بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی خشونت بیش از اندازه نیروی انتظامی در برخورد با متهمان و دستگیریهای گسترده فعالان مدنی در شهرهای ایران را مرتبط با سالگرد اعتراضات خیابانی آبان ماه می دانند.
در هفتههای اخیر و با نزدیک شدن به آبانماه، شاهد افزایش خشونت و فشارهای حکومتی در داخل کشور بودیم. دختر آبادانی، مهرداد سپهری و محسن مینباشی از سری پروندههای خشونتآمیزی است که نیروی انتظامی و ماموران امنیتی در آن دست داشتهاند.
محسن مینباشی، فردی است که هنگام تعقیب از سوی پلیس در اسفراین با شلیک گلوله کشته شد. پیش از انتشار تصاویر این فرد، ویدیویی از جوانی به نام مهرداد سپهری منتشر شد که در مشهد توسط نیروی انتظامی دستگیر شده و در حالی که دستانش به یک تیر چراغ برق با دستبند بسته شده بود، توسط شُوک الکتریک و اسپری فلفل مورد ضرب و شتم ماموران قرار میگیرد و در نهایت در مسیر پاسگاه جان خود را بر اثر خفگی از دست میدهد.
ویدیوی دختر آبادانی نیز که با صورت غرق در خون روی زمین افتاده و مردی با لباس نگهبانی و حراست پایش را روی سینه او گذاشته و سینه او را با دست لمس میکند نیز واکنشهای بسیاری را در شبکههای اجتماعی برانگیخت.
از طرف دیگر، فشارهای امنیتی بر روی فعالان مدنی و رسانه ای ادامه دارد. نگار مسعودی، عکاس و مستندساز روز پنجشنبه ۸ آبان توسط «نیروهای امنیتی» بازداشت شد. این فعال رسانهای در سالهای اخیر پیگیر پرونده قربانیان اسیدپاشی در اصفهان و تصویب لایحه «ممنوعیت و محدودیت خرید و فروش اسید» بود.
چهار تن از نمایندگان کارگری نیشکر هفتتپه به نامهای یوسف بهمنی، مسلم چشم خاور، ابراهیم عباسی منجزی و محمد خنیفر نیز توسط پلیس اطلاعات و امنیت شوش بازداشت شدند. بازداشتشدگان، پیش از این، به عنوان نماینده کارگران در دادگاه امید اسدبیگی، مدیرعامل شرکت نیشکر هفتتپه و متهم به اختلال در نظام اقتصادی کشور، شرکت کرده بودند.
بسیاری از کاربران در شبکههای اجتماعی خشونت بیش از اندازه نیروی انتظامی در برخورد با متهمان و دستگیریهای گسترده فعالان مدنی در شهرهای ایران را مرتبط با سالگرد اعتراضات خیابانی آبان ماه می دانند. این سرکوبها به زعم بسیاری از کاربران، «نشاندهنده سیاست همیشگی تزریق رعب و وحشت در جامعه و بهرهوری از اختناق ناشی از آن» است.
وضعیتی که جمهوری اسلامی در سرکوب فعالان و مردم در پیش گرفته است به طور ویژه به عنوان رمز تداوم قدرت جمهوری اسلامی نامگذاری شده است.
در آبانماه ۹۸، گستردهترین و بیسابقهترین اعتراضات علیه حکومت جمهوری اسلامی در طول چهل سال گذشته رقم خورد که به گزارش برخی از خبرگزاریها از جمله خبرگزاری رویترز نزدیک به ۱۵۰۰ نفر در این اعتراضات کشته و بیش از ۷ هزار نفر دستگیر شدند.
جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر در ایران، در تازهترین گزارش خود اعلام کرد: «جمهوری اسلامی به جای پاسخگویی در رابطه با اعتراضات سال گذشته، هم چنان به نقض حقوق معترضان ادامه میدهد.»
در همین راستا، سردار حسن کرمی، فرمانده یگان ویژه پلیس ایران در مصاحبهای با ایرنا، از آمادگی کامل این نیرو برای سرکوب اعتراضات در سال ۹۹ خبر داده و محمدرضا باهنر، نایبرئيس پیشین مجلس نیز گفته بود: «اگر مسئولان حکومت ایران نمیتوانستند رویدادهای آبان ۹۸ را جمعوجور کنند، رویدادها به سمت انقلاب یا انقلاب مخملی حرکت میکرد و اصلاً قابل جمع کردن نبود.»
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نیز فروردینماه سال جاری در گزارشی نسبت به تأخیر نهادهای حکومتی در حمایت از گروههای فقیر هشدار داد و اعلام کرده بود که ادامه چنین وضعیتی ممکن است رخدادهای دردناک به همراه داشته و آنچه به «انقلاب گرسنگان» معروف است رخ دهد.
نارضایتیهای اقتصادی از یک سو و افزایش شکاف اجتماعی میان طبقات جامعه از سوی دیگر از بزرگترین عواملیست که جمهوری اسلامی را در سراشیب سقوط و از همپاشیدگی قرار داده و نظام نیز از رخداد هرگونه اعتراضات سراسری قریبالوقوع در هراس است؛ بنابراین قابل پیشبینی است که ماشین سرکوب جمهوری اسلامی بیش از پیش به سرکوب مردم ادامه دهد تا به خیال خود اوضاع را تحت کنترل خود درآورد.