ترور دو مرد قدرتمند حكومت اسلامى ايران كه در دوران پسا خمينى در پى استقرار حكومتهاى اسلامى مبتنى بر “غرب ستيزى” و “اسراييل ستيزى” تحت زعامت على خامنهاى بودند، تاييدى است بر زوال اين استراتژى خانمان برانداز.
يزدان شهدايی
مقایسه دو ترور در کمتر از یکسال نشان میدهد که حاکمیت ایران بشدت از نظر امنیت خود در خطر است.
ترور قاسم سلیمانی فرمانده قدس در فرودگاه بغداد توسط پهپادهای آمریکایی انجام شد. از اینرو ترور این فرمانده ارشد ایرانی میتوانست توسط برخی از افراد نفوذی خارجی در عراق ممکن باشد. اما ترور ارشدترين دانشمند نظام (به گفته مقامات حكومتى) در حوزه تحقیقات اتمی در ایران و در شهر آبسرد دماوند، بطور واضح و بر خلاف رجز خوانى فرماندهان لاف زن سپاه، حكايت از آسيبپذيرى بالاى امنيتى نظام ولايي دارد.
ترور آقاى “محسن فخرى زاده” اين شخصيت نيمه مرئي هستهاى نظام در حالى رخ داد كه در حلقه محافظان امنيتى بوده و جالب آنکه تيم امنيتى ايشان نتوانسته است در برابر تيم اين عمليات كه بر اساس اطلاعات تا كنونى مركب از ١٢ نفر بوده اند، هيچ واكنشى نشان بدهد!
چنین عملیات تروری در داخل مرزهای ایران گواهی است بر آنکه نظام تهران دو شقه شده است. یک جناح نظام خواهان پایان دادن به مناقشات اتمى ایران با جهان است در حالیکه که جناح دیگر خواهان ادامه مناقشه اتمی است و بعيد بنظر نميرسد كه جناح خواهان پایان دادن مناقشه اتمی از دستاندركاران ترور این دانشمند سرسپرده نظام بوده باشند. اين ترور در كنار ديگر حوادثى كه در منطقه خاورميانه در حال رقم خوردن است، حكايت از شكست استراتژى متوهمانه گسترش نفوذ حاكميت اسلامى آقاى خامنهاى مىكنند.
ترور دو مرد قدرتمند حكومت اسلامى ايران كه در دوران پسا خمينى در پى استقرار حكومتهاى اسلامى مبتنى بر “غرب ستيزى” و “اسراييل ستيزى” تحت زعامت على خامنهاى بودند، تاييدى است بر زوال اين استراتژى خانمان برانداز.
قاسم سليمانى فرمانده سپاه قدس، يكى از بازوهاى اصلى اجراى اين استراتژى و طراح ماجراجويي نظام تهران در خاورميانه بود، تا با استخدام نيروهاى مزدور و ايجاد اشوب در كشورهاى منطقه، بتواند ايادى دست نشانده خودش را در اين دولتها تقويت و آنها را در خدمت گسترش هلال شيعى بكار گيرد. حاصل چنين سياست ويرانگرى به قيمت بر باد دادن ميلياردها دلار پول مردم ايران و جنگ افروزى و فقر و فساد در اين كشورها شده است.
محسن فخرىزاده مديريت مناقشه هستهاى و رقابت اتمى نظام تهران بازوى ديگر اين سياست جنون آميز آقاى خامنهاى بود. نظام تهران در بيست سال گذشته با تعقيب ماجراجويي هستهاى براى دست يافتن به بمب اتم بعنوان شرط بقاى خودش،با تمام جهان در افتاده و موجب تحريمها و بيشترين فشارها بر مردم ايران شده است.
ترور اين دو نفر، حمله به قلب اين استراتژى و نشان عدم تحمل چنين نظام ناسازگارى در جهان است. دو ابزار باجگيرى نظام در منطقه (جنگ نيابتى) و در جهان (سياست اتمى) ديگر كارايي ندارند. صلح ابراهيم و محاصره ايران اسلامى توسط كشورهاى عرب منطقه از يكطرف و خواست مشترك ايرانيان براى نابود كردن اين نظام از طرف ديگر، هر روز حلقه محاصره به دور اين حكومت جنايتكار را تنگتر مىكنند.
سياستهاى ماجراجويانه آقاى خامنهاى در منطقه و جهان، او را در “موقعيت فاقد برد” قرار داده است و كارتى براى بازى كردن بر سر ميز مذاكره نخواهد داشت.
تاريخ حاكميت اسلامى، يا با سركشيدن جام زهر از دست خودى هاى نظام نامقدسش و يا توسط مردم ايران براى هميشه پايان خواهد يافت و خاورميانه از دست اين هيولاى ناهمسرشت با زمان، خلاص خواهد شد و به قطار صلح و امنيت جهانى پيوند خواهد خورد.