گفتگو با محسن سازگارا:
تهیه و تنظیم: کیا حمیدی
(بخش اول)
در مرحلهای از وضعیت بحرانی جمهوری اسلامی قرار گرفتهایم که تمامی جریانهای مخالف در داخل و خارج متفقاً به عبور از حاکمیت نظر دارند و در تلاش برای گذار هستند. مرحلهای که باید در آن زمینههای تضعیف حکومت و تقویت بنیانهای اعتراضی در داخل و خارج مورد توجه قرار گیرد .
شاید به توان اذعان داشت که امروز بیش از هر زمان دیگری جامعه ایران و مخالفان حکومت به نزدیکترین فاصله با مرحله گذار قرار گرفتهاند و حتی بعضاً میتوان گفت که قدمهای اولیه در این مسیر برداشته شده است.
این مسئله را باید مرهون رشد آگاهی عمومی و به کارگیری مخالفان از ابزارهای ارتباط جمعی و برنامه ریزیهای معقولانه دانست.
درهمین زمینه با محسن سازگارا از اعضای شورای مدیریت گذار درمورد چگونگی ورود به مرحله گذار از جمهوری اسلامی و مرحله بعد از آن گفتگو داشتم.
محسن سازگارا درمورد نسخه شورای مدیریت گذار برای عبور از رژیم و نحوه اجرای آن با تاکید بر اهمیت کاهش هزینه و آسیبهای این عبور گفت: مسئله عبور از جمهوری اسلامی یا به زیر کشیدن جمهوری اسلامی درشورای مدیریت گذار براساس مقاومت مدنی با تکیه بر مبارزات بیخشونت قرار گرفته است. مقاومت مدنی بر سه ستون و اصل بنیادی قرار گرفته است . این سه اصل، «ستون اعتراضات عمومی»، «ستون عدم همکاریها» و«ستون ریزش یا حل کردن پایههای قدرت حکومت در مردم» می باشد.
عضو شورای مدیریت گذار، در توضیح این موارد بیان داشت:
«اعتراضات عمومی» روشهای مختلفی دارد که مشهورترین آن اعتراضات خیابانی است که خود آن نیز انواعی دارد. به عنوان مثال میتوان “تظاهرات برق آسا” یا “تظاهرات بزرگ” را در دستور کار قرار داد. میتوان با جمع اندکی در نقاط مختلف اعتراض کرد و یا با جمعیت بزرگی در نقطهای اعتراض را انجام داد. ولی روشهای دیگر اعتراضات عمومی هم هست ، به خصوص وقتی شرایط پلیسی شدت گرفته است . مثل انتشار نامههای جمعی و دیوار نویسی و آسمان نویسی و استفاده از سمبلها و مراسم مردمی و یا حتی مراسم حکومتی و دهها روش دیگر. جین شارپ بیش از ١۹٨ روش را درخصوص مقاومت مدنی جمعآوری کرده است. در ایران هم دیدهایم که هروقت اتقاقی رخ میدهد فعالین ابتکارات مختلفی را ابداع و دنبال میکنند.اما باید به این نکته توجه داشت که هیچ حکومتی فقط با اعتراضات عمومی مثل تظاهرات خیابانی سرنگون نشده است.
ستون دوم «عدم همکاری» است. محسن سازگارا در توضیح این مورد با تاکید بر فلج کننده بودن این گزینه برای حکومتها گفت: عدم همکاریها اگر در کنار اعتراضات عمومی شکل بگیرد، خیلی سریع حکومتها را وادار به تسلیم میکند.
مشهورترین و کارآمدترین تاکتیک “عدم همکاریها” اعتصاب است، اعتصاب به معنی دست از کار کشیدن برای رسیدن به خواستهای معین. هر وقت دست از کار کشیدن افراد و معترضین به بخشهای سراسری همچون انرژی یا حمل و نقل کشور برسد، خیلی سریع حکومت را فلج خواهد کرد .
البته این “عدم همکاریها” در بخشهای مختلف دیگر همچون در دانشگاهها یا مدارس ، کارخانهها و … نیز وجود دارد و سلاح برندهای است که حکومت را تحت فشار قرار میدهد.
ولی غیراز اعتصاب، روشهای دیگری هم برای عدم همکاری وجود دارد. روشهایی که عموم مردم نیز میتوانند در آن مشارکت کنند. مثل تحریم کردن تاسیسات حکومتی یا درایران مثلا تحریم بانکهای متعلق به رهبری، بایکوت کردن مراسم حکومتی یا بایکوت افراد همکار با حکومت .
