پرویز پیران ٭
به صورت مستند و با دادههای مختلف میتوانم ثابت کنم که در تاریخ ایران هرگز شرایط برای توسعه پایدار، زیست محیطی و… مثل دوران حاضر، آماده نبوده است.
امکاناتی که ایرانیان در سطح جهان به دست آوردند و البته در ایران با همه مشکلات، توانمندیهایی که در نسل جدید مشاهده میکنیم در کنار ثروتی که ایران در جهان دارد و تخصص و تجربه موجود، امکان این وجود دارد که ایران به بهترین وجه به یک توسعه انسانمحور و زیست محیطی پایدار برسد و در درجه اول این زخمهای زیست محیطی را التیام ببخشد.
ما در دوران گذار بسیار پراهمیتی هستیم و این دوران گذار پراهمیت از سلطنت خسروپرویز تا امروز نقش مهمی در جامعه ایران داشته است و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مسیر زایش ساعات دردآوری برای این زایمان وجود دارد که ناگزیر از تحمل آن هستیم.
اگر کسی به بالاترین درجه از علم و دانش و تجربه روزمره و کاری خودش رسیده باشد؛ وقتی مخصوصاً در شرایط جامعه ایران اثرگذار خواهد بود که به آن تجربه و خرد جمعی اضافه کند اما متاسفانه جامعه ایران در این 150 سال گذشته یکی از مشکلاتش این بوده است که نهتنها به خردجمعی دست پیدا نکرده است بلکه خردجمعی تاریخیاش را نیز در این مدت از دست داده است.
… عناصری از نگاه گسست با شبهمدرنیته و علاقهمندی به مدرنیته واقعی وجود دارد. خانمها پرچمدار توسعهاند و ۴۰ سال پیش من گفتم کلید توسعه ایران دست زنان ایرانزمین است. زنهایی به دلیل اینکه بیشترین فشارهای اجتماعی بر آنها وجود دارد، چنین ویژگی دارند.
در آن زمان کاری را برای آکادمی سوئیس درباره تصمیمگیری در خانواده داشتیم که در ۵۱ روستا و ۶۰ شهر بررسی کردیم که در آنجا ثابت شد یا زنها تصمیم میگیرند یا تصمیم را میسازند و مرد تصور میکند تصمیم خودش است. به ما ثابت شد خانواده در حال تغییر است.
مسئله دیگر این است که تاریخ ایران کاملاً تغییر شکل پیدا کرده و اینجا دیالکتیک خاص و عام مطرح است. اول دستاوردهای بشری که باید آن را عالی یاد بگیریم و نقدش کنیم و دوم جامعه ایران را بیرحمانه نقد کنیم.
ژاپنیها گفتند ما مدرنیته را میخواهیم اما در دل ژاپنی بودن؛ در نهایت مشکل جامعهشناسی و جامعه ما این است که ما اصلاً نقد نمیکنیم و باید جامعه را بیرحمانه و بیپروا نقد کنیم. جامعهشناسی بدون نقد معنی ندارد. در ایران جامعهشناسی نتوانسته به عنوان یک علم در مسیر اهدافش نقشآفرینی کند.
٭ جامعهشناس