علی افشاری
اپوزیسیون کلاسیک موسوم به “برانداز” که همه هم و غمش سرنگونی جمهوری اسلامی است و معیارهای ایجابی مثبت، نقش تعیینکننده در پراتیک سیاسیاش ندارد، بیش از تفاوتهایش شبیه بخش مسلط جمهوری اسلامی است.
براندازان کلاسیک و «ولایتمداران» هر دو با دموکراسی سر ستیز دارند و نان خود را در رنج و گرفتاری فزاینده مردم و رشد مناسبات جامعه تودهای میدانند. از همبستگی انسانهای آگاه، نرمال و شاد میهراسند و بر عکس به دنبال ذرهگونه شدن افراد جامعه هستند تا با گسست، ناامیدی و خشم از یکدیگر به صورت اعضایی منفرد جذب گفتمانهای بنیادگرای چپ و یا راست شوند و پشت سر رهبر یگانه بسیج شده و مطیع اوامر او شوند. اولی از این طریق به دنبال ویرانی هر چه بیشتر است، دومی در پی حفظ وضع موجود و نیازمند نگهداشتن مردم است تا مطالباتشان زیاد نشود! هر دو مردم را ضعیف، غمگین، نگونبخت و محتاج میخواهند.
از دید براندازان کلاسیک باید همه چیز خراب شود. هیچ گشایشی انجام نشود، روز به روز چالش ها شدید تر شود و مردم عصبانیتر، فقیرتر و بیشتر گرفتار مسائل معیشتی شوند، بدینترتیب از آرمان های اخلاقی و انسانی بیشتر فاصله بگیرند و ناگزیر به گرایشهای افراطی و خشونتگستر روی آورند.
به زبان ساده در نگاه آنان تا خرابی از حد فزون نشود، آبادی به دست نمیآید.
مخالفت آنها با جمهوری اسلامی کور و از جنس رقابت صرفا سیاسی است. پیشاپیش با همه اقدامات آن مخالف هستند ولو مثبت باشد. همه چیز توطئه است.
مردم داخل کشور باید غرق در سختی و تاریکی باشند و روز به روز اوضاعشان تیرهتر تا این براندازان منجیوار به داد آنها برسند. مردم داخل کشور را تحقیر هم میکنند که چرا ساکت هستند و شورش نمیکنند! اینگونه زمینه یک جنبش تمامیت خواه نیازمند رهبری منجیگرایانه ایجاد میشود.
در این سیاهاندیشی فقط سلطنتطلب ها شرکت ندارند، بلکه همه گرایشهای افراطی راست و چپ در آن اشتراک نظر دارند، هدف کسب قدرت به هر قیمت و یا تحقق ایدئولوژیهای بنیادگرایانه آخرالزمانی اهریمنی است.
اصول انسانی، رهایی، آزادی، حقیقت، ناراحتی از درد و رنج مردم و شکوفایی کشور مطرح نبوده و نیست! فقط شعارهای توخالی و دهان پرکن و تبلیغات در مورد سیاه بودن وضعیت موجود مورد توجه هستند، البته در این میان یک سری نظریهپرداز که اسیر بتوارههای ذهنی و نگرشهای ایدئولوژیک خود هستند، برای رهایی خلق نسخههای خیالی میپیچند.
نجات ایران نیازمند پویشهای نوین و حقطلبانه در اپوزیسیون است که مخالفتش با استبداد را با اصولی چون اصرار بر دموکراسی، پایبندی به حاکمیت ملی، سنجه انصاف و دفاع از هر عملی که از درد مردم ایران بکاهد و یا به شادی آنان بیفزاید، تکمیل میکنند.
هدف وسیله را توجیه نمیکند. هدف بهبود امور است؛ اینکه چگونه و توسط چه کسی انجام میشود، موضوعیت ندارد. فقط اطمینان از درستی. در مسیر پیشرفت ماندگار قرار گرفتن و نبود فریبکاری اهمیت دارد.