اثرات مخرب نظام مردسالارانه بر مردان

س. آگرین –

مردان باید برای تغییر رفتارهای خود و هنجارهای مردسالاری در جامعه، فعالانه تلاش بکنند. در یک جامعه عاری از سکسیسم و مردسالاری، همه می توانیم با اعتماد، آرامش، بدون تنفر و متمدنانه در کنار یکدیگر زندگی کنیم.

خیلی از مردان فکر می کنند فمینیسم و بحث برابری حقوق زنان، یک موضوع زنانه است و به مردان چندان مربوط نمی شود. در واقع بسیاری از مردان نمی دانند که فمینیسم می تواند به طور مستقیم از آسیب هایی که نظام مردسالار و سکسیست به مردان می زند، جلوگیری کند. شاید برایتان عجیب باشد ولی تقریبا تمامی مردان به نوعی قربانی سکسیسم و مردسالاری هستند. جنبه های خاصی از مردسالاری وجود دارند که باعث می شوند مردان در زندگی و افکار خود احساس نارضایتی بکنند.

یکی از منفی ترین وجوه مردسالاری، تمایل مردان به رقابت دائم با یکدیگر است. تقریبا همه مردان حداقل یک بار این را در زندگی خود تجربه کرده اند که با مردان دیگر رقابت می کنند تا «مردتر بودن» خود را ثابت کنند. زیرا در تفکر مردسالاری، مردتر بودن یک امتیاز مثبت به حساب می آید. برای مثال برخی از مردان فقط با این هدف ورزش می کنند که ماهیچه های بزرگتر و قوی تری در مقایسه با مردان دیگر داشته باشند. مثال دیگر رقابت مردان با یکدیگر بر سر بزرگی و اندازه آلت تناسلی مردانه است. تا آنجا که داشتن آلت تناسلی بزرگتر، یک افتخار به حساب می آید و نشانه «مردتر بودن» می شود و مردی که آلت تناسلی کوچک تری دارد، تحقیر و مسخره می شود؛ و این رقابت بیهوده و مخرب پایانی ندارد زیرا همیشه یکی هست که آلت بزرگتری داشته باشد! بنابراین بسیاری از اقداماتی که مردان در طول زندگی شان انجام می دهند با هدف «بهتر بودن» و «مردتر بودن» از دیگران، ارتباط دارند. اما فمینیست ها علاقه دارند فضایی را ایجاد کنند که مردم هرچه بیش تر احساس امنیت و راحتی کنند و خودشان را همانطور که هستند، دوست داشته باشند. یقینا این امر برای مردان نیز مفید است تا از رقابت های مداوم و همه روزه جدا شوند و نیازی نداشته باشند تا «بهتر بودن» و «مردتر بودن» خودشان را اثبات کنند.

نظام مردسالار به مردان، فقط به واسطه مرد بودنشان، مسئولیت های بسیاری را تحمیل می کند. از مردان می خواهد که احساساتشان را بروز ندهند و مرد احساساتی را «مردِ واقعی» نمی داند. به مردان از بدو تولد تلقین می شود که آن ها باید قوی باشند. کلیشه هایی مانند «مرد که گریه نمی کند!» یکی از این نمونه ها است. حتما مردانی وجود دارند که رنگ صورتی را بسیار دوست داشته باشند اما در تمام طول عمرشان از بیان این واقعیت که صورتی رنگ مورد علاقه شان است، خجالت کشیدند و تحقیر شدند. همه این مثال ها حاکی از آن هستند که مردان در طول زندگی شان نمی توانند خودِ واقعی شان را کشف کنند و شکوفا شوند. برعکس، مدام در حال پیروی از نقش هایی هستند که توسط نظام مردسالاری به آن ها تحمیل شده است. در مقابل، فمینیسم به دنبال خلاص شدن از مفهوم باستانی «مردِ واقعی» و «زنِ واقعی» است. فمینیست ها ترجیح می دهند این گونه مفاهیم را برچینند و جامعه ای خلق کنند که در آن علایق، وظایف و نقش های اجتماعی انسان ها بر اساس جنسیت شان دیکته نشده باشد.

ارزش های مردسالارانه، مردان را به تشکیل خانواده سنتی تشویق می کند؛ خانواده ای که در آن مسئولیت های بسیاری به دوش مردان است و اشتباهات همه اعضای خانواده به پای مرد نوشته می شود و با آبروی او پیوند می خورد. در نتیجه، مردان باید تمام وقت و انرژی شان را صرف نظارت بر دیگران و مراقبت از آن ها کنند. بدین ترتیب نظام مردسالاری، حق یک زندگی آزاد و مستقل را نه تنها از زنان، بلکه از مردان نیز سلب می کند.

