رسیدن به جامعه ی دموکراتیک یک روند و فرایند آموختنی است، این آموزش را یا حکومت باید بدهد یا مردم در دوران مبارزه با حکومت دیکتاتوری، با تشکیل گروههای اجتماعی، کار در گروههای اجتماعی مدیریت ، فرصتهای پیش آمده برای گفتگو ، هماهنگی ها، برنامه ریزی ها، مدارا گریها، انسجام درونی و…. تجربه کنند.
رسول بداقی
برای بر کناری هر حکومت دیکتاتوری در هر جای جهان، مردم کار سنگینی در پیش ندارند، نیازی به آتش زدن نیست، نیازی به کشته شدن و قربانی دادن نیست، مردم فقط بایستی برخی اخلاقیات و منشهای شخصیتی که در رفتار و گفتار و اندیشه آنان در قرنها استبداد انباشته شده را دور بریزند.
سد بزرگی که مردم برای رسیدن به یک جامعه آزاد در پیش دارند، اندیشه دیکتاتوری است که در مغز تک تک مردم آن جامعه هست. دو نمونه از اندیشه های دیکتاتوری، یکی ” ترجیح منافع خود بر منافع جامعه ” دوم ” قربانی شدن یا قربانی کردن”است.
برای از میان برداشتن هر رژیم دیکتاتوری ۴ راه در پیش است:
۱.برداشتن رژیم بوسیله خود رژیم، با فساد درونی و تخریب همدیگر و بالاخره کودتا؛
۲. برداشتن رژیم بوسیله نیروهای خارجی؛
۳. برداشتن رژیم بوسیله خود مردم آن کشور؛
۴. ترکیبی از این سه.
راههای نخستین و دومین، شاید بتواند حکومتی را عوض کند، اما به سختی می تواند دموکراسی را برای مردم به ارمغان بیاورد.
مشکل یک کشور رفتن یک حکومت و آمدن حکومت دیگری نیست، بلکه رفتن اندیشه استبداد در ذهن و رفتار مردم آن کشور و جایگزینی اندیشه: دیگر دوستی، برابری اندیشی، قانون اندیشی و قانون منشی است.
میان حکومت دموکراسی با مردم دموکرات، مردم دیگر دوست ، مردم برابری اندیش و برابری منش و قنون اندیش فاصله بسیاری است.
اما برای بنیانگذاری یک جامعه دموکرات منش ، راه درازی در پیش است.
زیرا برقراری یک حکومت دموکراتیک کار آسانی است، اما ساختن یک جامعه دموکراتیک دشوار است. حکومت دموکراتیک با جامعه و مردم دموکراتیک تفاوت دارد.
ما مشکلات بسیاری داریم، بیشتر مشکلات ما اخلاقی و شخصی است، اخلاقیاتی که فردی هستند، اما بازتاب و نتیجه آن اجتماعی است.
برداشتن یک رژیم بسیار آسان است، اما و اگر ما، چند ویژگی اخلاقی و شخصی را کنار بگذاریم:
۱. اندیشه مدار باشیم، نه نسبت مدار و رابطه مدار: یعنی بدون توجه به نسبت رابطه گوینده یک سخن، یا انجام دهنده یک رفتار، فقط به سود اجتماعی و عقلانی بودن آن بیندیشیم و از آن دفاع کنیم.
۲. سود جامعه محور دفاع ما باشد. منافع کوتاه مدت و فردی خود را کنار گذاشته، به منافع اجتماعی و بلند مدت بیندیشیم.
۳. اخلاق گرا باشند. فعالان و گروهای اجتماعی حسادت، تخریب، غیبت، تهمت به همدیگر را کنار بگذارند. فرصت طلبی و شهید سازی نکنند ،زیرا همانطور که فعالان در برخورد و کنشهای میدانی الگو و پیشرو هستند، در اخلاقیات شخصی و منش شخصی هم الگو خواهند بود.
۴. حاضر به پرداخت اندکی هزینه باشیم.
۵. تشنه خودنمایی نباشیم. خودنمایی برای حزب من ، زبان من، شخصیت من، گروه و باند من و…. بیشتر ایرانیها می خواهند سنگ نما باشند تا ستون و پایه یک ساختمان.
۶. رُک گویی: رک گویی به معنای افشای اسرار و رازهای همدیگر و تخریب دیگران نیست ، ما ایرانی ها به خاطر قرنها استبداد شاهان ، یاد گرفته ایم که همیشه دوپهلو و در لفافه حرف می زنیم. با کنایه و ایهام رابطه خود را تنظیم می کنیم. همین منش شخصی وارد روابط اجتماعی ، سیاسی ما هم شده است.
۷. چند دوزه بازی: ما ایرانی ها می خواهیم همه را داشته باشیم، نمی خواهیم کسی را از دست بدهیم، نمی خواهیم مرز خود را با دیگران دقیق مشخص کنیم. می خواهیم مرزها نامشخص باشد تا راه فراری داشته باشیم. می خواهیم شرایط هر طور پیش آمد ما جای پایی داشته باشیم.
( اراذل و اوباش فکری، سیاسی، مذهبی و تحصیلکرده) بیشترین خطرات را برای مردم دارند
پرسش دیگر اینکه : چرا تغییرات در هرم قدرت کمتر می تواند مردم را به دموکراسی برساند؟
دموکراسی یک دستور حاکمانه نیست، یک موضوع زوری و قدرت فیزیکی نیست، دستور حاکمانه خود گونه ای از استبداد و بازتولید استبداد است، آموزش استبداد است. این است که کودتاها، و تغییر حکومتها بوسیله گروههای شبه نظامی و تشکیلات مخفی، با خودش آزادی و دموکراسی نیاورده است، بلکه کارهای فرهنگی به دور از تحکم و زور و اطاعت محض است که با خود دموکراسی می آورد.
دموکراسی رفتاری فرهنگی و آموزشی و تربیتی و اقناعی است.
رسیدن به جامعه دموکراتیک یک روند و فرایند آموختنی است، این آموزش را یا حکومت باید بدهد یا مردم در دوران مبارزه با حکومت دیکتاتوری، با تشکیل گروههای اجتماعی، کار در گروههای اجتماعی مدیریت، فرصتهای پیش آمده برای گفتگو، هماهنگی ها، برنامه ریزی ها، مدارا گریها، انسجام درونی و…. تجربه کنند.
اما در باره راه حل چهارم یعنی “ترکیبی از این راههای سه گانه ” باید گفت، سرنوشت آن جامعه به سمتی خواهد رفت که آن راه حل در برکناری رژیم دیکتاتوری بازی کرده است.