مجتبی نجفی
چون خانم نرگس محمدی در زندان اند، نقد ایشان را تا زمان آزادی اخلاقی نمیدانم. نقدم به شیوه کنشگری ایشان و البته نقد ساختاری تر به اصل جایزه “نوبل صلح” است که قبلا هم به ضررهای” جایزه بازی” اشارات زیادی کرده ام.
اما آنچه که در روزهای اخیر در مشهد در مراسم زنده یاد علیکردی رخ داده را نمیتوان صرفا با نگاه توطئه محور تحلیل کرد.
اینکه نهادهای امنیتی از یک جریان سیاسی چه استفاده ای کنند بحث دیگری است اما چشم پوشی از رویکردی که در تاریخ ما در قالب “چماقداری” و سرکوب تکثر، حیات داشته و در اوج بحرانها رشد میکند، خطای سیاسی است.
آنچه که امروز تحت عنوان “سلطنتطلبی” شناخته میشود بیشتر از هر چیز “دیکتاتورخواهی” است و وعده پادشاهی سوئد و انگلیس با فحاشی و سنگ پرانی مضحک است.
افتخار داشته ام از سالهای پیش با این قلم ولو کم توان، در نقد همه گونه های دیکتاتوری نوشته و اسیر روایتهای تک خطی و تک بعدی نشده ام و هیچگاه در دام “این دیکتاتور یا آن دیکتاتور؟” نیفتاده و با رسانه های اقماری که برای مانع شدن از روند دموکراتیزاسیون، با منابع مالی ناشناس، به انبوه کلمه و تصویر در جهت تحکیم دیکتاتوری گام میبردارند همکاری نکرده ام و چرخدنده ماشین ویرانگرشان نشده ام.
از اینرو مهم ترین کار ویژه نیروهای ملی، مستقل و دموکرات به جای افتادن در بازی آنها، حرکت در مسیر خلق گفتمان های پیشروی رو به آینده است و امروز ایستادگی در برابر پوپولیسمی که نویسنده را بنده لایک و دیده شدن میکند، استقامت اعظم است. برای همین، مذبذب ها در امر سیاسی رفوزه اند.
پنج کلمه “دموکراسی، ایران، توسعه، تکثر و همبستگی” پایه های ایران شهروندمدارند و این ایران را چه به شاه و شیخ و ابرانسانها و رفوزه های دیروز؟
به آینده نگاه کنیم و افقها را بپیماییم و برای گفتمانی که فردیت را با تشکل، انجمن وحزب آشتی دهد، تکثر را با همبستگی و ایران را با “شهروند”، تلاش کنیم.
از اینروست تحقق این ایران در گرو کشتن همه بتهای گذشته است. بر ویرانه های گفتمانهای رفوزه،
به گفتمانهای جدید و رو به آینده بیندیشیم و هرگز رویای ” شهروند آزاد” را به بردگی تاج و تخت، ولایت و سلطنت نفروشیم و در این میان مهم نیست اقلیت یا اکثریت، مهم ایستادگی بر حق خود به عنوان شهروندان صاحب این آب و خاک است.
این حق، فروختنی نیست و “چماقداری” به عنوان یک جریان ریشه دار تاریخی را باید با تشکیل حوزه های عمومی، رویت پذیری اندیشه هایمان ولو در همین مقیاسهای کوچک، منکوب کنیم چرا که چماقداری زمانی پیروز میشود که شراره کلمات نجبا خاموش شود.