پسربچه ۱۲ ساله ای را تصور کنید که پدرش را در یک حادثه از دست داده است. این پسربچه دائما از طرف فامیل و جامعه این را می شنود که: «حالا دیگه بعد از پدرت، تو مرد خونه هستی». در نتیجه این کلیشه های سکسیستی، این پسربچه ۱۲ ساله فقط به دلیل پسر بودنش، دیگر نمی تواند کودکی بکند؛ در حالی که روانشناسان کودک ثابت کرده اند که کودکی نکردنِ کودکان، آسیب های روحی و روانی فراوانی به آن ها می زند.

در یک جامعه سکسیست، مهارت های انسان ها به دو بخش «زنانه» و «مردانه» تقسیم می شوند. از همه مردان انتظار می رود که باید کارهای به اصطلاح مردانه را بلد باشند. حتما تا به حال در اطراف خود مردانی را دیده اید که برای مثال مهارت تعمیر سینک ظرفشویی منزل را ندارند و تنها به همین دلیل تحقیر و تمسخر می شوند. یکی از اهدافی که فمینیست ها دنبال می کنند، این است که کار، حرفه و مهارت انسان ها بر اساس جنسیت آن ها طبقه بندی نشود و هر انسانی آزادانه و فارغ از جنسیت اش بتواند علایق خود را پیگیری کند.

از آنجا که مردسالاری و سکسیسم، مجموعه ای از هنجارها را به اصطلاح «مردانه» و برتر می داند، مردانی که از این هنجارها پیروی نکنند نیز مورد ظلم و ستم قرار می گیرند. برای مثال در یک جامعه مردسالار، مردی که صدای نازکی دارد، سرکوب و تحقیر می شود زیرا که داشتن صدای نازک، «مردانه» نیست! عموما در یک جامعه مردسالار، مردان ترنس مورد ظلم و تبعیض قرار می گیرند زیرا آن ها از رفتارها و هنجارهای «مردانه» پیروی نمی کنند. فمینیسم تلاش می کند تا با تمرکز بر برابری جنسیت ها، به همه افراد جامعه (زن و مرد) بفهماند که چگونه انواع مختلف ظلم را تجربه می کنند و چه کارهایی را می توانند برای ریشه کن کردن این تبعیض ها انجام دهند.

متاسفانه ما در جامعه ای زندگی می کنیم که مساله تجاوز، تعرض و خشونت علیه زنان به یک امر عادی تبدیل شده است. وقتی که خشونت، آزار خیابانی و تجاوز صورت می گیرد، عموما قربانی مقصر شناخته می شود و مسئولیت از مردی که مرتکب این عمل شده است، برداشته می شود. اصطلاح علمی این پدیده، عارضه سرزنش قربانی نام دارد. جملاتی مانند: «وقتی اینجوری آرایش می کنی، معلومه که تو خیابون اذیتت می کنن»، «لابد جوری رفتار کرده یا لباس پوشیده که سزاوار خشونت بوده»، «خب مَرده دیگه، لابد تحریک شده»، مصداق هایی از این طرز تفکر هستند. این موضوع آنجایی به مردان آسیب می رساند که به مرور زمان، افراد جامعه به ویژه زنان، دیگر هیچ اعتمادی به مردان ندارند. هرگاه یک جرمی صورت می گیرد (مانند دزدی، قتل، خشونت و …) پیش از آنکه مشخص شود که مجرم کیست، ناخودآگاه همه در ذهن خود مجرم را یک «مرد» تصور می کنند و این حاکی از عدم اعتماد به مردان در یک جامعه است. فمینیسم تلاش می کند تا جامعه را از فرهنگ تجاوز، تعارض و خشونت رهایی بخشد. در این صورت زنان و مردان هر دو با اعتماد و آرامش بیشتری می توانند در یک جامعه همزیستی کنند و این به نفع همه افراد جامعه است.

فمینیسم می تواند به مردان کمک کند تا متوجه شوند که مردسالاری و سکسیسم، علاوه بر اینکه باعث ناراحتی دیگران می شود، به خودشان نیز آسیب می رساند. در حقیقت طبق آرمان های فمینیستی، همه انسان ها فارغ از جنس و جنسیت شان، باید مالک زندگی خود باشند و بتوانند آنگونه که دوست دارند، بدون فشار و تحقیر، زندگی کنند. فمینیست ها قبل هرچیز، برای برابری و همچنین روابط بین فردیِ سالم تلاش می کنند. آن ها در واقع فرصتی ایجاد می کنند تا مردان برای ایجاد جامعه سالمی تلاش کنند که در آن زنان از مردان نترسند.

آنچه از همه این مطالب نتیجه می شود این واقعیت است که مردانگیِ پرورش یافته در نظام مردسالار، در یک نگاه عمیق تر نه تنها سودی برای مردان ندارد، بلکه به آن ها آسیب هم می رساند. به همین دلیل مردان باید برای تغییر رفتارهای خود و هنجارهای مردسالاری در جامعه، فعالانه تلاش بکنند. در یک جامعه عاری از سکسیسم و مردسالاری، همه می توانیم با اعتماد، آرامش، بدون تنفر و متمدنانه در کنار یکدیگر زندگی کنیم.

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»