يزدان شهدايی در بخش اول صحبت، تاريخچه كوتاهى از شكلگيرى ايده گذار و تحقق آن در شوراى مديريت گذار ارائه مىدهد و ساختار و كارگروهها و فعاليتهاى شورا را از زمان اعلام موجوديت توضيح ميدهد. او اوضاع فعلى ايران را بويژه بعد از آبان ٩٨ دليل درستى طرح گفتمان گذار معرفى مىكند و غلبه اين گفتمان را پايانى بر گفتمان اصلاحطلبى ميداند.
در بخش دوم يعنى بررسى امروز، او با بررسى وضعيت كنونى ايران، مطرح مىكند كه اكثريت جامعه از حكومت اسلامى گذر كرده و دنبال يك آلترناتيو، يعنى يك راه خروج مىگردد. او معتقد است كه بعد از حوادث آبان، جامعه از حالت ” ناهوشيارى جمعى”خارج و وارد بستر آگاهى شده كه امروز شواهد و علائم ان را همه جا بويژه در ميان جوانان مى بينيم.در مورد شورا هم اعلان مىكند كه بعد از گذشت دور اول فعاليتها، مشغول بازبينى و ارزيابى كارنامه خودش است تا بتواند با درسگيرى از راه رفته، سال جديد را بهتر رقم بزند.
در بخش سوم سخنران، يزدان شهدايي مىگويد آينده آرمانشهر نيست، بلكه با دستان خود ما و در امروز ساخته مىشود. او اعلام مىكنند كه سال پيش رو در شورا سال عمل است و تثبيت شورا براى حضور پر رنگ تحقق ادعائي كه بعنوان آلترناتيو كرده است. او مىگويد كه جامعه ايران در نبرد بىامان باور و عقلانيت است و شهروند ايرانى امروز يك شهروند مدرن جهانى است كه مىخواهد خودش را از مالكيت حكومتها و باورها رها سازد و خواهان يك زندگى انسانى براساس ارزشهاى نوين و اعلاميه جهانى حقوق بشر در يك جامعه مدنى ساختارمند است كه حاصل يك قرارداد اجتماعى باشد. او شوراى گذار را صداى يكى از نمايندگان جامعه مدرن ايران ميداند. تلاش براى ايجاد يك جامعه مطلوب و ترسيم اين دورنما بر اساس سازماندهى اجتماعى نيز موضوعات ديگرى هستند كه او به آنها مىپردازد و درپايان پيامى را به مردم ايران ميدهد كه بايد حساب خودشان را از اين حكومت جنايتكار جدا كنند تا جامعه جهانى جنگ و جنايت اين نظام را به حساب مردم ايران ننويسند و خواهان آن مىشود كه مردم ايران در انتخابات ١٤٠٠ با گفتن “نه” بزرگ به اين نظام، راى محكوميت آن را صادر كنند.