در پس پرده قرارداد ۲۵ ساله با کشور چین

چه مفادی در قالب محرمانه از دید مردم ایران پنهان شده؟ آیا کاسه ای زیر نیم کاسه است؟

خبر گزاری تسنیم در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۹۹، با مجید رضا حریری رئیس اتاق بازرگانی (قسمت بازرگانی با چین) پیرامون معاهده ۲۵ ساله تجاری با چین مصاحبه ای انجام داده است که بطور خلاصه میگوید:

«این توافق تجاری استثماری نیست. برابر با این معاهده کشور چین تعهد میکند مبلغ ۲۸۰ میلیارد دلار در تأسیسات نفتی، گازی و پتروشیمی ایران سرمایه گذاری کند. مضاف بر این مبلغ ۱۲۰ میلیارد دیگری هم در پروژه های زیر ساختاری راه و ترابری ایران سرمایه گذاری خواهد شد. حریری اضافه میکند که صنایع نفت و گاز ایران مدتی است که بهینه سازی نشده و در صورتیکه بهینه سازی و نگهداری از چاه های نفت و گاز ایران بعمل نیاید، این منابع را از دست خواهیم داد. مضاف بر اینکه ۲۵ تا ۵۰ سال آینده با ورود انرژی های تمیز غیرفسیلی، خورشیدی، بادی و غیره به بازار،  فرآورده های فسیلی مانند نفت و گاز ارزش اقتصادی خود را از دست خواهند داد».

اصولا  سرمایه گذاری در هر کشوری بالقوه نمیتواند به ضرر کشور و مردم  باشد. اما اینکه این معاهده ای با چین برقرار شود که مفاد عمده آن پوشیده نگهداشته شده نمیتواند صرفاً منافع ایران را در پی داشته باشد، و این حق مردم ایران است که به آن اعتراض کند و از اجرایی شدن اسارت بار آن  با انجام اعتراضات مدنی جلوگیری کند. لازم است یاد آور شویم، هم اکنون کشور ایران با بحران اقتصادی روبرو است و تلاش برای تامین احتیاجات اولیه، نفس درصد بسیار بالایی از خانوده های ایرانی را بریده است. چنانچه خیزش های چندین ماهه مردم ایران در این راستا است که نمیتواند مخارج خانواده خود را تأمین کنند.

از طرفی مهمترین زمینه پیشرفت اقصادی یک کشور در حال رشد، ایجاد راه های ارتباطی همچون راه آهن، بزرگ راه ها و راههای دریایی  است که شهرهای کشور را برای روابط تجاری بهم وصل میکند و همچنین از طریق دریا ارتباط کشور را با دیگر کشور های جهان برقرار میکند. سرمایه گذاری ۱۲۰ میلیاردی در این پروه ها قادر خواهد بود در پیشرفت اقتصادی کشور نقش بسزایی ایفاء نماید. پس مشکل در کجا است؟ و بخصوص اعتراض مردم ایران و اپوزیسیون رژیم را چگونه باید ارزیابی کرد؟

در اینجا به چند نمونه اشاره میشود: اول اینکه در این قرارداد بندرسازی در سواحل دریای عمان مانند چابهار و جاسک گنجانده شده است که قسمتی از پروژه های راه سازی قرارداد خواهد بود. تحلیل گران  براین باورند که این بنادر و پایگاه های دیگر برای بازپرداخت سرمایه گذاری با اجاره بلند مدت در اختیار چین قرار داده خواهد شد و کشور جیبوتی و کامبوج را مثال میزنند که به دلیل عدم امکان بازپرداخت وام و سرمایه گزاری چین در آن کشورها، مجبور به اجاره سرزمینهای خود مانند فرودگاه بمدت ۹۹ سال گردیده است که مصداق  استعمار و استثمار اقتصادی است. آیا کشور ایران با آن همه منابع زیر زمینی را میتوان با کشور جیبوتی مقایسه کرد؟ کشور ایران دارای منابع فراوانی است که به آسانی قابلیت بازپرداخت هزینه سرمایه گذاری را دارد و این قرارداد میتواند کمک بزرگی برای توسعه و پیشرفت کشور باشد.

چنانچه اشاره شد بستن  معاهده تجاری ۲۵ ساله با چین یا هر کشور دیگری برای  ایران نه تنها مشکل ساز نیست، بلکه سرمایه گذاری در این زمینه ها به پیشرفت کشور، ایجاد کار و توسعه اقتصادی برای مردم منتج خواهد شد. آیا در پس پرده این قرارداد موارد نهفته ای وجود دارد که می باید مورد سئوال قرارگیرد؟ در دوسال گذشته و از هنگام خروج آمریکا از برجام و برگشت تحریمهای شدید جهان غرب، اقتصاد کشور ایران به ورشکستگی کامل رسیده است و هر روزه شاهد آنیم که تورم در کشور بالا میرود. رژیم برای جوابگو بودن به مخارج دولت و مردم اسکناس بدون پشتوانه چاپ میکند که باعث تورم بیشتر است و بالاخره اگر راه چاره ای پیدا نشود کشور به ورشکستگی کامل خواهد رسید. هم اکنون بعلت ورشکستگی اقتصادی و کمبود نقدینه گی، رژیم از اجرای تعهدات تروریستی خود در خاورمیانه وامانده است. رژیم قادر نیست پروژه های توسعه طلبانه  خود در سوریه و لبنان را ادامه دهد، نمیتواند مخارج تروریست های حشد الشعبی تحت فرمان رژیم در عراق را تأمین کند و مجبور است با بی آبرویی از کشور سوریه خارج شود، آن هم علیرغم تحمل میلیاردها دلار هزینه مالی و جانی.

