این وسایل ارتباط جمعی اگرچه نقش و ارزش بسیار مهم و انکارناپذیری در اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و بسیج مردم دارا هستند، اما نمی توانند و نباید جایگزین جنبش های اجتماعی و فعالیت های مدنی مادی و فیزیکی و حضور در کف خیابانها و تجمعات اعتراضی و اعتصابی گردند.
حمید آقایی
پدیده جدیدی که در هفته های پیش از آغاز انتخابات رئیس دولت جمهوری اسلامی و آنطور که جمهوری اسلامی می نامد «انتخابات ریاست جمهوری»، بشدت مورد توجه قرار گرفته است پلاتفرم کلاب هاوس است. پیش از این نیز در جریان «انتخابات» نهادهای مختلف نظام جمهوری اسلامی از جمله مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری رسانه های اجتماعی اینترنتی مانند فیسبوک و تلگرام در تشویق مردم به شرکت در «انتخابات» مورد استفاده قرار می گرفتند. پدیده هایی که ظاهرا بیش از هر رسانه و ابزار تبلیغاتی دیگری مورد استفاده جمهوری اسلامی قرار گرفتند و حکومت از این طریق توانست بخشی از مردم را بسوی صندوقهای رای بکشاند، همان ابزاری که در آغاز بهار عربی و کشاندن مردم مصر به تجمع های بزرگ در میدان تحریر نیز نقش بسیار موثری بازی کرد.
البته استفاده از کلاب هاس و دیگر رسانه های اجتماعی دیجیتال صرفا محدود به موضوع انتخابات نمی شود و علاقمندان به مباحث مختلف به نحو گسترده ای از این امکانات استفاده می کنند، که با توجه به اینکه برخی از این رسانه ها هنوز توسط جمهوری اسلامی فیلتر نشده اند، می توانند نقش بسیار گسترده و موثری در تبادل و گردش آزاد نظرات و اطلاعات داشته باشند.
در این یادداشت اما مورد اشاره نگارنده نوع استفاده ایست که از رسانه های اجتماعی دیجیتال برای تبلیغات و بطور مشخص کنش سیاسی می شود. استفاده ای که هم جنبه های مثبت و هم منفی می تواند داشته باشد.
رسانه های اجتماعی دیجیتال امروزه توسط بسیاری از سیاستمداران و کنشگران سیاسی-اجتماعی برای اعلام نظر و انتشار مواضع خود، پیامهای کوتاهی از طریق توئیتر و یا فیسبوک ارسال می کنند؛ که هریک به اعتبار موقعیت و معروفیت، دنبال کنندگان خاص خود را دارند. سرعت انتقال و پوشش گسترده پیامها و نظرات طبیعتا یکی از جنبه های مثبت این پدیده جدید است.
جنبش های اعتراضیِ مدنی و سیاسی نیز در دوران اینترنت بطور گسترده از رسانه های اجتماعی برای انتشار بیانیه و نامه های اعتراضی و جمع آوری امضا و یا برای اعلام خبر گردهمایی و بسیج عمومی بهره های فراوان می برند. برخی از کاربران اینترنتی و حامیان این جنبش ها نیز به آسانی، زمانی که پشت کامپیوتر خود نشسته اند، می توانند امضای خود را پای بیانیه های اعتراضی بگذارند و با آنها همراهی نشان دهند.
در گذشته های نه چندان دور اما، که رسانه های اجتماعی یا اساسا وجود نداشتند و یا کمتر مورد استفاده قرار می گرفتند، شکل و شیوه اعتراضات، اعلام همبستگی و بسیج های مردمی به گونه های دیگر صورت می گرفتند. بطور مشخص، این اعتراضات عمدتا از طریق تجمعات، میتینگ ها، تظاهرات خیابانی و اعتصابات به وقوع می پیوستند و کنشگرانی که می خواستند از این تجمعات حمایت کنند معمولا می بایست حضور واقعی داشته باشند. در چنین میادینی، بر خلاف میادین اینترنتی، زمینه و شرایط فیزیکی مناسب برای ارتباط و سازماندهی معترضین فراهم بودند.
