سوسیالیسم با محوریت قرار دادن عدالت سربرآورد تا پاسخی به این اختلاف طبقاتی روزافزون باشد.
دکتر بابک خطی
سوسیالیسم از منشاء سوسیال و ریشهی جامعه بوده و مکتبی است که در ابتداییترین برداشت بر اصالت جمع و جمعگرایی تاکید میکند.
ریشههای تفکر اصالت جمع شاید به عصر افلاطون بازمیگردد، آنجا که چنین تبیین میکند: «ثروت متعلق به عموم مردم است و باید به مصرف عموم برسد، چون تمرکز ثروت راه تفرقه مردم را هموار میسازد.»
اما چیزی که باعث طرح مساله سوسیالیسم در دنیای جدید شده است، وقوع وقایع بعد از رنسانس و انقلاب صنعتی است.
به سادهترین بیان در بستر صنعت و رنسانس، طبقهی پیش از این برخوردار فئودال، رو به ضعف و اضمحلال گذاشته و به طور تقریبا موازی جای خود را به بورژواهای تازه به دوران رسیدهای داد که اشتهای سیریناپذیری برای انباشت ثروت و قدرت داشتند. انقلاب صنعتی در کنار رشد چشمگیر صنایع، طبقه بزرگی از کارگران را شکل داد که سرمایهداری روی دوشهای آنان شکوه خود را به جهانیان نشان میداد، در عین اینکه خود آنان با شرایط محرومیت، تحقیر و فقر شدید دست به گریبان بودند و به هیچ روی از منافع سرمایهداری رشدیافته در دامن انقلاب صنعتی و بورژوازی برخوردار نمیشدند.
برابری در حقوق سیاسی بین افراد مختلف مستقل از مرزهای جغرافیایی، توزیع عادلانه ثروت بین آحاد جامعه، اجتماعی در نظرگرفتن مالکیت، بهبود وضعیت افراد جامعه در برخورداری از خدمات اجتماعی، رفاهی، درمان، بیمه و… برخی از اصول بنیادین این تفکر هستند.
هرچند کاهش بازدهی در اقتصاد دولتی و نبود مالکیت فردی اقتصادی محل انتقاد جدی بین موافقان و مخالفان این نظریه از ابتدا بوده است، اما آنچه کلیت سوسیالیسم برای جامعه میخواهد رفاهی حداقلی و داشتن فرصتهای مساوی در برخورداری از موقعیتها برای همه و شکستن سیکل معیوب برتری به خاطر وجود هر نوع رانت یا حق ویژه است. عقیدهای که زندگی و آرامشی در سایه عدالت و اعتدال را نوید میدهد.
بنابراین همانگونه که همه مکاتب قابل نقد و محاجه کردن هستند سوسیالیسم هم هرگز استنثایی بر قاعده نبوده و نیست.
اما مغالطه برخی مخالفین که به جای بحث و نقد و زیر سوال بردن صریح این مکتب سعی کردهاند بر آن انگ و استیگما بزنند و آن را مفهومی خانمان برانداز، زشت و دشنامگونه جلوه دهند، هم مایه تعجب و هم نیازمند دقت ویژه است.
سوال اینجا است که چه نوع تفکری، بودن حداقلهای رفاهی و بدیهیات زندگی برای آحاد جامعه را تاب نمیآورد و ندیده آن را رد میکند.
وجود فاصله طبقاتی و ظهور طبقاتی که ثروت را قبضه کرده و دهکهای پایین اقتصادی را فقط شایسته صدقه دادن میدانند، خواستهی چه کسانی است؟