آمار بالای خودکشی زنان در مناطق محروم ایران٬ شرم دولتی است کە٬ نە تنها وظیفە خود را در تامین امنیت و آسایش مردمش ایفا نمیکند٬ بلکە بە پشتوانە قانون زن ستیز خود٬ اعمال خشونت در حق زنان را حمایت و حتی در بعضی موارد تشویق هم میکند.
در جایی کە یک پدر با کشتن دختر خود میتواند از مجازات بگریزد٬ یا مردان بە حکم شرع و بە بهانە تمکین٬ میتوانند زنی را مجبور بە هرکاری بر خلاف تمایل آن زن بکنند٬ دولت در سوزاندن زنان دست دارد. بسیاری از زنانی کە کە میسوزند و تنها تبدیل بە یک رقم در آمار نادقیق میشوند، هیچگاە صدایشان شنیدە نمیشود. گفتن این حقایق کار همە ما است٬ حتی اگر متهم شویم کە سیاەنمایی میکنیم٬ یا آبروی مردمی را میبریم.
چە کسی حق گرفتن زندگی یک زن را بە ما میدهد و چرا؟
آیا با قتل و سوزاندن، ننگی از صورتی پاک میشود؟ یا ننگ آدمکشی بر صورت همە ما و برای همیشە در تاریخ نقش میبندد کە٬ ما هم از این قافلە بودیم. دیدیم: اما چیزی نگفتیم. شنیدیم : اما سکوت کردیم. میدانستیم نادرست است : اما کاری نکردیم.