقوایی خواهد داشت. این نیز طنز دوره ماست که رژیم رهبرانش را مقوایی به هوادارانش می فروشد.