دستکم ۲۷ استاد برجسته دانشگاه صنعتی شریف در سالهای اخیر به آمریکا، کانادا و اروپا مهاجرت کرده یا مرخصیهای بلندمدت گرفتهاند؛ موجی که از آن بهعنوان «بزرگترین ریزش تاریخی» در تاریخ این دانشگاه یاد میشود. این آمار، نه صرفاً یک آمار ساده، بلکه انعکاس بحران عمیقی است که سالهاست دانشگاهها و نظام علمی ایران را میبلعد.
حقوق ناچیز، کمبود امکانات پژوهشی، فساد ساختاری در نظام آموزشی و فشارهای بیامان امنیتی، استادان را از تدریس و پژوهش به سمت مهاجرت و خاموشی سوق داده است. شریف، دانشگاهی که نماد نبوغ، نوآوری و سرمایه فکری ایران بود، امروز بیش از آنکه به کارگاه علم و اندیشه شبیه باشد، به نهادی امنیتی بدل شده است؛ جایی که به جای آزادی علمی، بازجویی و پروندهسازی حاکم است.
ادامه این روند، جایگاه علمی ایران را در جهان به سقوطی غیرقابل جبران خواهد کشاند. وقتی ستونهای اصلی دانشگاه، یعنی استادان نخبه، از سر اجبار یا نومیدی کشور را ترک میکنند، آینده پژوهش و آموزش عالی در ایران عملاً به محاق میرود. این مهاجرت گسترده نه فقط یک «فرار مغزها»، بلکه یک «خروج امید» است: امید دانشجویانی که دیگر الگوی علمی برای آموختن ندارند و امید جامعهای که شاهد خاموش شدن چراغهای آخرین پایگاههای عقلانیت در برابر سیطرۀ جهل و سرکوب است.
در شرایطی که بسیاری از کشورها برای جذب نخبگان هزینههای کلان میکنند، جمهوری اسلامی با سرکوب و بیتدبیری آگاهانهترین نیروی جامعه را به بیرون میراند. این ریزش بزرگ، نه یک اتفاق ناگهانی، که نتیجۀ مستقیم سیاستهای حکومتی است؛ سیاستهایی که دانشگاه را از خانه اندیشه به میدان سرکوب بدل کردهاند. شریف، بهعنوان نماد، امروز فقط یک آینه است؛ آینهای که فروپاشی تدریجی بنیانهای علمی ایران را به وضوح نشان میدهد.