مسعود پدرام
گر تو نمیپسندی تغییر کن قضا را (حافظ)
امروز بیش از همیشه به این واقعیت میاندیشیم که در راهی فروبسته در ماندهایم، اما این دغدغه نیز قوت گرفته است که اگر کاری نکنیم ایران از دست میرود. با این دغدغه، برخی از روشنفکران و نیروهای سیاسی به این نتیجه رسیدهاند که به دلیل وضعیت شکنندهی کنونی که حکومت را هم شامل میشود، مجالی برای تکیه بر ارادهای جمعی برای آفرینش آغازی نو بهوجود آمده است. در اینجا این نگاه اهمیت پیدا میکند که در سامانهی زیست جمعی، تنها قلمروی که در آن، ارادهای عمومی شکل میگیرد که با خیر عمومی پیوند میخورد،جامعهی مدنی است.
در میان ما این تصور غالب وجود دارد که جامعهی مدنی فضایی است متشکل از تعدادی سازمان غیردولتی(NGO) که در زمینهی کارآفرینی، امور خیر، نمایندگی اصناف و حمایت از گروههای اجتماعی و فرهنگی مختلف فعالیت میکنند. در چنین تصوری، فعالیت مدنی از فعالیت سیاسی کاملا جدا انگاشته میشود.
البته این تصور بیمبنا نیست و بازمیگردد به مناسبات خاصی که درپی عصر روشنگری، در سه سدهی پیش، از درون”جامعه” پدید آمد؛ مناسباتی که با مفهوم جامعهی مدنی شناخته شد و هویتی مستقل از دولت و جامعه پیدا کرد. در واقع جامعهی مدنی واسطهای شد میان دولت و جامعه، که به ارادهی افراد در قالب یک ارادهی عمومی واقعیت میبخشید.
مبتنی بر این مفهوم از جامعهی مدنی بود که افرادی منافع خاص خود را در نهادی عمومی پیمیگرفتند. اما مفهوم جامعهی مدنی در مسیر تحولات تاریخی و تأملات نظری دستخوش تغییراتی شده و با مفهوم امر سیاسی مشترکات مبنایی پیدا کردهاست.
اشاره به چند نمونه از کارکردهای سیاسی جامعهی مدنی، درآمیزی آن را با امر سیاسی روشنتر میکند:
یکی از کارکردهای سیاسی جامعهی مدنی نظارت برنحوهی حکمرانی و اقداماتی برای ملزم کردن دولت به پاسخگویی است. در بسیاری از کشورها این کار از راههای مختلف، از جمله “روزنامهنگاری جستجوگرانه” و افشاگری توسط رسانههای مستقل از دولت صورت میگیرد.
گاه این تلاش برای ملزم کردن حکومت به پاسخگویی از طریق تجمعات سازمانیافته انجام میشود، مثل تظاهرات هفتگی مادران در آرژانتین در دههی 1970 میلادی که خواستشان این بود که از وضعیت فرزندانشان که پس از دستگیری ناپدید شدهبودند باخبر شوند. در مواقعی نیز این تلاش به یک جنبش اجتماعی فراگیر میانجامد، مثل خواست مردم ایران برای پاسخگوییحکومت در مورد نتیجهی انتخابات ریاستجمهوری در سال ۱۳۸۸ که در جنبشسبز تبلور یافت.
کارکرد سیاسی دیگری که مبنایی است برای یک دموکراسیاصیل، شکلگرفتن گفتوگویی توأم با ژرفنگری میان شهروندان در سپهر عمومی است که به شکلگیری افکار عمومی و گاه به برپایی جنبشهای اجتماعی خشونتپرهیز منجر میشود. در چند دههی اخیر، در ایران جنبشدانشجویی و نشریات مستقل نقش مهمی در زنده نگاه داشتن سپهرعمومی ایفاکردهاند.
مقاومت در برابر تمامیتخواهی(totalitarianism) و اقتدارگرایی(authoritarianism) نیز کارکرد سیاسی پراهمیتی در جامعهی مدنی است. بیتردید جامعه مدنی یک عامل تأثیرگذار در مقاومت در برابر نظامهای اقتدارگراست و این فعالیت معمولا ازطریق فعالان سیاسی، گروههای حرفهای (مثل کانون وکلا، سازمان پزشکان، یا سازمان معلمان)، جنبش دانشجویی، سازمانهای مذهبی، رسانهها و شبکههای اجتماعی به انجام میرسد.
با وجود اینکه در جامعهی ما بسیاری از فعالان در جامعهی مدنی و نیز روشنفکران و نیروهای سیاسی نمونههای زیادی از کارکرد سیاسی جامعهی مدنی را در ذهن دارند یا آن را تجربه کردهاند، اما هنوز این باور در میان آنها گسترش نیافته است که با نیرومندسازی جامعهی مدنی است که زمینه برای ارادهی جمعی برای ایجاد تغییر آماده میشود.
حضور امرسیاسی در جامعهی مدنی به آن ماهیتی حزبی با سازمانی متصلب نمیدهد؛ در عینحال، جامعهی مدنی جایی نیست که تودهی بیشکل مردم در آن جمع باشند. در جامعهیمدنی افراد در مدار سازمانهایی با اشکال مختلف که به صورت شبکهای امکان ارتباط با یکدیگر را دارند فعالیت میکنند. قلمروی است که افراد متفاوت، در وضعیتی برابر این امکان را مییابند که جزئی از حرکتهای همبسته شوند؛ حرکتهایی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از دل گفتوگو بهوجود میآید.
در جامعهی مدنی افراد به معنای واقعی اراده میکنند که گردهم آیند و ارادههای خود را در تنظیم اموری که در سرنوشت جامعه مؤثر است به کار گیرند. افرادی که با جامعهی مدنی انس میگیرند، ظرفیت بالایی برای کنش در جهت تغییر دارند.
@iranfardamag