این کنتراست، موضوع مهم اعتراضات، فعالیت های مدنی و جنبش های اجتماعی و سیاسی در عصر اینترنت و استفاده از رسانه های اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر و تلگرام را به میان می کشد. در این رابطه این سوال مطرح است که آیا ماهیت و شکل اعتراضات مدنی در دوران جدید دگرگون شده اند؟ و این که اصولا رسانه های اینترنتی امروزه چه نقشی در پیوندها و ارتباطات انسانی که خمیر مایه اعتراضات و جنبش های مدنی را تشکیل می دهند می توانند و باید بازی نمایند؟
در رابطه با این سوالات و مباحث، مالکم گلادول (Malcom Gladwell) نوشته نسبتا طولانی در باره نقش رسانه های اجتماعیِ عصر اینترنت در اعتراضات و جنبش های مدنی در سال ۲۰۱۰ منتشر می کند (http://www.newyorker.com/magazine/2010/10/04/small-change-malcolm-gladwell) که مورد توجه بسیار قرار می گیرد. وی نوشته خود را با خاطره ای از یک جنبش اعتراضی سال ۱۹۶۰ که توسط دانشجویان سیاه پوست در اعتراض به تبعیض نژادی و ممانعت از ورود آنان به یک کافه مخصوص سفید پوستان صورت گرفت، آغاز می کند. وی در ادامه این خاطره گویی می نویسد که این اعتراضات در روزهای بعد بتدریج گسترش می یابند و هر روز بر تعداد دانشجویان سیاه پوست که در سکوت بر روی صندلی های کافه مخصوص سفید پوستان می نشستند، افزوده می شود. اعتراضاتی که بعدا مبنا و نقطه آغاز یکی از وسیعترین جنبشهای ضد تبعیض نژادی در سالهای ۱۹۶۰ در امریکا می گردند.
مالکم گلادول با مقایسه بین جنبش های اعتراضی و فعالیت های مدنی در دهه های گذشته و جنبش ها و فعالیت هایی که از طریق اینترنت و رسانه های اجتماعی آن زمان صورت می گرفت نتیجه گیری می کند که با گسترش استفاده از وسایل ارتباط جمعی اینترنتی این تهدید وجود دارد که فعالیت ها و اعتراضات مدنی از این به بعد بیشتر در محدوده ارتباطات اینترنتی صورت گیرند و به این ترتیب محدود و محصور گردند. محدوده و ارتباطاتی که از عمق کافی برخوردار نیستند و بدنبال خود شبکه های اجتماعیِ اینترنتی ایجاد می کنند که از گره گاه ها و نقاط اتصال ضعیف و موقت بنا شده اند که به آسانی نیز می توانند محو شوند.
اگرچه زمان انتشار این نوشته به قبل از تجمعات اعتراضی در میدان تحریر قاهره باز می گردد و نویسنده آن نقش موثر رسانه های اجتماعی اینترنتی را در بسیج و اطلاع رسانی برای حضور در میدان تحریر ندیده بود، اما در عین حال وی روی یک واقعیت درست انگشت می گذارد که ظاهرا به علت استفاده گسترده از رسانه های اجتماعی اینترنتی ماهیت و شکل اعتراضات و فعالیت های مدنی بتدریج در حال دگرگون شدن هستند. دگرگونی هایی که عوارض منفی نیز می توانند داشته باشند.
یکی از ضروریات و ویژگیهای مهم اعتراضات مدنی، که اتفاقا بنظر من نقش بسیار موثری در ماندگاری و نتیجه بخشی این اعتراضات دارند، میزان ریسک پذیری معترضین است. واضح است که حضور فیزیکی در میادین اعتراضی و تبدیل روحیه اعتراضی به یک کنش اجتماعی مشخص مانند اعتصاب و یا تظاهرات خیابانی ریسک پذیری نسبتا بالایی از معترضین و شرکتکنندگان می طلبد، بویژه در کشورهای غیر دمکراتیک. ریسک پذیری که یکی از رمزهای موفقیت و دوام این اعتراضات نیز می باشد.
اما همانطور که می دانیم، اعلام حمایت ها و اعتراضات اینترنتی، از طریق صدور اعلامیه و یا جمع آوری امضا، از درجه ریسک پذیری بسیار پائینتری برخوردارند؛ که اگرچه بعلت خطرات کمتر ممکن است از حمایت های گسترده برخوردار شوند و تعداد بسیار بالایی از امضاهای حمایتی را جمع آوری کنند، اما بر خلاف اعتراضات فیزیکی و خیابانی شبکه ای ضعیف و موقت از پیوند ها و ارتباطات اجتماعی فراهم می آورند.
