حمید آصفی
در جمهوری اسلامی وقتی صدای بحران میآید، همیشه سعی میکنند آن را با یک تشکیلات جدید بپوشانند. نه برای حل بحران، بلکه برای مدیریت بحرانها. حالا دوباره بوی بحرانها میآید، حاکمیت به فکر «اصلاح ساختار» افتاده است. صحبت از بازگرداندن نهادی است که جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۸ برای مدیریت جنگ داشت: شورای عالی دفاع. نهادی که با پایان جنگ و آغاز دوران تثبیت قدرت رهبری دوم منحل شد و جایش را شورای عالی امنیت ملی گرفت. حالا همان شورا دارد دوباره بیرون کشیده میشود. اما چرا؟ برای نظم بخشیدن به وضعیت نظامی، برای وحدت فرماندهی، برای انحصاریسازی تصمیمات نظامی در سطح رهبری؟ بله.
این شورا پاسخی است به تهدید اسرائیل و ابزاری برای دفاع ملی. و از همه مهمتر یک سازوکار امنیتی داخلی است برای خلعسلاح جناحهای دیگر، مهار تشتت، و بازسازی اقتدار. اگر این شورا، زیرمجموعهی شورای عالی امنیت ملی باشد، میشود یک اصلاح ساختاری معمولی. اما اگر موازی باشد — و همه شواهد این را میگویند — آنگاه با یک تغییر مهم نهادی در درون سیستم طرفیم. یعنی همان مدل آشنای جمهوری اسلامی: موازیکاری برای تمرکز بیشتر؛ هر جا اعتماد ریزش کرد، یک نهاد تازه بزن.
در سطح افراد هم بازی تازهای در جریان است. گفته میشود علیاکبر احمدیان قرار است کنار گذاشته شود. کسی که تنها دو سال دبیر شورای عالی امنیت ملی بود. جای او را قرار است علی لاریجانی بگیرد: بوروکرات خونسرد، وفادارِ منعطف، مذاکرهگر در بحران. آیا این یک انتخاب امنیتی است یا سیاسی؟ یا هر دو؟ لاریجانی سابقهی وزارت ارشاد، ریاست صداوسیما، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ریاست مجلس و مشاورت رهبری را دارد. یعنی از همه گذرگاههای قدرت عبور کرده، بدون آنکه هرگز از چارچوب نظام خارج شود. اما مهمتر از همه: او با تندروها مشکل دارد. همین کافی است تا انتصابش پیامی باشد به واشنگتن، و حتی بخشی از اپوزیسیون: ما هنوز بلدیم چرخش کنیم. ما هنوز میتوانیم از چهرههای عاقل ملاحظهکار استفاده کنیم تا نظام را سر پا نگه داریم.
همزمان با بازگشت شورای دفاع، ما نشانههای دیگری از بازسازی چهرهی نظام میبینیم. مثل کنار گذاشتن کاظم صدیقی از نماز جمعه تهران. مثل احتمالاتی درباره تغییر رئیس صداوسیما. و حتی احتمال ترمیمهای دیگر در بیت رهبری و شبکههای رسانهای داخلی. این یعنی نظام فهمیده که ضربه خورده، نه فقط از اسرائیل، که از داخل. و حالا در پی آن است که چهرههایی را حذف کند که یا بدنام شدهاند، یا دیگر به دردش نمیخورند.
اما چرا حالا؟ و چرا اینگونه؟ چون نظام فهمیده که دورهی بقای صرف گذشته. نه میشود پیوسته بجنگد، نه میتواند به راحتی سازشی بزرگ کند. و این بدترین وضعیت ممکن برای یک سیستم امنیتمحور است. برای همین، باید خودش را دو بخش کند: یک بخش برای جنگ احتمالی. یک بخش برای گفتوگوی احتمالی. شورای دفاع، تکهی جنگ است. لاریجانی، تکهی گفتوگو.