تدبیر تغییر با مدل تمرکز در تکثر 

سیروس فیروزیان

خیلی سال پیش وقتی صحبت از مدل چینی پیش آمد گفتم که رژیم با مدیریت خر تو خرِ هر کی به هر کی، و بی در و پیکر نمی تواند الگوی چینی را در کشور پیاده کند. گفتم که ج.ا. ایران با این دشمن دشمن کردن و همه را دشمن خود ساختن، ج.ا. پاکستان هم نمی تواند بشود. گفتم که دنیا نمی گذارد ایران کره شمالی اسلامی بشود‌. گفتم، ایران، با حکومتی که هر چه بَدان دارند، آن خود، یک تنه دارد؛ اگر عراق و سوریه نشود- شانس بیاورد، می شود کوبای آسیا. به آنچه گفتم هنوز هم باور دارم؛ مگر آنکه این رژیم دیگر این رژیم نباشد.

امروز اما، این امید، مرگ این رژیم، زنده تر از هر زمانی است.

باری، اصالت هویت ایرانی می گوید که ملت تغییر را تدبیر خواهد کرد.

اکنون، این رژیم دارد به سرنوشتی دچار می شود که دیگر این رژیم نباشد؛ نه در رفتار که شاید در ساختار. به گمان من، دست کم، یک دگردیسی شِبهِ ساختاری در ایران در چشم انداز است.

امروز، ایران، ناچار است خانه تکانی فوری کند تا گرد و غبار کینه و خرافه را از خودش بزداید؛ تا زنده و پاینده بماند. اگر خوب نگاه کنیم می بینیم که در این چهل و شش سال سیاه، ایران بیچاره شده دو ضد فرهنگ بوده است؛ تلقین و تزریق کینه ورزی و خرافه گرایی. اکنون، تنها راه و تنها چاره، زدودن و کنار زدن همه آنچه و هر آنکه است که این دو روش و منش زشت را در فرهنگ ما و در ارگان ها و نهاد های کشور به زور نهادینه ساخت. آری، ‘عظما’ و ما فیها در بالای لیست پالایش انقلابی ماست.

هر آینه، در ایرانِ درون و در ایرانِ بیرون، جامعه مدنی ما با ریشه و پویا است. اما، گیر کار اینجاست که جامعه مدنی ما گرفتار تکثر زوار درفته افسار گسیخته است. جامعه مدنی ما گرفتار عصبیت و عصبانیت کور-رادیکالیسم منفی، است. جامعه مدنیِ بیش از اندازه قطبی شده ما سراسيمه و آشفته، چند تکه و پراکنده، و متشتت و متفرق است. این سر درگمی اجتماعی و سیاسی ما از آنروست که تجربه تحزب در کشور، هرگز دو دهه که هیچ، یک دهه هم‌ پایدار نبوده است.

امروز این پرسش تاریخی پیش روی ماست، آیا ملت به جابجایی روبنایی و شاید شبهِ ساختاری در سیستم از طریق جایگزینی بدنه با هسته قدرت رضایت می دهد؟ آیا ملت از اصلاحات روبنایی و یا کمی فراتر، از انقلاب اصلاحی عبور کرده و خواهان سازمان یافتن جبهه نجات ملی است؟ کِی جامعه ما به جبهه ای از فرهیختگان و نخبگان سیاسی فراخوان خواهد داد- امر خواهد کرد تا اراده ملت را در مجلس مؤسسان پیگیری کرده، رأی ملت را فصل الخطاب آینده سازد؟ آیا کنشگران صاحب نام آماده هستند تا از منیّت گذشته مسؤلیت خدمت به آرمان ملت را بپذیرند؟

پایان سخن، در این بزنگاه حساس، ما نیاز به یک تمرکز در تکثر داریم. در نهش ناپایدار امروز اگر بخواهیم بر طبل ایده آلیسم ملی و یا قومی بکوبیم و آرمانگرایانه بر پایه ایسم های مدرن غربی برای ایران کنونی نسخه بپیچیم سنگ بر سنگ بند نمی شود و شیرازه هر دگردیسی از هم می پاشد. امروز، ما در یک دوراهی قرار گرفته ایم. آغاز هر یک از دو راه با پایان یک مستبد، سید علی خامنه ای، خواهد بود. اما، گشتگاه کجاست، معمایی است که کلیدش اراده ملت است.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»