برخی از روانشناسان معتقدند که اگر فردی تصمیم به یک تغییر و یا انجام کار مهمی در زندگی شخصی خود گرفته است، بهتر است، در صورتی که لزومی به طرح آن تصمیم در محیط دوستان و نزدیکانش نباشد، آنرا اعلام ننماید. به این دلیل که ظاهر با اعلام عمومی اراده و تصمیم خود بر تغییر یک رفتار و یا یک انتخاب مهم، انسان ناخودآگاه دچار نوعی رضایت خاطر درونی می شود که می تواند از انگیزه اولیه وی برای آغاز به عمل بکاهد و بنابراین با جدیت کافی بدنبال تحقق تصمیم خود نرود.
این تحلیل روانشناسانه در رابطه با نقش و اثر روانی اعلام عمومی یک نظر، یا یک تصمیم و یا حمایت اینترنتی از یک اعتراض، از طریق رسانه های اجتماعی، نیز می تواند صادق باشد؛ به این معنی که لایک زدن روی یک عکس و یا یک خبر، حتی بسیار غم انگیز از رنجی که مردم جنگ زده و گرسنه می کشند، می تواند در نهان انسان نوعی از احساس رضایت که من نیز در این رابطه کاری کرده ام، بگذارد. در حالیکه هدف از انتشار این اخبار و تصاویر قاعدتا تشویق و برانگیختن دیگران به یک اقدام عملی در برابر این شرایط اسفناک است. برای مثال در گذشته های نه چندان دور تظاهرات خیابانی ضد جنگ در اقصا نقاط جهان صورت می گرفتند که در سالهای اخیر تعداد و حجم آنها رو به کاهش گذاشته اند.
هدف از طرح نقشی که رسانه های اجتماعی اینترنتی، از زاویه ضرورت ارتباطات فیزیکی و رو در روی افراد با یکدیگر و سازماندهی عمیق تر و پرمحتواتر این ارتباطات، به هیچ وجه به معنی نادیده گرفتن نقش های مثبتی که این وسایل ارتباط جمعی می توانند داشته باشند نیست. این وسایل اگرچه نقش و ارزش بسیار مهم و انکار ناپذیری در اطلاع رسانی، آگاهی بخشی و بسیج مردم دارا هستند، اما نمی توانند و نباید جایگزین جنبش های اجتماعی و فعالیت های مدنی مادی و فیزیکی و حضور در کف خیابانها و تجمعات اعتراضی و اعتصابی گردند. رمز ماندگاری جنبش سبز در رسانه ای شدن پیام آن نبود، بلکه در شعار خیابانی رای من کو و بهایی که نسل جوان ایران با خون و جان خود برای آن پرداخت نهفته است. رمز ماندگاری خاطره بهار عربی در مصر نیز در تجمعات گسترده و صلح آمیز مردم مصر در میدان تحریر قاهره پنهان است نه در رسانه های اینترنتی که حداکثر نقش آن اطلاع رسانی سریع و به موقع بوده است.
حتی محبوبیت محمد نوری زاد، فاطمه سپهری، نرگس محمدی و نسرین ستوده و دیگر فعالین مدنی و سیاسی در ایران در تعداد بسیار گسترده دوستان و دنبال کنندگان و لایک زنندگان آنان در فیسبوک نیست، در استقامت و پیگیری آنها در حضور اعتراضی مقابل کاخ دادگستری و زندان اوین نهفته است. و البته این واقعیت نیز نباید فراموش شود و ارزش کار بسیاری از وبلاگ نویسان، شعرا و هنرمندان ما، که بدلیل عدم امکان استفاده از رسانه های رسمی، از این رسانه هایِ آزاد استفاده می کنند، هرگز نباید نادیده گرفته شود. آنان نیز از این طریق دیدگاه ها و اثرات فکری و هنری خود را در اختیار دیگران قرار می دهند.
در نهایت جان کلام و نظر نگارنده این است که با وجود نقش بسیار مهم رسانه های اجتماعی در اطلاع رسانی و حتی بسیج های اجتماعی این تهدید وجود دارد که این رسانه ها و نقش و عملکرد آنها جایگزین جنبش های واقعی اجتماعی و مدنی گردند.