بسیاری از ادعاها در مسایل سیاسی و امنیتی و نظامی و استراتژیک در جمهوری اسلامی هم از نوع در ادعاها درباره سامانه مستعان هستند.
محمد محبی
نمایش مضحک و شرمآور دلقکهای سپاه پاسداران انقلاب منحوس ا.چ.م، از یک اسباببازی بنام سامانه مستعان که ادعا میشود، توانایی تشخیص ویروس کرونا از راه دور را دارد، بار دیگر بیصاحبی و بیدروپیکری نظام علم و فنآوری در کشور را به شکل عریان به نمایش گذاشت.
به عنوان یک انسان شیفته دانش، و دوستدار ایران، از هرگونه پیشرفت و نوآوری در شاخههای مختلف علم و فنآوری که باعث بهبود وضعیت زندگی بشر شود و گرهی از کار هشت میلیارد بنیآدم باز کند، خوشحال میشوم، و اگر این پیشرفت در کشور من و یا توسط یک ایرانی در ایران و یا خارج از ایران محقق شود، خوشحالی من دوچندان میشود. و این خوشحالی با حس افتخار هم عجین میشود.
اما تولید علم و فنآوری، و نوآوری در علم و صنعت، در خلأ و یا توسط اجنه یا نیروهای ماورایی صورت نمیگیرد. این امر نیاز به زیرساختهای عظیم، نظام علمی و پژوهشی هماهنگ و روشمند و جاافتاده و برنامهریزیشده دارای راهبرد مشخص، ارتباط گسترده با مراکز علمی جهان، اخلاق علمی و نظام پژوهشگری کارآمد و مدرن، و از همه مهمتر، رعایت تمام شئونات علمی در اداره امور کشور دارد، که در ایران کنونی، هیچکدام از اینها به شکل استاندارد وجود ندارد. بسیاری از اخبار رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی در مورد اختراعات عجیب و غریب که با آب و تاب بیان میشوند، یا اغراقآمیز هستند و یا مشتی دروغ و تقلب و تدلیس و تلبیس و … هستند.
این معضل صرفاً متعلق به دهپاتزده سال اخیر نیست. و در جمهوری اسلامی، مسبوق به سابقه طولانی است. اوایل دهه هشتاد، دکتر احمد شیرزاد، استاد فیزیک و نماینده اصفهان در مجلس ششم، چند مقاله در این باره در روزنامه یاسنو نوشت که هنوز هم خواندنی و قابل ارجاع هستند. خلاصه حرف دکتر شیرزاد این بود که، به جز مواردی انگشتشمار، اکثر این ادعاها و اخبار مربوط به اختراعات و اکتشافات عجیب در دانشگاهها و پژوهشگاههای ایران، مشتی دروغ و مبالغه و تقلب هستند. و ابزارهایی هم که ساخته میشوند، مشتی اسباببازی و آت آشغال و چیزهایی بهدردنخورند. این اختراعات!! و طرحهای انها عمدتاً روشی برای کلاشی و کلاهبرداری جهت جذب بودجههای کلان، و همچنین تولید توهم و اعتماد به نفس برای مسوولین بیسواد جمهوری اسلامی است. افراد مختلف، از طریق اغراق و تقلب و تدلیس، مسوولین بیسواد مملکتی را فریب میدهند و بودجههای کلان برای طرحهای بهدردنخور خود میگیرند. و آخر سر هم پول را وارد دلالی و بازارهای دیگر میکنند!
