خوزستان به بهشت فاسدان و چاپلوسان تبدیل گشته ، عمله های استبداد از استاندار تا سایرین تنها فکرشان خوش خدمتی به مرکز با حراج ثروت این استان است. دقیقا به همین علت است که سرکوب فعالان و آزادی خواهان در خوزستان همیشه شدیدتر از اکثر مناطق کشور بوده چراکه مجرای مالی باندهای مافیایی باید امن بماند. وگرنه برچسب جدایی طلبی صرفا ابزاری است برای توجیه سرکوب هایی که در سایر نقاط کشور هم صورت می گیرد.
وی ضمن اطلاعرسانی از حکمش در صفحه توییترش چنین نوشته:
پس از دوسال و نیم زندگی زیر سایه زندان بالاخره ابلاغیه اجرای حکم را فرستادند. معتقدم خوش شانسم که فرصت آماده ساختن خود و اطرافیان را دارم. چون بسیارند کسانی که حسرت دیدار و خداحافظی را باید سالها باخود حمل کنند. فردا به اوین می روم و شاید بهتر است قبل از خداحافظی توضیحاتی بدهم.
جرم من تبلیغ علیه نظام است و شاکی اطلاعات سپاه خوزستان. از خوزستان شروع میکنم؛ آنجا که تبعیض ،محرومیت و ظلم را شناختم. بسیاری از فعالان تصور درستی از خوزستان ندارند؛ تبلیغات تفرقهافکنانه نیز بی تاثیر نیست. اما برای ما چه پشت نیمکت کلاس و چه کف خیابان هرگز عرب یا عجم مطرح نبود. نفت و گاز و آب را وقتی می برند و هیچ حقی برایمان قائل نیستند؛ فرقی نمی کرد لُری ،دزفولی یا عرب ، این حس تحقیر و توهین همگانی بود.
خوزستان به بهشت فاسدان و چاپلوسان تبدیل گشته ، عمله های استبداد از استاندار تا سایرین تنها فکرشان خوش خدمتی به مرکز با حراج ثروت این استان است. دقیقا به همین علت است که سرکوب فعالان و آزادی خواهان در خوزستان همیشه شدیدتر از اکثر مناطق کشور بوده چراکه مجرای مالی باندهای مافیایی باید امن بماند. وگرنه برچسب جدایی طلبی صرفا ابزاری است برای توجیه سرکوبهایی که در سایر نقاط کشور هم صورت می گیرد.
فراموش نمی کنم وقتی که پرسیدم: “چرا در ابتدا اتهام عضویت در گروه های معاند به من زده اید؟”و بازجو گفت چون با عرب ها نشست و برخاست می کنی! حساسیت سرکوبگران به نزدیکی اقوام وگروه های اجتماعی ، موید این است که حکومت در ایجاد شکاف قومیتی و گرایشات جدایی طلبانه بیشترین نقش را دارد. درست در چنین وضعیتی است که اهمیت و ارزش افراد مقاوم و شجاع ، در این سرکوب چند برابری خوزستان ، مشخص می شود. کسانی چون #سپیده_قلیان عزیز که امیدوارم سلامت باشد و یا اسماعیل بخشی که همچنان بلندگوی رسای حق خواهی در خفقان این استان هستند.
تبلیغ علیه نظام یعنی چه؟ یا چه باید گفت که تبلیغ علیه نظام محسوب نشود؟ سوالاتی است بی پاسخ. این اتهامات اما برای من سند افتخار است و اینکه یک سیستم سرکوب مشترک عامل همه این ظلمهاست؛ برای من کافیست تا نه به عنوان یک فعال خوزستانی که به عنوان یک #معترض_ایرانی از آن صحبت کنم. من این افتخار را داشتم که در کنار طیفهای مختلفی از هموطنانم مشق آزادی کنم و چه در شیراز ،چه اهواز و چه تهران هرگز احساس جدایی با خواست سایر همدوشان در اعتراضات نداشتم. تنها جایی که تفاوت مردم شهرهای مختلف را حس نکردم همان کف خیابانها و شعارهایمان علیه استبداد بود.
من مفهوم وطن را نه در کتابها و مقالات که در رنج مشترکی که همه ما با هم می بریم، شناختم؛ در شعارهای مشترکمان و کتک هایی که وقتی درمقابل استبداد باشی دیگر عرب و لُر و شیرازی و تهرانی نمیشناخت. کف خیابان تنها جایی است که برای زدنت کسی از قومیت یا تفکرت نمیپرسید. حضور من و بسیاری دیگر در قالب احزاب اصلاح طلب نیز صرفا تصور غلط و امیدی واهی بود که به اصلاح طلبی داشتیم؛شاید دیر اما نهایتا عشق به آزادی چراغ راهم شد تا در این مرداب فریبنده بیش تر فرو نروم. البته زندان هرگز انتخاب من نبود بلکه پاسخی است که به هر اعتراض ما می دهد.
این مدت یکی از بزرگترین مشکلات من نوع مواجهه سایرین بود؛ چقدر دلگیر و بعضا ناامید شدم. باید اعتراف کنیم گاهی سرکوب جامعه از سرکوب حکومت موثرتر است؛ این را بدین جهت گفتم تا از دوستانی که موجب دلگرمی بودند تشکر کنم. هربار که تردید به سراغم میآمد؛شما رفقا بودید که آرامم کردید. سرکوبگران تلاش می کنند تا با فشار بر عدهای ، سایرین را نیز تحت تاثیر قرار دهند. هدف این است تا از زندانیان و کشته شدگان درس عبرت بسازند و تصور تاریکی از حق خواهی ارائه دهند. پس به قول عامو کیوان عزیز مراقب باشیم تا در زمین استبداد بازی نکنیم و به زندان هراسی دامن نزنیم.
از روشنی آینده مطمئنم اما این مبارزه وحدت می طلبد؛ پس تلاش کنیم تا ایران وطن همه ما باشد نه زمین بازی عده ای برای مقاصدشان و ما همچون گروگانهایی بیاختیار. بعدتر فرصت مباحثه بسیار خواهد بود چراکه دیگر کسی از اختلافات طبیعی ما سوء استفاده نخواهد کرد.به امید آن روز.
خدانگهدار