فتانه عبدالحسینی٭
تحولات اجتماعی ایران در سالهای اخیر، به ویژه پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی»، صحنهای را به تصویر میکشد که در آن یک پیروزی تاریخی اما پیچیده برای جنبش زنان قابل ردیابی است.
نمادینترین نشانۀ این پیروزی، ناپدید شدن «گشت ارشاد» از خیابانها و تعلیق عملی «طرح صیانت از حجاب و عفاف» است.
این تغییر، یک عقبنشینی اجتنابناپذیر و تاکتیکی از سوی حکومت است که نه از سر اصلاحطلبی، بلکه در نتیجه هزینههای سرسامآور سرکوب آشکار و مستقیم رخ داده است.
حکومت دریافت که ادامۀ حضور فیزیکی نمادهای سرکوب، مانند گشت ارشاد، تنها به شعلهورتر شدن آتش اعتراضات دامن میزند.
این عقبنشینی، نقطه عطفی استراتژیک محسوب میشود. حکومت استراتژی خود را از «اجبار مستقیم و خشن» به «اجبار سیستمی و غیرمستقیم» تغییر داده است.
اکنون شاهد فشار از مجرای بخشنامهها به ادارات و دانشگاهها برای منع ارائه خدمات به زنان بیحجاب، توسل به سیستمهای نظارتی پیشرفته، و تهدید به مجازاتهای مالی و شغلی هستیم. هدف، ایجاد نوعی اجبار نامرئی است که ضمن اعمال فشار، حکومت را مستقیماً در معرض تقابل با مردم قرار ندهد.
در مقابل این تغییر تاکتیک حکومت، استراتژی جامعه، به ویژه زنان، شکل عمیقتر و گستردهتری یافته است. مقاومت از حالت اعتراضی متشکل و پرخطر، به یک «مقاومت مدنی روزمره» و مسالمتآمیز تبدیل شده است.
حضور آرام، پیوسته و بیپروای زنان بدون حجاب در تمام عرصههای عمومی، در حال خلق یک «واقعیت اجتماعی جدید» است. این عمل روزمره، قدرتمندتر از هر شعار و تجمعی، قانون حجاب اجباری را به چالش میکشد و آن را به حاشیه میراند.
هر قدمی که یک زن با موهای آزاد در خیابان برمیدارد، رأیی است به ضد آن قانون و گامی است در جهت عادیسازی آزادیِ بدن.
نتیجه، ایجاد یک «بنبست استراتژیک» برای حکومت است.
بازگشت به وضعیت پیشین با ابزارهای سرکوب آشکار، به دلیل خاطره جمعی قیام ژینا، تقریباً غیرممکن و بسیار پرهزینه است.
از سوی دیگر، پذیرش رسمی این خواست جامعه و لغو قانون حجاب اجباری، به معنای نفی یکی از ارکان ایدئولوژیک حکومت و شکستی کامل محسوب میشود. بنابراین، حکومت در میانهای ناخوشایند گرفتار آمده است: قوانینش روی کاغذ پابرجا هستند، اما در عرصه اجتماع هر روز بیاعتبارتر میشوند.
این وضعیت، یک جنگ فرسایشی به نفع جامعه است. عادیسازی روزافزون بیحجابی، حکومت را به سمت انفعال سوق میدهد. پیروزی نهایی، دیگر صرفاً لغو یک قانون نیست، بلکه تغییر یک ذهنیت جمعی و تحقق یک هنجار اجتماعی جدید است. جنبش زنان موفق شده است حجاب اجباری را از یک «هنجار دولتی» به یک «عرف شکسته» تبدیل کند.
به بیان دیگر، نبرد از خیابان به عرصه تعریف هنجارها منتقل شده است. وقتی امروز در خیابانهای ایران قدم میزنیم، شاهد غیاب نماد سرکوب و حضور پررنگ نماد آزادی هستیم.
این صحنه، حاصل ازخودگذشتگیها و مقاومت نسلهای مختلف زنان ایران است که با شجاعتی مثالزدنی، نه تنها فضای فیزیکی، که فضای ذهنی جامعه را نیز بازپس گرفتهاند. این تحول، میراث گرانبهای جنبش «ژینا» است و نشان میدهد که آینده از آن کسانی است که در میدان تحولات اجتماعی حاضرند، نه آنانی که در پشت دیوارهای قوانین منجمد پناه گرفتهاند.
٭ عضو گروه مطالعات زنان