عرصه مبارزه ی بازنشستگان، اسماعیل گرامی (کارگر بازنشسته)

کانونهای بازنشستگان (این نهادهای حکومتی) از چند سال پیش؛ جهت جلوگیری از تجمع بازنشستگان در مقابل این کانونها که مبادا بازنشستگان مکانی را برای اعتراضات خود داشته باشند، هر یک به ساخت یک “گروه تلگرامی” اقدام نمودند(و گاه بیشتر از یک گروه) و بازنشستگان را ترغیب کردند که در این گروه های تلگرامی عضو شوند. در این گروههای تلگرامی، بازنشستگان با پُست های متفاوت، نه تنها خواسته های خود را مطرح میکردند بلکه خشم و نفرت خود از مسئولین کانونهای بازنشستگان، کانون عالی بازنشستگان و حتی مدیر عامل سازمان تامین اجتماعی و یا وزیر کار را هم نشان میدادند. البته نشان دادن این خشم؛ نفرت و بیان انتقادات محدودیت هایی داشت!! بیان هر خشم، نفرت و یا انتقادی که گاه از یک حدی فراتر میرفت، “سریعا” توسط مالک و یا ادمین ها پاک میشد؛ پُستها حتماً و باید در رابطه با مسائل “صنفی – اقتصادی” باشند (بعضی از این گروهها در سانسور کردنِ پُستها شهره آفاق بودند).

اما امروزه فضای این گروهها خیلی فرق کرده است!! با وجود آنکه خواسته های غیر صنفی بیشتر در این گروههای تلگرامی مطرح میشوند و خشم و نفرت و فحش و بد و بیراه افزایش یافته و حتی دامن مسئولین خیلی بالاتر حکومتی را هم گرفته است؛ سانسورها خیلی کمتر شده است. این عقب نشینی ها بی جهت نیست!
واقعیت این است که این خشم و نفرتها ناشی از حقوقهای پایین، گرانی و تورمِ بسیار بالا، عدم پاسخگویی به بسیاری از خواسته ها، تعرضات حکومت به حق و حقوق بازنشستگان و معضلات فراوان جامعه (همچون قطعی آب و برق و …..) میباشند. انتقادهای تند و بیان نفرتهای شدید، دیگر؛ از یک بازنشسته و دو بازنشسته گذشته است، فضای گروهها پر شده است از چنین پست هایی. در نتیجه مالکینِ این گروههای تلگرامی (در حقیقت مسئولین این کانونها و یا افرادی که به سفارش حکومت چنین گروههایی را ساخته اند) فضا را باز گذاشته اند که بازنشستگانِ ناراضی، اعتراض و خشم خود را در همین گروههای تلگرامی (در حقیقت در دنیای مجازی) تخلیه نمایند! به خیابان نیایند و فریادی سر ندهند. مالکان این گروهها به خوبی میدانند اعتراضات و هزاران فحش و بد و بیراه در دنیای مجازی هیچ تاثیری برطرف مقابل ندارد و هیچ خطری برای او ایجاد نمیکند.

کسانی در این گروههای تلگرامی هستند که با تسلط بر قوانین؛ اجحافاتی را که بر بازنشستگان میشود تشریح میکنند اما راه حل مشکلات سرانجام به آه و ناله کردن در همین گروهها منتهی میشود. و هستند عده ای دیگر که (سهواً و یا عمداً) با بی عرضه و یا ترسو خواندن بازنشستگان بذر یاس و ناامیدی را در بین بازنشستگان میپاشند.

معترض شدن و نشان دادنِ خشم خود در دنیای مجازی در حقیقت ورژن جدید همان “دعا کردن” و “نفرین کردن” است، شخص میخواهد در جای گرم و نرم بنشیند و با تخلیه احساسات؛ به مقصود خود برسد. در هر دو ورژن؛ چه قدیم (دعا کردن و نفرین کردن) و چه جدید (معترض شدن در دنیای مجازی) شخص منتظر این است که یک نیروی دیگر (آسمانی و یا مجازی) مشکل او را حل کند، حال آنکه مشکل او هرگز و هرگز حل نخواهد شد، چراکه دشمن همچنان در دنیای واقعی بر روی “زمین” راه میرود و به دزدی و استثمار و ظلم و ستمِ خود ادامه میدهد.

اما این روشها برای همیشه پایدار نیستند! هنگامی که کارد به استخوان بازنشستگان برسد؛ این روشها پوچی و ناکارآمدی خود را به بازنشستگان نشان خواهند داد و برای آنها راهی نمیماند جز آنکه بر روی زمین و در دنیای واقعی برای خواسته های خود مبارزه کنند، جایی که مدت زمانی است که دیگر بازنشستگان آنرا پیدا کرده اند: کف خیابان!

بیستم مرداد ۱۴۰۴