زنان ایران آینه‌‌ی عبرت زنان خاورمیانه

کانال رسمی شیرین عبادی

 آنچه در لبنان این روزها می‌گذرد می‌تواند الگوی ما برای نپذیرفتن مدیریت فاسد باشد، اینطور نیست؟ زنان دست در دست هم شعار می‌دهند و آزادی وطنشان را از حاکمان فاسد و دست‌نشانده می‌خواهند.

اما چرا زنان لبنانی خواهان اخراج ایران از کشورشان هستند؟ رژیم ایران چه بدی به زنان لبنانی کرده است که شعار آزادی بیروت با اخراج ایران گره خورده است؟ چرا اصرار بر کوتاه شدن دست حکومت ایران از دخالت در امور لبنان بیشتر از سوی زنان فعال لبنانی مطرح می‌شود؟

جایزه‌های مردان انقلاب اسلامی

این نخستین بار نیست که من در خاورمیانه با چنین برخوردی از سوی زنان مواجه می‌شوم. اگر به کشورهای مختلف خاورمیانه سفر کنید می‌بینید که در بسیاری از آنها نابرابری جنسیتی و مردسالاری وجود دارد. در واقع در همه‌جای دنیا وجود دارد اما در خاورمیانه بیداد می‌کند. با این حال در کمتر کشوری اصرار بر آزار دادن زنان و تحقیرشان در قانون به اندازه ایران دیده می‌شود.

در بسیاری از این کشورها قوانینی وجود دارد که از دیربازوجود داشته است. جنبشهای زنان در این کشورها فعالیتهای زیادی کرده‌اند تا قدم به قدم این وضعیت را بهبود ببخشند. بعضی از آنها تا حدی موفق هم بوده‌اند.

اما در کشور ما ایران با وجود بهبود نسبی که قبل از انقلاب سال ۵۷ در وضعیت حقوقی ما رخ داده بود، مثلا در حقوق خانواده و حقوق مدنی، اما بعد از انقلاب به یکباره همه چیز را از دست دادیم و به قرن‌ها سال پیش از آن بازگشتیم! آنهم با وجود اینکه درصد بالایی از دانشگاهیان و فارغ‌التحصیلان ما زن بوده‌اند.

ظلم به حقوق زنان فقط در لباس پوشیدن و حجاب اجباری نیست. ظلم به زن در ساختار سیاسی و مدیریتی و فرهنگی این حکومت است. همانجایی که او را یک انسان به حساب نمی‌آورد و شایسته مسوولیت داشتن در بسیاری از امور جامعه نمی داند. آنجایی که سرنوشتش را به دست مردان خانواده می‌دهد تا بر او ریاست کنند و اگر هم خواستند سرش را به اسم ناموس‌پرستی ببرند و از مجازات فرار کنند.

انقلاب اسلامی مردپرست است و قوانین جمهوری اسلامی فقط چند هفته بعد از وقوع انقلاب چنان تغییر کرد که به مردان مجوز اختیار کردن چهار همسر بدهد آنهم بدون اجازه گرفتن از همسر اول. این جایزه‌های کاملا مردانه را دنیا دیده است!

دنیا دیده است که زنان ایرانی سالها مبارزه کرده‌اند و هنوز دستشان در حقوق برابر به جایی بند نیست.

دنیا ما را دیده است که زنان ایرانی در خیابان کتک می‌خورند که چرا روسری اجباری شان درست بر سرشان قرار نگرفته. حکم سالها زندان می‌گیرند چرا که گفته‌اند می‌خواهیم مالک بدن خودمان باشیم.

دنیا ما را دیده و از تاریخ زنان ایران عبرت گرفته است. زنان لبنانی می‌دانند حسن نصرالله که در قم درس خوانده و به درجه اجتهاد رسیده است فرزند خوانده همان سنت اسلامی است که خمینی پایه‌ریزی کرد. آنها همانطور که در کنار مردانشان از فساد و بی‌لیاقتی گلایه دارند، از استبداد ایدئولوژیک ضد زن نیز می‌ترسند. زیرا ما، زنان ایران جلوی چشمشان هستیم!

حکومت ایران از حزب‌الله حمایت مالی و سیاسی می‌کند و به قول خود حسن نصرالله حزب‌الله هرچه دارد از سرمایه‌ای که حکومت ایران در اختیارش قرار می‌دهد، دارد. اما موضوع فقط حمایت مالی یا نظامی و سیاسی نیست. مساله ایديولوژی نصرالله است که همان بینش رهبران ایران است. زنان لبنان و زنان خاورمیانه چنین ایدئولوژی ضد زن و ضدانسانی را نمی‌خواهند و آن را با صراحت کامل فریاد می‌زنند.

تجربه سایر کشورها

این فقط زنان لبنانی نیستند که ما را سرلوحه عبرت خود قرار داده‌اند. چند سال پیش وقتی در تونس بودم و با عده‌ای از فعالان زن حقوق بشری این کشور صحبت می‌کردیم، در کمال ناباوری دیدم با چه دقتی تاریخ ایران بعد از انقلاب را خوانده‌اند و درباره بلایی که بر سر زنان ایرانی آمد به دقت می‌دانند.

یکی از آنها به من می‌گفت: بعد از انقلاب تونس، بسیاری از زنان روی این مساله تاکید داشتند که باید مراقب باشیم تجربه ایران برای ما تکرار نشود!

این واقعیتی تلخ است. فعالان حقوق زنان در ایران در سالهای اخیر تلاش بسیاری کرده و دستاوردهایی نیز داشته‌اند. اما استبداد دینی فرصت جم خوردن به آنها نمی‌دهد چه برسد به تغییرات بنیادین! بنابراین با وجود داشتن یک جنبش مدنی قوی برای برابری جنسیتی، باید پذیرفت که متاسفانه ما هنوز آینه عبرت زنان خاورمیانه‌ایم.

https://t.me/shirinebadiofficial

*مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»