تاج زاده و راهبرد حجت بخش کاندیداتوری، جواد رحیم پور

در مورد مواضع آقای تاجزاده در مقاطع مختلف مانند دی ۹۶، آبان ۹۸ و سقوط خواندن ،شلیک به هواپیمای اکراینی و یا تناقض کاندیداتوری با اصلاحات ساختاری و.. مطالب زیادی گفته و نوشته شده است که بنده نیز به طور اصولی با آن موافق هستم. و در انتخابات نیز شرکت نخواهم کرد.

 

جواد رحیم پور

انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ با کاندیداتوری آقای تاج زاده از گفتمان یکه تاز اصولگرایی خارج شد و مسیر تنزه طلبانه انتخاباتی رفرمیستی اصلاح طلبان را شکست.

به نظر می رسد که کاندیداتوری ریاست جمهوری آقای تاج زاده خود اصلاح طلبان را نیز دچار شوک کرده است و در واقع سردرگمی آنها را نیز بیشتر کرده است. مواضع چهره های کارگزارانی که نقشی عمده در نهاد اجماع ساز دارند، گویای این امر است.

در مورد مواضع آقای تاجزاده در مقاطع مختلف مانند دی ۹۶، آبان ۹۸ و سقوط خواندن ،شلیک به هواپیمای اکراینی و یا تناقض کاندیداتوری با اصلاحات ساختاری و.. مطالب زیادی گفته و نوشته شده است که بنده نیز به طور اصولی با آن موافق هستم. و در انتخابات نیز شرکت نخواهم کرد.

اما مهم تر از کاندیداتوری ایشان دقت راهبردی به متن بیانیه کاندیداتوری است. البته مطمئن نیستم خود ایشان هم با این نگاه ،چنین متنی را تهیه کرده باشند اما در هر صورت نتیجه راهبردی متن این بیانیه دو امر مهم در افق سیاسی کشور است که در تکلیف دو جریان اصولگرا اصلاح طلب را در برابر امر حکمرانی روشن می کند.

آقای تاج زاده اعلام کرده اند، آمده اند تا با کمک رهبر قانون اساسی را اصلاح و نهاد رهبری را دوره ای کنند، آمده اند تا نظامیان را از عرصه اقتصاد و سیاست خارج کنند، آمده اند تا به تبعیض علیه زنان خاتمه دهند و…نگاهی به این برنامه نشان می دهد قبول  یا رد کاندیداتوری ایشان ،سرنوشت سیاسی کشور را تحت دو پلتفرم راهبردی متضاد روشن می کند.

اگر کاندیداتوری آقای تاج زاده پذیرفته شود، معنایش این است که حاکمیت با اصلاح قانون اساسی به شکل مورد نظر ایشان موافقت کرده است. در این شرایط طیف های ذینفع حکمرانی موجود نه تنها دلیلی برای شرکت در انتخابات ندارند، بلکه باید اسباب و وسایلشان را جمع کنند و به خانه هایشان بروند. مقاومت هم نمی توانند بکنند چون حاکمیت این مسیر را پذیرفته است!

حالت دوم اینکه آقای تاج زاده رد صلاحیت شود. در این صورت سند روشنی در برابر اصلاح طلبان قرار می گیرد که حاکمیت اصلاح ناپذیر است و تلاش آنها برای ورود به قدرت، یعنی پذیرش عدم اصلاح و سازش با حکمرانی غیر دموکراتیک، ناکارآمد وامنیتی.تحت این شرایط گفتمان اصلاح طلبی رفرمیستی نه تنها در جامعه که در واقعیت ،تئوری و سیاست ها نیز خاتمه می یابد و نهاد اجماع ساز قاعدتا باید تعطیل شود.

سوال این است که خود آقای تاجزاده در برابر این شرایط در قالب چه نیرویی ظاهر می شود؟ حالت اول که نتیجه روشن است و طبعا او باید دولتی با چهرهای منتقد تشکیل دهد تا فراگیری لازم را داشته باشد.حالت دوم اما اثبات اصلاح ناپذیری حاکمیت حداقل برای خود ایشان است؟ آیا جناب تاج زاده از بیانیه کاندیداتوریش عقب نشینی خواهد کرد یا به جمع تحول خواهان ساختاری و فارغ از هویت اصلاح طلبانه خواهد پیوست؟ به نظر می رسد بیانیه کاندیداتوری آقای تاج زاده ، آقای خاتمی را هم در بزنگاه اعلام موضع تاریخی قرار خواهد داد و تکلیف اصلاح طلبان را روشن خواهد کرد و بن بست راهبردی آنان را بیشتر نشان خواهد داد.

«مقالات و دیدگاه های مندرج در سایت شورای مدیریت گذار نظر نویسندگان آن است. شورای مدیریت گذار دیدگاه ها و مواضع خود را از طریق اعلامیه ها و اسناد خود منتشر می کند.»