رژیم در حال سقوط است و اگر نتواند هزینه گروه های تروریستی و سرکوبگر خود در خاورمیانه و بخصوص ایران را تأمین کند، سقوط اجتناب ناپذیر خواهد بود. اگر بخاطر داشته باشیم برای جبران مشکل نقدینه گی، رژیم از باتک جهانی مبلغ ۵ میلیارد دلار وام درخواست کرد ولی با این درخواست توافق نشد. در اینجا میتوان گمانه زد که در پس پرده معاهده تجاری رژیم با چین مساله پنهانی وام قابل توجه چین به رژیم باشد تا رژیم بتواند هزینه گروه های تروریستی خود در سوریه، لبنان، عراق، یمن، افغانستان و در دیگر نقاط جهان را پرداخت نموده و بتواند بودجه سرکوب اعتراضات داخلی را تامین کند. خطر واقعی که مردم ایران میتوانند با آن روبرو شوند همین وام پنهانی رژیم از چین است که باید مورد موشکافی تحلیگران قرار گیرد. به دلیل اینکه این وام که برای پرداخت حقوق و مزایای تروریست های رژیم در خاورمیانه و دزدیهای سران رژیم و سرکوب مردم در کشور خواهد بود، و نه صرف هزینه  زیر ساختار اقتصادی کشور، در نهایت از جیب مردم ایران باز پرداخت خواهد شد.  به احتمال قوی میتوان گمانه زد رژیم هنگامی از پروسه قراردار ۲۵ ساله پرده برداشته که در پنهان مشغول رایزنی برای نهایی کردن دریافت وام مورد نیاز رژیم از چین باشد.

برخی دوستان ما پیرامون این معاهده تجاری ۲۵ ساله از دیدگاه دیگری به آن نگاه میکنند. اول اینکه خامنه ای در پشت این توافق قرار دارد و همان دکترین دشمنی با آمریکا و نگاه به شرق و یا ترجیح شرق بر غرب را دنبال میکند. علی اکبر ولایتی، مشاور عالی علی خامنه ای هم در سال ۱۳۹۷ کوشش کرد این دکترین راهبردی نگاه به شرق را تئوریزه کند. ولی چین در این معاملات شیوه مورد علاقه خود، یعنی مدل معاملات خود با سریلانکا را دنبال میکند. بدین معنا که به کشورهایی که توانایی بازپرداخت وام را ندارند ، وام پرداخت می کند و هنگامی که از باز پرداخت آن عاجز می شوند از امکانات ژئولجستیک آنان استفاده می کند. نمونه های فراوان آن در شرق آفریقا و آسیا موجود است مانند کشور جیبوتی و کابوج و نمونه آخری که با اعتراض دولت ترامپ به دانمارک مواجه شد، موضوع سرمایه گذاری چین در گرین لند است. نگرانی دیگر آنست که چرا این سند زودتر منتشر نشد که این همه جدال و بحث ایجاد نشود؟ چه محرمانگی در این سند وجود دارد؟

جواب این سئوال که چه دلیلی برای محرمانه نگاه داشتن این سند بوده است را میتوان در راستای همان دریافت وام مورد نظر رژیم بررسی کرد. سرمایه گذاری کشورهای خارجی در هر کشوری اقتصاد آن کشور را شکوفا میکند، ولی نظر به اینکه نمیتوان به این رژیم ولایی اسلامی، که تنها هدفش باقی ماندن در قدرت و بر قراری امپراتوری واهی هلال شیعی در خاور میانه است، اعتمادی داشت. مردم به هر گونه قراردای که رژیم آنرا منعقد کند با شک و تردید نگاه خواهد کرد.

مردم شریف ایران و بخصوص فرهیختگان سیاسی و اقتصادی لازم است بیشتر به پس پرده این توافقنامه نگاه داشته باشند. رژیم از نظر اقتصادی بسختی با مشکل روبرو است. رژیم قادر نیست حقوق و مزایای تروریستهای دست پروده قاسم سلیمانی در خاورمیانه را پرداخت کند. تحریمهای کمر شکن آمریکا و در نتیجه جهان سرمایه داری، کمر اقتصاد رژیم را شکسته است. رژیم برای نجات خود دست بهر ترفند و تزویری خواهد زد تا بتواند خود را از این منجلاب بحران اقتصادی رها سازد. سازش های پس پرده با کشور چین است که میتواند خطرناکترین اقدامی باشد که کشور ایران را به مستعمره اقتصادی چین در آورد.

باید مترصد دسیسه های رژیم بود، و با تمام قوا از اقدامات بی خردانه رژیم که میتواند عواقب دهشتناکی برای کشور ایران داشته باشد جلوگیری کرد.

 

ناخدا محمد فارسی

۲۱ ژوئیه ۲۰۲۰

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.