سران بلندپایه جمهوری، اکثراً با منطق علمی و پژوهشی بیگانه و بعضاً دشمن هستند، و در عین حال شهوت عجیبی در شنیدن اخبار مربوط به پیشرفت علمی در کشور و زدن پوز غربیها در علم و صنعت، ولو به دروغ دارند. علی خامنهای، رهبر تشکیلات موسوم به جمهوری اسلامی، علاقه عجیبی به این مسایل دارد. از آنجا که مشاورین مطلع هم ندارد، صدها تریلیون تومان از بودجه کشور را هزینه این علاقه جنونآمیز خود کرده است. یکی از علایق جنونآمیز او، اینترنت مستقل از اینترنت جهانی است. به همین دلیل از پانزده سال پیش بدینسو دستور داده که مسوولین مالی کشور، هر مقدار پول که برای طرح موسوم به «اینترنت ملی»، درخواست میشود موافقت نمایند. بسیاری از طراحان و فعالان این طرح، جزو همان کلاشان و کلاهبرداران هستند که هزاران میلیارد تومان پول گرفتند و هنوز نتوانستند یک ایمبل ساده داخلی هم طراحی کنند! سیستمی که برای «اینترنت ملی»! طراحی کردهاند، از نمونه مشابه آن در کره شمالی یعنی سیستم کوانگمیونگ (Kwangmyong) به معنی «نور درخشان» هم ناکارآمدتر و بهدردنخورتر است. هزاران میلیارد پول بیزبان این ملت بیپناه را حیف و میل کردند و حتی نتوانستند یک سیستم دستچندم ساخت کره شمالی را کپی کنند! دلیل اصلی که جمهوری اسلامی، اینترنت جهانی را در ایران قطع نکرده همین است. افراد زیادی را میشناسم که از این سفره به ثروتهای نجومی رسیدند.
علاوهبر علاقه جنونآمیز رهبر تشکیلات، یک مسأله بسیار غمانگیز هم در چند سال اخیر شکل گرفته است. علی خامنهای، در این سالهای آخر عمر خود، تبدیل به یک پیرمرد لجوج و خردباخته شده است. بجای اینکه او به طرفداران خود روحیه دهد، حالا مهمترین وظیفه اعضای هسته سخت قدرت، روحیهدادن به خامنهای است، این افراد یکبار با سازماندهی مراسم نماز جمعه، و حالا با این نمایش مسخره، سعی در حفظ روحیه این پیرمرد دارند، پیرمردی که روزبهروز لجوجتر و لوستر و بیمنطقتر میشود.
اگر این اخباری که هرچند وقت یکبار از نوآوریهای جدید در ایران پخش میشود، حقیقت داشت، در مقاطع خاصی، لنگ سادهترین کالاهای مورد نیاز بازار نبودیم. لذا مثل روز روشن است که هیچکدام پایه علمی ندارند. اصولاً سران فرقه جمهوری اسلامی، علم و فنآوری را برای رفاه ایرانیان و ارتقای قدرت و پرستیژ ایران نمیخواهند. بلکه، برای ایدئولوژی و دستگاه پروپاگاندا میخواهند. لذا برای آن نیاز به یک نظام علمی استاندارد ندارند و صرف ادعاهای گزاف و نمایشهای مسخره رسانهای کافیست. چون مخاطب این ادعاها و نمایشها، قشر بیاطلاع و همچنین افراد مسخ.شده و عقلباخته جامعه است.
در ایران، علاوهبر مواردی که در بالا ذکر شد، مهمترین ابزار پیشرفت علم و فنآوری، یعنی «داوری علمی» وجود ندارد! به همین خاطر است که هر متوهم و ننهقمری قمپز درمیکند که من فلان کردم و بیسار کردم، حال آنکه، یک تحقیق و یا نوآوری علمی، باید در قالب یک مقاله یا پژوهشنامه تدوین شود، بعد مورد داوری علمی استادان ارشد داخلی و خارجی قرار بگیرد، و بعد در یک ژورنال علمی منتشر شود و مورد ارجاع و نقد صاحبنظران قرار بگیرد. و اینکه باید همه تحقیقات علمی در کشور، مثل دانههای تسبیح به هم وصل شوند و همدیگر را تکمیل کنند، تا آن تحقیقات و نوآوریها، به تولید منجر شود، تولیدی که به درد مملکت بخورد. اگر در این مملکت، نظام داوری علمی وجود داشت، این همه پایاننامهها و پژوهشنامه سراسر دزدی و تدلیس و جعل وجود نمیداشت.
همینقدر بگویم که بسیاری از ادعاها در مسایل سیاسی و امنیتی و نظامی و استراتژیک در جمهوری اسلامی هم از نوع در ادعاها درباره سامانه مستعان هستند. ادعای ویروسیاببودن سامانه مستعان همانقدر ارزش دارد، که ادعای قهرمان امنیت برای قاسم سلیمانی ارزش دارد.