شهریور «مهسا»؛ دیدنی، بوییدنی، بوسیدنی

عبدالله ناصری

مرگ-شهادت مهسا امینی در شهریورماه ۱۴۰۱ خیلی تلخ بود و هم‌چنین دیگر جان‌باخته‌گی‌ها در انقلاب «زن، زندگی، آزادی». اما این واقعه مفید و پرنتیجه بود، زیرا به نظر می‌رسد چیزی جز آن، حجاب اجباری و خط قرمز رهبر را محو نمی‌کرد. خون مهسا یکی از مهم‌ترین آرزوهای زنان ایران را تحقق بخشید و یکی از خطوط «رد ناشدنی» رهبر را پشت سر گذاشت. به یاد بیدل دهلوی می‌گویم: «داشت خونی که آسان کرد دشوار زنان» (دارد آغوشی که آسان می‌کند دشوار ما)

جمهوری اسلامی» و «ایران» هر دو با قتل مهسا امینی وارد دوران جدیدی شدند. در خونخواهی آن دختر مظلوم ایرانی، انقلابی (بیشتر زنانه) با نام «زن، زندگی، آزادی» شکل گرفت که توجه جهان را سریعا به خود جلب کرد و الگوی مطلوب زنان دنیا شد. تردیدی نیست که هیچ واقعه‌ای در این ۴۶ سال به اندازه این رخداد، نظر جهانیان را به ایران و زنان و دختران آن جلب نکرده است. انقلاب «زن، زندگی، آزادی» معنای زندگی و از جمله زندگی سیاسی را برای مردم و کنشگران ایران تغییر داد.

اگر بخواهیم شعار این انقلاب را تشریح کنیم، باید بگوییم: «زندگی بدون آزادی زنان، مرگ انسان‌ها است.» پای فشردن بر این برداشت است که انقلاب را پایدار می‌کند. انقلاب «زن، زندگی، آزادی» بر خلاف انقلاب ۵۷، که پارادایم سه‌گانه‌اش — «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» — (لااقل بخش سوم آن) مبهم بود، ابهامی ندارد. در انقلاب مهسا/ژینا، همه می‌دانند چه می‌خواهند. تجربه نیم‌قرن ایرانیان روشن کرد که در حکومت دینی، آزادی به معنای عرفی و مدرن آن نیست، بلکه در سایه معروف و منکر و در چارچوب «فقه سیاسی شیعه» تعریف می‌شود.

به این معنا که انسان‌ها در حکومت و نظام اسلامی، تنها در چارچوب معروف (یعنی خواسته محتسب) می‌توانند در زمینه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی فعالیت کنند و از آنچه منکر (ناخواسته محتسب) است باید بپرهیزند. بدتر اینکه این تعریف غیرعرفی و نامدرن، ذیل اصل گسترده «ولایت» تعریف می‌شود؛ یعنی آزادی خداداد که امری فرادینی است، تنگ می‌شود.

انقلاب مهسا به‌موقع بود تا نشان دهد فهم زنان از «آزادی»، آزادی فطری و خداداد است، نه آنچه را حاکم و قانونگذار ارائه می‌دهد. هر که در برابر این «خداداد» مقاومت کند، قبل از آن که مستبد، تمامیت‌خواه یا حاکم مبتذل نامیده شود، ضد خدا است؛ زیرا او «نعمت» و آیت خدا را که «حق حیات آزاد» و «برابری مرد و زن» از اولین آن‌هاست، انکار می‌کند. به بیان دیگر، انقلاب «زن، زندگی، آزادی» همانقدر که اجتماعی است، فطری نیز هست و کنشگران این انقلاب طبعا به ندای فطرت پاسخ داده‌اند. جمهوری اسلامی که از ابتدا بزرگ‌ترین همت و دغدغه خود را «اسلامویایی» ایرانی‌ها و سپس جهانیان اعلام کرده بود (همان‌طور که به قول نویسنده روسی، الکسیویچ، مارکسیسم به دنبال «شورویایی» کردن انسان مطلوب خود بود) نتوانست «زندگی» را که مسؤولیت اصلی هر حکومتی است، تأمین کند.

خوشبختانه پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران، و نمایش قدرت اقیانوس‌وار رهبری (به قول فرمانده استانی سپاه)، دیگر خطوط قرمز رهبر رنگ باخت. مذاکرات با آمریکا که پیش از جنگ اجبارا انتخاب شده بود و دیگر موارد، یکی با عدم مشارکت اکثریت در انتخابات بلاموضوع شد و رفع حصر عزیزانمان — رهنورد و موسوی — بعد از آزادی کروبی حتما محقق خواهد شد. رژیم ولایت فقیه به درستی درک کرده است که ادامه حصر به نفع تحولات مدنی و انقلاب ملی «گذار از جمهوری اسلامی» است.

@kaleme

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»