همچنین در عرصه عدم همکاریها، بحث “نافرمانیهای مدنی” یکی از روشهای موثر میباشد. یعنی عامداً و عاملاً دستورات حکومت از سوی مردم زیرپا گذاشته شود . معروفترین نافرمانیهای مدنی در ایران را میتوان در دو نمونه بزرگ مشاهده کرد که حکومت در مقابل مردم مجبور به عقب نشینی شد. یکی بحث “حجاب اجباری” برای خانمهاست که تبدیل به یک کشمکش دائمی شده و مردم زیر بار نرفتند و دیگری بحث “استفاده از ماهواره” است. مردم قانون منع استفاده از ماهوره را نافرمانی کردند تا بالاخره حکومت سپر انداخت و به این فکر افتاد که خودش هم تلویزیون ماهوارهای درست کند. یا استفاده از فیلتر شکن برای استفاده از شبکه هایی همچون تلگرام و … از جمله موارد نافرمانی مدنی است.
ستون سوم که به اندازه دو ستون دیگر حائز اهمیت است،« ریزش از حکومت» است. محسن سازگارا در تشریح این مورد، با تاکید براین موضوع که هر حکومتی پایهها و ستونهای نگهدارندهای برای خود دارد، ستون فرهنگی، ستون سیاسی، ستون اداری، ستون مالی، ستون امنیتی و سرکوب و …گفت
در مبارزه مدنی برعکس مبارزه مسلحانه معترضین دست به خشونت نمیزنند که نگه دارندههای حکومت را از بین ببرند ویا جنگ به راه بیندازند. برعکس سعی براین است که این ستونهای نگه دارنده در دریای مردم حل شوند. این تحلیل رفتن نگهدارندههای نظام باید میان نیروهای بدنه نظام با نقطه کانونی قدرت که در ایران ولی فقیه است، فاصله بیندازد.
اینجا بحث روشهای خشونت آمیز ملاک نیست بلکه باید با برتری اخلاقی و تئوریکی که مخالفین دارند و با استفاده از ضعفهایی که حکومت دارد و ناکارآمدیها و فسادی که آن را فرا گرفته، این ستونهای نگه دارنده را تحلیل برد و کمک کرد تا به نفع مخالفین ریزش پیدا کند.
همین الان حکومت جمهوری اسلامی در بسیاری از ستونهای نگهدارندهاش تحلیل رفته و دست کم بدنه آنها در دریای مردم حل شده است.
شما الان کدام کارمند دولت را سراغ دارید که از حکومت راضی باشد یا طرفدار ایدئولوژی حکومت باشد. حکومت یک شکست ایدئولوژیک سنگین خورده و حتی بخش بزرگی از مذهبیهای سنتی ما از حکومت فاصله گرفتهاند. ستونهای بسیاری ریزش کرده و حکومت تنها روی دستگاه سرکوب و دستگاه پروپاگاندا ایستاده و ستونهای دیگر در مردم حل شده است.
این ریزش ستونها که امری واجب است، هرزمان به نیروهای سرکوبگر و نگه دارندههای امنیتی حکومت که در ایران سپاه و بسیج و نیروی انتظامی هستند، برسد عملا کار حکومت تمام خواهد شد و شاهد صحنههای آخر از تقلای نظام خواهیم بود. البته حساب ارتش از این مسئله جداست چون همواره بیرون از معادلات سیاسی ایستاده است.
نمیگویم به مرحله ریزش ستون سرکوب حکومت رسیدهایم، اما علائم بسیاری دیده میشود که محرمترین جاهای حکومت مثل اطلاعاتیها و امنیتیها هم دچار اعتراضات درونی هستند و ناراضیاند. شکست ایدئولوژیک و ناکارآمدی وفساد حکومت، آنها را هم وادار کرده تا دوبار فکر کنند.
سپاه یا بسیج را در نظر بگیرید. همه آنها که دزد یا آدمکش نیستند، خیلی از اینها انسانهای سالم و سادهای هستند و زن و بچه دارند. اینها هم کرونا میگیرند. اینها هم از تورم و گرانی گله دارند. آن دزدها و آدم کشها حسابشان جداست. اما اینها از جنس مردم هستند و میبینند که مثلا آقای خامنهای در این بحران کرونا حاضر نیست از پولهایی که دراختیار دارد دست بکشد و به مردم بدهد تا درخانه بمانند و کرونا نگیرند و از این بحران بگذرند.
این مسئله را که بنده به عنوان یک مخالف مطرح میکنم، یک بسیجی و یا یک سپاهی هم مطرح میکند و به آن معترض است به خصوص که در میان مردم زندگی میکند.
برنامه ریزی برای سه ستون «اعتراضات عمومی»،«عدم همکاری» و«ریزش از حکومت» و باهم پیش بردن و روی بستر مناسب جامعه حرکت دادن، آن کاری است که شورای مدیریت گذار در کارگروه مقاومت مدنی خود و کارگروه رسانه و کارگروه گفتمان و استراتژی دنبال کرده و درحال فعالیت است.
عضو شورای مدیریت گذار در پایان صحبت هایش به این نکته تاکید کرد که در تمام جنبشها و پیروزی ملتها گاهی حرکتها بسیار سریعتر از آنچه فکر میکنیم اتفاق میافتد. یعنی گاهی کار چندساله در چندماه شکل گرفته است، اما در برنامهریزی باید کاراصولی و بنیادی باشد. اگر حوادثی به کمک بیاید، البته میتوان شتاب گرفت.